عاشقانه های فاطیما
821 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
و عشق یعنی کسی که
بتوانی نقاب خندان چهره‌ات را برداری
و کنارش غم‌هایت را شخم بزنی!

#رومن_گاری
@asheghanehaye_fatima

@asheghanehaye_fatima
او واقعاً مرا دوست دارد. برای همین هم می‌خواهد اذیتم بکند…
چون عشق خودش یک جور آدم‌کشی است...


📕خداحافظ گاری کوپر
#رومن_گاری

@asheghanehaye_fatima
میلیون‌ها و میلیاردها آدم توی این دنیا هست که همشون می‌تونن بی تو زندگی کنن ، اما آخه چرا من نمی‌تونم ؟!
این درد رو کجا ببرم ؟! من نمی‌تونم بی تو زندگی کنم ! کاری که هر کسی می‌تونه بکنه ، کاری که از یه بچه‌ی پنج ساله برمیاد ، از من برنمیاد.

#رومن_گاری

@asheghanehaye_fatima
او استعداد عجیبی برای سکوت داشت
می‌توانستی ساعت‌ها کنار او ساکت باشی
بی‌آن‌که متوجه شوی چیزی برای گفتن نداری.


خداحافظ گاری‌ کوپر/
#رومن_گاری


@asheghanehaye_fatima

همیشه موج نهم تنهایی، قوی ترین موج، همان که از دورترین نقطه می‌آید، از دورترین جای دریا، همان است که تو را سرنگون می‌کند و از سرت می‌گذرد و تو را به اعماق می‌کشاند، و سپس ناگهان رهایت می‌کند، همان قدر که فرصت کنی تا به سطح آب بیایی، دست‌هایت را بالا ببری، بازوهایت را بگشایی و بکوشی تا به نخستین پر کاه بچسبی. تنها وسوسه‌ای که کسی هرگز نتوانسته است بر آن غالب شود: وسوسه‌ی امید...

#رومن_گاری



@asheghanehaye_fatima
خوشبختی از آن نوع شیرینی‌هاست که باید بلافاصله و گرم گرم خورده شود.
نمی‌توان آن را با خود به منزل برد.
همین‌که کسی بخواهد آن را به هر قیمت که شده حفظ کند، به یک جهنم مبدل خواهد شد.
#رومن_گاری


@asheghanehaye_fatima
نمی شود
بدون دوست داشتن کسی زنده ماند
تجربه کهنه ام را باور کنید...

#رومن_گاری


@asheghanehaye_fatima
شصت‌سال پیش که جوان بودم، با زن جوانی آشنا شدم. او مرا دوست داشت، من هم دوستش داشتم. هشت‌ماه گذشت و بعد، خانه‌اش را عوض کرد.
حالا که شصت سال گذشته، هنوز به یادش هستم.
به او گفتم فراموشت نمی‌کنم. و سال‌ها گذشت و فراموشش نکردم.

گاهی اوقات ترس برم می‌داشت. چون هنوز زندگیِ درازی در پیش داشتم، و چطور می‌توانستم به خودم، به خودِ بی‌چاره‌ام اطمینان بدهم که فراموشش نمی‌کنم، درحالی‌که مداد پاک‌کن دست خداست؟

اما حالا آرامم. دیگر جمیله را فراموش نمی‌کنم. وقت زیادی باقی نمانده، و پیش از اینکه فراموشش کنم
می‌میرم.


#رومن_گاری
- زندگی در پیش‌رو -

@asheghanehaye_fatima