عاشقانه های فاطیما
821 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
پر از بی‌تابیم
امّا
تو‌ از من
تاب می‌خواهی!

#علیرضا_آذر‌

@asheghanehaye_fatima
مــن شعــر می‌شوم
که بگردم به دورِ تــو...


#علیرضا_آذر
@asheghanehaye_fatima
.
پشت صورت
هزارها صورت خسته
از چهره های تو در تو

#علیرضا_آذر

@asheghanehaye_fatima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نگاهش نگاه میکردم،
در نگاهش دو گرگ پنهان بود

نیش تیز کنار ابروهاش
او هم از توله های آبان بود

با تو ام قاب عکس نارنجی
با تو ام زر قبای پاییزی

در نگاهت حضور مولانا است
پا رکاب دو شمس تبریزی!

توی چشمت دوباره ماهی ها
توی چشمت عمیق اقیانوس

توی چشمت همیشه دعوا بود
بین هر هشت دست اختاپوس


#شعر_خوانی
#تومور ۳
#علیرضا_آذر (شعر و دکلمه)
@asheghanehaye_fatima
Chahar Ghatre Khoon - Test A
‍ تو آن صیدی ،
که صیادِ خودت را
صیدِ خود کردی...

#علیرضا_آذر
@asheghanehaye_fatima
دندان
به جگر
بگذار،
ته‌مانده‌ی
من مانده...

‌ از مثنویِ
‌‌‌‌‌ بودن،
‌ ‌ یک بیت
‌‌ ‌‌ دهن مانده...

#علیرضا_آذر

@asheghanehaye_fatima
عینِ َرگ است
اگر بی #تــــو بخواهَد بروَد،
او ڪه از جانِ خودَت
دوست تَرش میداری ..!

#علیرضا_آذر


@asheghanehaye_fatima
درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی"

#علیرضا_آذر

@asheghanehaye_fatima
Asare Angosht
Alireza Azar
‍ روز میلادِ من است آمده‌ام دست کشم
به سر و گوشِ عرق کرده‌ی دنیای خودم
قول دادم که در این شعر فقط من باشم
تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم...
ردِ انگشتِ تو بر سینه‌ی سیب است هنوز
من غلط کرده و مغضوبِ خداوند شدم...
قول دادم که در اندیشه‌ی خود حبس شوم
دل به بالا و بلندای خیالی ندهم
دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس
به تنِ هیچ عقابی پَر و بالی ندهم...
قد کشیدم سرِ دوشم به لبِ ابر رسید
سر برآوردم و دیدم که چقدر الوندم
عهد کردم که اگر پای کسی فتحم کرد
قامتش را سرِ سبابه‌ی خود می‌بندم
عهد کردم که اگر دست کسی لمسم کرد
کولیِ دشت شوم معرکه آغاز کنم
در دلم آهنِ تَف‌دیده‌ی بسیاری هست
وای ازآن دَم که بخواهم دهنی باز کنم...
آنچنان مست کنم روح بچرخد در من
آنچنان نعره زنم سقفِ زمین چاک شود
آنچنان شانه به لرزانم و هی هی بکنم
که برای همه‌ی دشت خطرناک شود...

#علیرضا_آذر

@asheghanehaye_fatima