@asheghanehaye_fatima
چشم هایم را می بوسد
– چشم های خیس و داغ و گریانم را –
و من می دانم که بوسیدن چشم دوری میآورد و دلم سخت میگیرد.
#گلی_ترقی
از کتاب #جایی_دیگر
#نشر_نیلوفر
چشم هایم را می بوسد
– چشم های خیس و داغ و گریانم را –
و من می دانم که بوسیدن چشم دوری میآورد و دلم سخت میگیرد.
#گلی_ترقی
از کتاب #جایی_دیگر
#نشر_نیلوفر
@asheghanehaye_fatima🔹
هريک از ما،
شب ها پيش از خواب،
از شاخه ای به شاخه ی ديگر می پريم
و دور كره ی زمين می چرخيم.
آينده هزار در دارد و كليد اين درها
در جيب های ماست.
جيرينگ جيرينگ ِ آنها را می شنويم
و نميدانيم كدام در را،
كی و كجا، باز كنيم...!
#گلی_ترقی
هريک از ما،
شب ها پيش از خواب،
از شاخه ای به شاخه ی ديگر می پريم
و دور كره ی زمين می چرخيم.
آينده هزار در دارد و كليد اين درها
در جيب های ماست.
جيرينگ جيرينگ ِ آنها را می شنويم
و نميدانيم كدام در را،
كی و كجا، باز كنيم...!
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
.
آدمیزاد فراموشکاره، وقتی درد داره قیل و داد میکنه، داد میکشه و بعد یادش میره.
درد که همیشه درد نمیمونه. یا درمون میشه یا آدم بهش اُنس میگیره.
خواب زمستانی
#گلی_ترقی
.
آدمیزاد فراموشکاره، وقتی درد داره قیل و داد میکنه، داد میکشه و بعد یادش میره.
درد که همیشه درد نمیمونه. یا درمون میشه یا آدم بهش اُنس میگیره.
خواب زمستانی
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
آدمیزاد فراموشکاره...
وقتی درد داره، قیل و داد میکنه، داد میکشه و بعد یادش میره.
درد که همیشه درد نمیمونه. یا درمون میشه یا آدم بهش انس میگیره...
#گلی_ترقی
کتاب #خواب_زمستان
آدمیزاد فراموشکاره...
وقتی درد داره، قیل و داد میکنه، داد میکشه و بعد یادش میره.
درد که همیشه درد نمیمونه. یا درمون میشه یا آدم بهش انس میگیره...
#گلی_ترقی
کتاب #خواب_زمستان
@asheghanehaye_fatima
چشمهایم را میبوسد
– چشمهای خیس و داغ و گریانم را –
و من میدانم که بوسیدن چشم دوری میآورد و دلم سخت میگیرد.
#گلی_ترقی
از کتاب #جایی_دیگر
#نشر_نیلوفر
چشمهایم را میبوسد
– چشمهای خیس و داغ و گریانم را –
و من میدانم که بوسیدن چشم دوری میآورد و دلم سخت میگیرد.
#گلی_ترقی
از کتاب #جایی_دیگر
#نشر_نیلوفر
@asheghanehaye_fatima
هريک از ما،
شبها پيش از خواب،
از شاخهای به شاخهی ديگر میپريم و دور كرهی زمين میچرخيم.
آينده هزار در دارد و كليد اين درها در جيبهای ماست.
جيرينگ جيرينگ ِ آنها را میشنويم
و نمیدانيم كدام در را، كی و كجا، باز كنيم...!
#گلی_ترقی
📙 دو دنیا
هريک از ما،
شبها پيش از خواب،
از شاخهای به شاخهی ديگر میپريم و دور كرهی زمين میچرخيم.
آينده هزار در دارد و كليد اين درها در جيبهای ماست.
جيرينگ جيرينگ ِ آنها را میشنويم
و نمیدانيم كدام در را، كی و كجا، باز كنيم...!
#گلی_ترقی
📙 دو دنیا
@asheghanehaye_fatima
چشمهایم را میبوسد
– چشمهای خیس و داغ و گریانم را –
و من میدانم که بوسیدن چشم دوری میآورد و دلم سخت میگیرد.
#گلی_ترقی
از کتاب #جایی_دیگر
چشمهایم را میبوسد
– چشمهای خیس و داغ و گریانم را –
و من میدانم که بوسیدن چشم دوری میآورد و دلم سخت میگیرد.
#گلی_ترقی
از کتاب #جایی_دیگر
@asheghanehaye_fatima
چشمهایم را میبوسد
– چشمهای خیس و داغ و گریانم را –
و من میدانم که بوسیدن چشم دوری میآورد و دلم سخت میگیرد.
#گلی_ترقی
از کتاب #جایی_دیگر
چشمهایم را میبوسد
– چشمهای خیس و داغ و گریانم را –
و من میدانم که بوسیدن چشم دوری میآورد و دلم سخت میگیرد.
#گلی_ترقی
از کتاب #جایی_دیگر
روزهای هفته هر کدام شکل و رنگ و بوی خودشان را دارند ...
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیدهی طوبی خانم است : دراز، لاغر، با چشمهای ریز بدجنس !
یکشنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط میچرخد ...
دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است : متین، موقر، با کت و شلوار خاکستری و عصا !
سهشنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است .
چهارشنبه خُل است. چاق و چله و بگو بخند است. بوی عدس پلوی خوشمزهی حسن آقا را میدهد ...!
پنجشنبه بهشت است
و جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است. مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یک جور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر ...!
#گلی_ترقی
#هفت_روز_هفتهتون_زیبا_بهرنگ_رنگین_کمان
@asheghanehaye_fatima🌸
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیدهی طوبی خانم است : دراز، لاغر، با چشمهای ریز بدجنس !
یکشنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط میچرخد ...
دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است : متین، موقر، با کت و شلوار خاکستری و عصا !
سهشنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است .
چهارشنبه خُل است. چاق و چله و بگو بخند است. بوی عدس پلوی خوشمزهی حسن آقا را میدهد ...!
پنجشنبه بهشت است
و جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است. مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یک جور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر ...!
#گلی_ترقی
#هفت_روز_هفتهتون_زیبا_بهرنگ_رنگین_کمان
@asheghanehaye_fatima🌸
@asheghanehaye_fatima
آدمیزاد فراموشکاره... وقتی درد داره، قیل و داد می کنه، داد می کشه و بعد یادش می ره
درد که همیشه درد نمی مونه. یا درمون می شه یا آدم بهش انس می گیره
📚 خواب زمستاني
#گلی_ترقی
آدمیزاد فراموشکاره... وقتی درد داره، قیل و داد می کنه، داد می کشه و بعد یادش می ره
درد که همیشه درد نمی مونه. یا درمون می شه یا آدم بهش انس می گیره
📚 خواب زمستاني
#گلی_ترقی
عشق منتظر آدم هــا نمیماند و
خط بطلان روی آن ها که حسابگـر
و ترسو و جاه طلب اند می کشد .!
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
خط بطلان روی آن ها که حسابگـر
و ترسو و جاه طلب اند می کشد .!
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
دوستانش
اسمِ او را گذاشته بودند " زنِ پراکنده " ،
چون هر تکه از وجودش
به سوی کسی یا جایی میدوید .
به سوی پسرهایش در آمریکا ،
شوهرش در تهران ،
خواهرش در کانادا ، برادرش در آلمان ،
و دوستانِ نزدیکش پَخشوپَلا
در اطراف و اکنافِ جهان .
خودش را
با نگاهِ این آدمها میشناخت .
حس میکرد بدونِ این دیگران
کموکسر دارد ،
مثلِ نشانیِ خانهای که اسمِ کوچه
یا کدپستیاش پاک شده باشد .
تیزهوشی و حافظهی آنوقتهایش را
نداشت .
اسمِ آدمها ، فیلمها و عنوانِ کتابها
از یادش میرفت .
مطمئن بود این فراموشیِ زودرس
به خاطرِ زندگی در جایی است که
جای واقعیِ او نیست .
باید برمیگشت اما ...
هزار باید و نباید و شاید به این " اما " ،
آویزان بود .
اگر
برمیگشت و میدید در شهرِ خودش هم
غریبه است ،
اگر زبانِ دوستانِ قدیمیاش را
نمیفهمید و میدید قبولش ندارند ،
اگر حرفهایی که
پشت سرِ امیررضا میزدند
حقیقت داشت ؟
اگر اگر اگر ...
ماهسیما جوابِ درستی
برای این پرسشها نداشت .
ایستاده بود سَرِ دوراهی ،
دو نیمه ، دو دل ...
#گلی_ترقی
کتاب : بازگشت
دوستانش
اسمِ او را گذاشته بودند " زنِ پراکنده " ،
چون هر تکه از وجودش
به سوی کسی یا جایی میدوید .
به سوی پسرهایش در آمریکا ،
شوهرش در تهران ،
خواهرش در کانادا ، برادرش در آلمان ،
و دوستانِ نزدیکش پَخشوپَلا
در اطراف و اکنافِ جهان .
خودش را
با نگاهِ این آدمها میشناخت .
حس میکرد بدونِ این دیگران
کموکسر دارد ،
مثلِ نشانیِ خانهای که اسمِ کوچه
یا کدپستیاش پاک شده باشد .
تیزهوشی و حافظهی آنوقتهایش را
نداشت .
اسمِ آدمها ، فیلمها و عنوانِ کتابها
از یادش میرفت .
مطمئن بود این فراموشیِ زودرس
به خاطرِ زندگی در جایی است که
جای واقعیِ او نیست .
باید برمیگشت اما ...
هزار باید و نباید و شاید به این " اما " ،
آویزان بود .
اگر
برمیگشت و میدید در شهرِ خودش هم
غریبه است ،
اگر زبانِ دوستانِ قدیمیاش را
نمیفهمید و میدید قبولش ندارند ،
اگر حرفهایی که
پشت سرِ امیررضا میزدند
حقیقت داشت ؟
اگر اگر اگر ...
ماهسیما جوابِ درستی
برای این پرسشها نداشت .
ایستاده بود سَرِ دوراهی ،
دو نیمه ، دو دل ...
#گلی_ترقی
کتاب : بازگشت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک روزهایی هستند که دورند
دورند، خیلی دورند.اما میرسند
بلاخره از راه میرسند ..
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
دورند، خیلی دورند.اما میرسند
بلاخره از راه میرسند ..
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
زندگی پر از اتفاقهای مجهول است؛
اتفاقهای غیرقابل پیشبینی و نامعقول.
معلوم نیست آن بالا چه خبر است و خدایان چه آشی برای آدمها میپزند.
در آن شلوغی، گهگاه تیری از کمانِ عشق بیراهه میرود و به قلب آدمی بیخبر از های و هوی عشق اصابت میکند.
#گلی_ترقی
دیوهای خوشپوش
@asheghanehaye_fatima
اتفاقهای غیرقابل پیشبینی و نامعقول.
معلوم نیست آن بالا چه خبر است و خدایان چه آشی برای آدمها میپزند.
در آن شلوغی، گهگاه تیری از کمانِ عشق بیراهه میرود و به قلب آدمی بیخبر از های و هوی عشق اصابت میکند.
#گلی_ترقی
دیوهای خوشپوش
@asheghanehaye_fatima
میخواستم همه کارهایم را بکنم و سر فرصت به دنبال او بروم. میخواستم اول دنیا را عوض کنم. کتابهایم را بنویسم. اسم و رسم به هم بزنم. برنده شوم. و بعد با دستهای پر به دنبالش بروم. خبر نداشتم که عشق منتظر آدمها نمیماند ...
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
روزهای هفته هر کدام شکل و رنگ و بوی خودشان را دارند...
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیدهی طوبی خانم است: دراز، لاغر، با چشمهای ریز بدجنس!
یکشنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط میچرخد...
دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است: متین، موقر، با کت و شلوار خاکستری و عصا!
سهشنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است.
چهارشنبه خُل است. چاق و چله و بگو بخند است. بوی عدس پلوی خوشمزهی حسن آقا را میدهد...!
پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد: صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است. مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یک جور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر...!
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیدهی طوبی خانم است: دراز، لاغر، با چشمهای ریز بدجنس!
یکشنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط میچرخد...
دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است: متین، موقر، با کت و شلوار خاکستری و عصا!
سهشنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است.
چهارشنبه خُل است. چاق و چله و بگو بخند است. بوی عدس پلوی خوشمزهی حسن آقا را میدهد...!
پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد: صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است. مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یک جور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر...!
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
یک روزهایی هستند که دورند،
دورند،
خیلی دورند...
اما میرسند...
بالاخره از راه میرسند.
📕دو دنیا
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
دورند،
خیلی دورند...
اما میرسند...
بالاخره از راه میرسند.
📕دو دنیا
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حق با عمویش بود....
دلتنگی برای گذشته،
مثل عشق بازی با زنی مرده بود،
خیر و برکت نداشت.
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima
دلتنگی برای گذشته،
مثل عشق بازی با زنی مرده بود،
خیر و برکت نداشت.
#گلی_ترقی
@asheghanehaye_fatima