وقتی تو نیستی در و دیوار خانه را
ملّافه های گلبهی چارخانه را
حتّی کتاب حافظ و گلدان روی میز
روبان و گوشواره و موگیر و شانه را
وقتی قرار نیست بیایی برای کی
این لاک های صورتی دخترانه را...؟
اصلا خودم در آینه کوتاه می کنم
موهای خیس ِ ریخته بر روی شانه را
با گریه پاک می کنم از روی صورتم
این خطِ چشم مسخره ی ناشیانه را
من، جوجه فنچ کوچک تنها، بدون تو
دیگر چطور گرم کنم آشیانه را؟
یک روز با تو من همۀ شهر را... ولی
حالا که نیستی در و دیوار خانه را...
@asheghanehaye_fatima
#پانتهآ_صفایی
ملّافه های گلبهی چارخانه را
حتّی کتاب حافظ و گلدان روی میز
روبان و گوشواره و موگیر و شانه را
وقتی قرار نیست بیایی برای کی
این لاک های صورتی دخترانه را...؟
اصلا خودم در آینه کوتاه می کنم
موهای خیس ِ ریخته بر روی شانه را
با گریه پاک می کنم از روی صورتم
این خطِ چشم مسخره ی ناشیانه را
من، جوجه فنچ کوچک تنها، بدون تو
دیگر چطور گرم کنم آشیانه را؟
یک روز با تو من همۀ شهر را... ولی
حالا که نیستی در و دیوار خانه را...
@asheghanehaye_fatima
#پانتهآ_صفایی
@asheghanehaye_fatima
حتي اگر گاهي گداري دلبري كردم
من مادرت بودم برايت مادري كردم
من سالها با اخمهايت مردم و يك عمر
با بوسه ام جان دادمت جادوگري كردم!
در چشم من حق با كسي كه با تو باشد بود
قانون من اين بود!...هرجا داوري كردم
هر وقت هم پاي زني ديگر ميان آمد
پا پس كشيدم، چشم بستم، خواهري كردم
موهاي بيتاب رهايي روي دوشت را
زنداني حبس ابد در روسري كردم
تلخي نكردم، لج نكردم، رنجهايم را
با شعرهاي زيرلب يادآوري كردم
دنبال آهوهاي كولي، ببر بازيگوش !
هي رفتي و هي ماندم و هي خودخوري كردم
وقتي كه برگشتي ولي زخم غرورت را
ﻻي پتوي بوسه هايم بستري كردم
مثل زنان ديگرم آيا؟!... نه، بي انصاف!
من مادرت بودم!... برايت مادري كردم!
#پانتهآ_صفایی
حتي اگر گاهي گداري دلبري كردم
من مادرت بودم برايت مادري كردم
من سالها با اخمهايت مردم و يك عمر
با بوسه ام جان دادمت جادوگري كردم!
در چشم من حق با كسي كه با تو باشد بود
قانون من اين بود!...هرجا داوري كردم
هر وقت هم پاي زني ديگر ميان آمد
پا پس كشيدم، چشم بستم، خواهري كردم
موهاي بيتاب رهايي روي دوشت را
زنداني حبس ابد در روسري كردم
تلخي نكردم، لج نكردم، رنجهايم را
با شعرهاي زيرلب يادآوري كردم
دنبال آهوهاي كولي، ببر بازيگوش !
هي رفتي و هي ماندم و هي خودخوري كردم
وقتي كه برگشتي ولي زخم غرورت را
ﻻي پتوي بوسه هايم بستري كردم
مثل زنان ديگرم آيا؟!... نه، بي انصاف!
من مادرت بودم!... برايت مادري كردم!
#پانتهآ_صفایی
گرچه گاهی بالشم از گریه تا فردا تَر است
با خیالش خوابهایم شب به شب زیباتر است
مثل دلفینی به دام افتاده در استخرم، آه!
ظاهراٌ مشغول رقصم، چشمهام امّا تر است
من نه، هرکس خواب اقیانوس را هم دیده است
چشمهایش مثل من تا آخر دنیا تر است
زندگی مثل سیابازی است، آدم هر چهقدر
دوستدارانش فراوانتر، خودش تنهاتر است
گاه میگویم که باید چشمهایم را ... ولی
هرچه محکمتر ببندم چشم، او پیداتر است
#پانتهآ_صفایی
@asheghanehaye_fatima
با خیالش خوابهایم شب به شب زیباتر است
مثل دلفینی به دام افتاده در استخرم، آه!
ظاهراٌ مشغول رقصم، چشمهام امّا تر است
من نه، هرکس خواب اقیانوس را هم دیده است
چشمهایش مثل من تا آخر دنیا تر است
زندگی مثل سیابازی است، آدم هر چهقدر
دوستدارانش فراوانتر، خودش تنهاتر است
گاه میگویم که باید چشمهایم را ... ولی
هرچه محکمتر ببندم چشم، او پیداتر است
#پانتهآ_صفایی
@asheghanehaye_fatima
.
از هرچه دارم، چشم میپوشم اگر دنیا
یکشب مرا، زانو به زانوی تو بِنشاند!
#پانتهآ_صفایی
@asheghanehaye_fatima
از هرچه دارم، چشم میپوشم اگر دنیا
یکشب مرا، زانو به زانوی تو بِنشاند!
#پانتهآ_صفایی
@asheghanehaye_fatima