تعریف مینیمال بطور خلاصه میشه "سادگی و ساده گرایی"
یه مینیمال هایی تو زندگی هست که خیلی قشنگن!
مثل یه بوسه که تُو رو آروم از خواب بیدار کنه،
مثل لبخندش اول صبحی، ساکت اما پر از حرف
یا دید زدن یواشکی ساق پاهاش، که از زیر دامن پیداست
مثل کلمه ی "تو"
جمله ی "دوستت دارم"
مثل همین گلِ تو عکس
#حميد_جديدی
#صبح_بخیر
@asheghanehaye_fatima
یه مینیمال هایی تو زندگی هست که خیلی قشنگن!
مثل یه بوسه که تُو رو آروم از خواب بیدار کنه،
مثل لبخندش اول صبحی، ساکت اما پر از حرف
یا دید زدن یواشکی ساق پاهاش، که از زیر دامن پیداست
مثل کلمه ی "تو"
جمله ی "دوستت دارم"
مثل همین گلِ تو عکس
#حميد_جديدی
#صبح_بخیر
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
منکه دلم عشق نمیخواست. مزه ی تلخ آنرا یکبار چشیده بودم. حتی اینکه کسی بخواهد دوستم بدارد خیلی برایم اهمیت نداشت. من به دنبال رنجی بودم که گذشته ی اندوهناکم را فراموش کنم. رنجی کارساز، که تنها بتوانم به آن فکر کنم. برای همین شروع کردن به دوست داشتن آدم ها. این کار به آنها جسارتی عظیم میبخشد که رنجی عظیم خلق کنند.
#حميد_جديدی
#یادداشت
منکه دلم عشق نمیخواست. مزه ی تلخ آنرا یکبار چشیده بودم. حتی اینکه کسی بخواهد دوستم بدارد خیلی برایم اهمیت نداشت. من به دنبال رنجی بودم که گذشته ی اندوهناکم را فراموش کنم. رنجی کارساز، که تنها بتوانم به آن فکر کنم. برای همین شروع کردن به دوست داشتن آدم ها. این کار به آنها جسارتی عظیم میبخشد که رنجی عظیم خلق کنند.
#حميد_جديدی
#یادداشت
@asheghanehaye_fatima
+ ما زن ها، وقتی ناموس مَردی میشیم، چه شکلی میشیم؟
- شکل تمام چیزایی که دوستش داریم.
#حميد_جديدی
#دیالوگ_های_خیالی_من
+ ما زن ها، وقتی ناموس مَردی میشیم، چه شکلی میشیم؟
- شکل تمام چیزایی که دوستش داریم.
#حميد_جديدی
#دیالوگ_های_خیالی_من
+ بوسهی پشت گردن ابدیه. هیچ وقت فراموش نمیشه!
- پس یادم باشه این دفعه دوبار ببوسم. واسه محکم کاری. عین امضایی که دوبار پشت چک میزن.
#حميد_جديدی
#دیالوگ
@asheghanehaye_fatima
- پس یادم باشه این دفعه دوبار ببوسم. واسه محکم کاری. عین امضایی که دوبار پشت چک میزن.
#حميد_جديدی
#دیالوگ
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
وقتی باد بذرت را به دامانم آورد لبریز از شادمانی شدم! باران که بارید، این ریشه های تو بود که با رگ هام یکی می شد. صخره ی کناری را لغزاندم تا سهم نورِ تو، در امان باشد. گل که دادی روی برگرداندی!
میدانم عزیزم که دوستم نداری و دائم با خودت می گویی:
"کاش جای این کوهِ تنها، کنار نهری زیبا روییده بودم"
(رودی که سرچشمه اش سمت دیگر من است.)
چه شب ها که تا صبح بخاطرت گریستم؛ ندیدی؛نفهمیدی!
#حميد_جديدی
#یادداشت
وقتی باد بذرت را به دامانم آورد لبریز از شادمانی شدم! باران که بارید، این ریشه های تو بود که با رگ هام یکی می شد. صخره ی کناری را لغزاندم تا سهم نورِ تو، در امان باشد. گل که دادی روی برگرداندی!
میدانم عزیزم که دوستم نداری و دائم با خودت می گویی:
"کاش جای این کوهِ تنها، کنار نهری زیبا روییده بودم"
(رودی که سرچشمه اش سمت دیگر من است.)
چه شب ها که تا صبح بخاطرت گریستم؛ ندیدی؛نفهمیدی!
#حميد_جديدی
#یادداشت