@asheghanehaye_fatim
🎀
آدم برفی آب می شود
اما چشم هایش
هنوز انتظار می کشند
من مردی شده ام
که دکمه های لباسش هم
به تو فکر می کنند
#نیما_عزیزی
🎀
آدم برفی آب می شود
اما چشم هایش
هنوز انتظار می کشند
من مردی شده ام
که دکمه های لباسش هم
به تو فکر می کنند
#نیما_عزیزی
@asheghanehaye_fatima
🎀
بختش میان تیرگی آسمان گم بود
مردی که اسم کوچکش سؤتفاهم بود
آدم به خود می گفت این تبعید طولانی
تنها برای خوردن یک مشت گندم بود
ما دیر فهمیدیم غربت نام یک شهر است
شهری که خالی از تبسم های مردم بود
با موج خشمش را به گوش صخره می کوبید
دریا که سهمش از غریبی ها تلاطم بود
مست خم چل ساله بودیم و نفهمیدیم
این عشق از سر درد های سال چندم بود
هر روز در پل با خیال او قدم می زد
مردی که اسم کوچکش سؤتفاهم بود
#نیما_عزیزی
🎀
بختش میان تیرگی آسمان گم بود
مردی که اسم کوچکش سؤتفاهم بود
آدم به خود می گفت این تبعید طولانی
تنها برای خوردن یک مشت گندم بود
ما دیر فهمیدیم غربت نام یک شهر است
شهری که خالی از تبسم های مردم بود
با موج خشمش را به گوش صخره می کوبید
دریا که سهمش از غریبی ها تلاطم بود
مست خم چل ساله بودیم و نفهمیدیم
این عشق از سر درد های سال چندم بود
هر روز در پل با خیال او قدم می زد
مردی که اسم کوچکش سؤتفاهم بود
#نیما_عزیزی
@asheghanehaye_fatima
🎀
کاش کلمه ای بودم
در دفتر شعری
که برای تو سروده بودندش
مثلا "زیبا" بودم
بعد از نامت می آمدم
و می توانستم کنار تو بایستم
اصلا "شانه" بودم بهتر بود
هم کنار نامت می آمدم
هم لای موهات پیچ و تابم می دادی
خدا می داند
شاید هم اگر شانه ی خوبی بودم
به من تکیه می دادی!
فکرش را بکن
می توانستم "خانه" باشم
مثل همین حالا
درون من زندگی می کردی!
بیرون از این شعر
تنها چند خیابان از تو فاصله دارم
تو اما
میلیون ها سال نوری از من دوری
کلمه ای هستم که دو پا دارم
با این دو پا
نه می شود به تو نزدیک شد
نه کنار تو ایستاد
#نیما_عزیزی
🎀
کاش کلمه ای بودم
در دفتر شعری
که برای تو سروده بودندش
مثلا "زیبا" بودم
بعد از نامت می آمدم
و می توانستم کنار تو بایستم
اصلا "شانه" بودم بهتر بود
هم کنار نامت می آمدم
هم لای موهات پیچ و تابم می دادی
خدا می داند
شاید هم اگر شانه ی خوبی بودم
به من تکیه می دادی!
فکرش را بکن
می توانستم "خانه" باشم
مثل همین حالا
درون من زندگی می کردی!
بیرون از این شعر
تنها چند خیابان از تو فاصله دارم
تو اما
میلیون ها سال نوری از من دوری
کلمه ای هستم که دو پا دارم
با این دو پا
نه می شود به تو نزدیک شد
نه کنار تو ایستاد
#نیما_عزیزی
@asheghanehaye_fatima
کاش کلمه ای بودم
در دفتر شعری
که برای تو سروده بودندش
مثلا "زیبا" بودم
بعد از نامت می آمدم
و می توانستم کنار تو بایستم
اصلا "شانه" بودم بهتر بود
هم کنار نامت می آمدم
هم لای موهات پیچ و تابم می دادی
خدا می داند
شاید هم اگر شانه ی خوبی بودم
به من تکیه می دادی!
فکرش را بکن
می توانستم "خانه" باشم
مثل همین حالا
درون من زندگی می کردی!
بیرون از این شعر
تنها چند خیابان از تو فاصله دارم
تو اما
میلیون ها سال نوری از من دوری
کلمه ای هستم که دو پا دارم
با این دو پا
نه می شود به تو نزدیک شد
نه کنار تو ایستاد
#نیما_عزیزی
کاش کلمه ای بودم
در دفتر شعری
که برای تو سروده بودندش
مثلا "زیبا" بودم
بعد از نامت می آمدم
و می توانستم کنار تو بایستم
اصلا "شانه" بودم بهتر بود
هم کنار نامت می آمدم
هم لای موهات پیچ و تابم می دادی
خدا می داند
شاید هم اگر شانه ی خوبی بودم
به من تکیه می دادی!
فکرش را بکن
می توانستم "خانه" باشم
مثل همین حالا
درون من زندگی می کردی!
بیرون از این شعر
تنها چند خیابان از تو فاصله دارم
تو اما
میلیون ها سال نوری از من دوری
کلمه ای هستم که دو پا دارم
با این دو پا
نه می شود به تو نزدیک شد
نه کنار تو ایستاد
#نیما_عزیزی