تو خورشید خاوری
جان جهان ز نور تو سرشار می شود
همراه با طلوع تو ای آفتاب پاک
در خواب رفته طالع من
این خفته سالیان بیدار می شود
ای ایه مکرر آرامش
می خواهمت هنوز
آری هنوز هم
دریای آرزوی
در این دل شکسته من موج می زند
راهی به دل بجو
, آیا چه کس تو را از مهربان شدن با من مایوس می کند
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
جان جهان ز نور تو سرشار می شود
همراه با طلوع تو ای آفتاب پاک
در خواب رفته طالع من
این خفته سالیان بیدار می شود
ای ایه مکرر آرامش
می خواهمت هنوز
آری هنوز هم
دریای آرزوی
در این دل شکسته من موج می زند
راهی به دل بجو
, آیا چه کس تو را از مهربان شدن با من مایوس می کند
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
من می شناختم او را
نام تو را همیشه به لب داشت
حتی
در حال احتضار
آن دلشکسته عاشق بی نام و بی نشان
آن مرد بی قرار
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
هر روز پای پنجره غمگین نشسته بود
و گفتگو نمی کرد
جز با درخت سرو
در باغ کوچک همسایه
شبها به کارگاه خیال خویش
تصویری از بلندی اندام می کشید
و در تصورش
تصویر تو بلندترین سرو باغ را
تحقیر کرده بود
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
من می شناختم او را
نام تو را همیشه به لب داشت
حتی
در حال احتضار
آن دلشکسته عاشق بی نام و بی نشان
آن مرد بی قرار
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
هر روز پای پنجره غمگین نشسته بود
و گفتگو نمی کرد
جز با درخت سرو
در باغ کوچک همسایه
شبها به کارگاه خیال خویش
تصویری از بلندی اندام می کشید
و در تصورش
تصویر تو بلندترین سرو باغ را
تحقیر کرده بود
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
گه گاهی که دلم میگیرد ...
پیش خود میگویم :
آنکه جانم را سوخت
یاد میآرد از این بنده هنوز ...؟
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
پیش خود میگویم :
آنکه جانم را سوخت
یاد میآرد از این بنده هنوز ...؟
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
.
شب آفتاب ندارد..
و زندگانیِ من بی تو..
چو جاودانه شبی...
جاودانه «تاریک» است..!
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
شب آفتاب ندارد..
و زندگانیِ من بی تو..
چو جاودانه شبی...
جاودانه «تاریک» است..!
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
.
کاش آن آینه بودم من
که به هر صبح
تو را میدیدم!
میکشیدم
همه اندام تو را
در آغوش
سرو اندام تو با آن همه پیچ
آن همه تاب؛
آنگه از باغ تنت میچیدم
گل صد بوسهی ناب...
#حمید_مصدق
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
کاش آن آینه بودم من
که به هر صبح
تو را میدیدم!
میکشیدم
همه اندام تو را
در آغوش
سرو اندام تو با آن همه پیچ
آن همه تاب؛
آنگه از باغ تنت میچیدم
گل صد بوسهی ناب...
#حمید_مصدق
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
.
شعر اول رو #حمید_مصدق گفته که فکر کنم همه خوندن یا شنیدن:
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت!!
و اما پاسخ #فروغ_فرخزاد به حمید مصدق :
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت!!
حالا پاسخ جواد نوروزی بعد از سالها به این دوتا شاعر :
دخترک خندید و
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود..
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
او یقیناً پی معشوق خودش می آید !
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد !
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت!!
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
شعر اول رو #حمید_مصدق گفته که فکر کنم همه خوندن یا شنیدن:
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت!!
و اما پاسخ #فروغ_فرخزاد به حمید مصدق :
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت!!
حالا پاسخ جواد نوروزی بعد از سالها به این دوتا شاعر :
دخترک خندید و
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود..
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
او یقیناً پی معشوق خودش می آید !
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد !
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت!!
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
.
اگر تو باز نگردی
اميد آمدنت را به گور خواهم برد
و كس نمیداند
كه در فراق تو ديگر
چگونه خواهم زيست
چگونه خواهم مرد...
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
اگر تو باز نگردی
اميد آمدنت را به گور خواهم برد
و كس نمیداند
كه در فراق تو ديگر
چگونه خواهم زيست
چگونه خواهم مرد...
#حمید_مصدق
@asheghanehaye_fatima
.
.
تنها
تو را ستودم؛
آنسان ستودمت که بدانند مردمان؛
محبوبِ من به سان « خدایان »
ستودنیست.
من پاکباز عاشقم
از عاشقان تو
با مرگم آزمای
با مرگ اگر شیوه تو آزمودنی ست
#حمید_مصدق
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
.
تنها
تو را ستودم؛
آنسان ستودمت که بدانند مردمان؛
محبوبِ من به سان « خدایان »
ستودنیست.
من پاکباز عاشقم
از عاشقان تو
با مرگم آزمای
با مرگ اگر شیوه تو آزمودنی ست
#حمید_مصدق
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
.
.
تنها تو را ستودم
آنسان ستودمت که بدانند مردمان
محبوبِ من بهسان خدايان ستودنیست... 🥹❤️
#حمید_مصدق
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
.
تنها تو را ستودم
آنسان ستودمت که بدانند مردمان
محبوبِ من بهسان خدايان ستودنیست... 🥹❤️
#حمید_مصدق
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima