زیستن در ناممکنها بیهوده و غمانگیز است
نمیشود از رنگ دریا ماهی گرفت
نمیشود از عکس درختان میوه چید
و برکههای رؤیا،
پرندگان را سیراب نمیکنند
مرا ببخش
که دیگر نمیتوانم
به دیواری در دوردستها تکیه کنم!
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
نمیشود از رنگ دریا ماهی گرفت
نمیشود از عکس درختان میوه چید
و برکههای رؤیا،
پرندگان را سیراب نمیکنند
مرا ببخش
که دیگر نمیتوانم
به دیواری در دوردستها تکیه کنم!
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
مرا تنها گذاشته ای
سهم من از تو
فقط سوختن است
انگار باید بسوزم و
تمام شوم
مرا در کافه ای جا گذاشته ای
مثل سیگار نیم سوخته
مثلا رفته ای که برگردی
شب از نیمه گذشته
اما از تو خبری نشده است.
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
سهم من از تو
فقط سوختن است
انگار باید بسوزم و
تمام شوم
مرا در کافه ای جا گذاشته ای
مثل سیگار نیم سوخته
مثلا رفته ای که برگردی
شب از نیمه گذشته
اما از تو خبری نشده است.
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
از تو محرومم
آنگونه که دهکده از پزشک
کویر از آب، لاک پشت از پرواز
اندوه ها در من شعله ور است و
ابر ها در من در حال بارش
نیمی آتشم نیمی باران
اما بارانم، آتشم را خاموش نمی کند!
#رسول_یونان
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
آنگونه که دهکده از پزشک
کویر از آب، لاک پشت از پرواز
اندوه ها در من شعله ور است و
ابر ها در من در حال بارش
نیمی آتشم نیمی باران
اما بارانم، آتشم را خاموش نمی کند!
#رسول_یونان
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
وقتی که شب
به خانه برمیگردی
و صدای کلید را در قفل میشنوی
بدان که تنهایی
وقتی کلید برق را میزنی
صدای تیک را میشنوی
بدان که تنهایی
وقتی در تختخواب
از صدای قلب خودت نمیتوانی بخوابی
بدان که تنهایی
وقتی که زمان
کتابها و کاغذها را در خانه میجود
و تو صدایش را میشنوی
بدان که تنهایی
اگر صدایی از گذشته
تو را به روزهای قدیمی دعوت کند
بدان که تنهایی
و تو بیآنکه قدر تنهایی را بدانی
دوست داری
خودت را خلاص کنی
اگر این کار هم بکنی
باز تک و تنهایی
#عزیز_نسین
ترجمهٔ
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
به خانه برمیگردی
و صدای کلید را در قفل میشنوی
بدان که تنهایی
وقتی کلید برق را میزنی
صدای تیک را میشنوی
بدان که تنهایی
وقتی در تختخواب
از صدای قلب خودت نمیتوانی بخوابی
بدان که تنهایی
وقتی که زمان
کتابها و کاغذها را در خانه میجود
و تو صدایش را میشنوی
بدان که تنهایی
اگر صدایی از گذشته
تو را به روزهای قدیمی دعوت کند
بدان که تنهایی
و تو بیآنکه قدر تنهایی را بدانی
دوست داری
خودت را خلاص کنی
اگر این کار هم بکنی
باز تک و تنهایی
#عزیز_نسین
ترجمهٔ
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
دنیا که به پایان رسید
رؤیاها
دنیایی دیگر خواهند ساخت
و خنده ی تو
جای آفتاب را خواهد گرفت
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
رؤیاها
دنیایی دیگر خواهند ساخت
و خنده ی تو
جای آفتاب را خواهد گرفت
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
دنیا که به پایان برسد
رویاها
دنیایی دیگر خواهند ساخت
و خندهٔ تو
جای آفتاب را خواهد گرفت
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
رویاها
دنیایی دیگر خواهند ساخت
و خندهٔ تو
جای آفتاب را خواهد گرفت
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
.
در آوازها
به سویت میآمدم
و باد ، بالم بود.
اما تو دور بودی، دور...
همچون کوهی در رویا
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
در آوازها
به سویت میآمدم
و باد ، بالم بود.
اما تو دور بودی، دور...
همچون کوهی در رویا
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
کاش میدانستم،خواب ها
تا کجا ادامه می یابند؟
یا بیداری
از کجا شروع می شود؟
نمیدانم بودنت را باور کنم
یا نبودنت را؟!
کاش مزرعه ای
از گل سرخ بود
میان خواب و بیداری...
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
تا کجا ادامه می یابند؟
یا بیداری
از کجا شروع می شود؟
نمیدانم بودنت را باور کنم
یا نبودنت را؟!
کاش مزرعه ای
از گل سرخ بود
میان خواب و بیداری...
#رسول_یونان
@asheghanehaye_fatima
.
بقول #رسول_یونان:
دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمدستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمدسفیدی از کبوترانم چید
هر که آمدلبخند از لبهایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی در این ایستگاه نشستهام!
@asheghanehaye_fatima
بقول #رسول_یونان:
دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمدستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمدسفیدی از کبوترانم چید
هر که آمدلبخند از لبهایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی در این ایستگاه نشستهام!
@asheghanehaye_fatima