Forwarded from اتچ بات
#معرفی_شاعر
🔵 #هلن_سیکسو
زاده ۵ ژوئن ۱۹۳منتقد ادبی، فیلسوف، نمایش نامهنویس و فمینیست فرانسوی است. او بیش از ۴۰ کتاب و ۱۰۰ مقاله نوشتهاست. کتاب مشهورش «خنده مدوسا» نام دارد.ژاک دریدا معتقد بود که سیکسو بزرگترین نویسنده معاصر فرانسوی است.
زندگی و کار سیکسو جستجوی آزادی (رهایی)-برای خود و دیگران-است. وجه تمایز سیکسو از دیگر دانشگاهیان، پافشاری اش برای مقدس داشتن زندگی است به جای مرگ. از اولین آثار تأثیرگزارش (که تحلیلی روانکاوانه بود و بر فردیت در جستجوی آزادی شخصی تأکید میکرد) وی کمکم به سمت مبارزات جمعی زنان و پیشرفت جهان گرایش پیدا میکرد و به مطالعه اردوگاههای مرگ جنگ جهانی دوم از طریق تجارب و نوشتههای دیگران میپرداخت. وی همیشه به موضوع سرکوب از جانب نیروهای سازمان یافته در هر سطحی در طول تاریخ علاقهمند بوده و روش ساختارشکنیِ متنهای کنونی زبانی را، برای شکستن سد نظمِ نمادینِ حاکم، تولید زبان جدیدی را با عنوان"'زبان زنانه در قالب نوشتار زنانه'" تجویز میکند که ویژگی آن تضعیف قراردادهای زبانشناختی و متافیزیکی روایت غربی است. ادبیات مردانه بر تقابلهای دو تایی استوار گشته است. ادبیات مردانه بهطور غیرضروری، واقعیت را از طریق مفاهیم و واژهها پارهپاره کرده و آن را به صورت تقابلهای دوتایی درآورده است: فاعلیت در مقابل مفعولیت، خورشید در مقابل ماه، فرهنگ در مقابل طبیعت، روز در مقابل شب، بلندی در مقابل پستی، گفتار در مقابل نوشتار و مرد در مقابل زن. در این تقابلها همواره یک قطب بر دیگری امتیاز دارد. از منظر سیکسو، منبع الهامِ تمامی این تقابلها در دوگونگیِ بنیادینِ زن و مرد ریشه دارد، که در آن، مرد با هر چه فعّال، فرهنگی، روشنایی، بلندی که عموماً مثبت است، سر و کار دارد و زن با هر چه منفعل، طبیعی، تاریکی، پستی که عموماً منفی است، پیوند دارد. بدین ترتیب، زن در جهان مردانه تنها بر حسب واژگان و مفاهیم مردانه موجودیت پیدا میکند و در یک کلام، زن از مرد جدا یا از آن مشتق میگردد؛ مرد "خویش" است و زن "دیگری". زمانی زن میتواند به عنوان دال و سوژه در متن عمل کند که از ساختار نظم سمبولیکی که وابسته به قضیب مردانه است بیرون آمده و نوعی از متن جدید با ساختاری جدید را بنیان نهد. طبق گفتهٔ هلن سیکسو، برای یافتن ادبیات زنانه باید از معیارهای تقابل دو جنس در متن فاصله گرفت و نوعی از زنانگی را خلق کنند که بتواند خلق اثر را توجیه کند، بدین معنی که زنانگی باید جدا بررسی شده و در عین حال خواستار آن نباشد تا بر مردانگی سلطه ورزد.
@asheghanehaye_fatima
🔵 #هلن_سیکسو
زاده ۵ ژوئن ۱۹۳منتقد ادبی، فیلسوف، نمایش نامهنویس و فمینیست فرانسوی است. او بیش از ۴۰ کتاب و ۱۰۰ مقاله نوشتهاست. کتاب مشهورش «خنده مدوسا» نام دارد.ژاک دریدا معتقد بود که سیکسو بزرگترین نویسنده معاصر فرانسوی است.
زندگی و کار سیکسو جستجوی آزادی (رهایی)-برای خود و دیگران-است. وجه تمایز سیکسو از دیگر دانشگاهیان، پافشاری اش برای مقدس داشتن زندگی است به جای مرگ. از اولین آثار تأثیرگزارش (که تحلیلی روانکاوانه بود و بر فردیت در جستجوی آزادی شخصی تأکید میکرد) وی کمکم به سمت مبارزات جمعی زنان و پیشرفت جهان گرایش پیدا میکرد و به مطالعه اردوگاههای مرگ جنگ جهانی دوم از طریق تجارب و نوشتههای دیگران میپرداخت. وی همیشه به موضوع سرکوب از جانب نیروهای سازمان یافته در هر سطحی در طول تاریخ علاقهمند بوده و روش ساختارشکنیِ متنهای کنونی زبانی را، برای شکستن سد نظمِ نمادینِ حاکم، تولید زبان جدیدی را با عنوان"'زبان زنانه در قالب نوشتار زنانه'" تجویز میکند که ویژگی آن تضعیف قراردادهای زبانشناختی و متافیزیکی روایت غربی است. ادبیات مردانه بر تقابلهای دو تایی استوار گشته است. ادبیات مردانه بهطور غیرضروری، واقعیت را از طریق مفاهیم و واژهها پارهپاره کرده و آن را به صورت تقابلهای دوتایی درآورده است: فاعلیت در مقابل مفعولیت، خورشید در مقابل ماه، فرهنگ در مقابل طبیعت، روز در مقابل شب، بلندی در مقابل پستی، گفتار در مقابل نوشتار و مرد در مقابل زن. در این تقابلها همواره یک قطب بر دیگری امتیاز دارد. از منظر سیکسو، منبع الهامِ تمامی این تقابلها در دوگونگیِ بنیادینِ زن و مرد ریشه دارد، که در آن، مرد با هر چه فعّال، فرهنگی، روشنایی، بلندی که عموماً مثبت است، سر و کار دارد و زن با هر چه منفعل، طبیعی، تاریکی، پستی که عموماً منفی است، پیوند دارد. بدین ترتیب، زن در جهان مردانه تنها بر حسب واژگان و مفاهیم مردانه موجودیت پیدا میکند و در یک کلام، زن از مرد جدا یا از آن مشتق میگردد؛ مرد "خویش" است و زن "دیگری". زمانی زن میتواند به عنوان دال و سوژه در متن عمل کند که از ساختار نظم سمبولیکی که وابسته به قضیب مردانه است بیرون آمده و نوعی از متن جدید با ساختاری جدید را بنیان نهد. طبق گفتهٔ هلن سیکسو، برای یافتن ادبیات زنانه باید از معیارهای تقابل دو جنس در متن فاصله گرفت و نوعی از زنانگی را خلق کنند که بتواند خلق اثر را توجیه کند، بدین معنی که زنانگی باید جدا بررسی شده و در عین حال خواستار آن نباشد تا بر مردانگی سلطه ورزد.
@asheghanehaye_fatima
Telegram
attach 📎
عشق رمانتیک معمولا بین دوازده تا هجده ماه دوام میآورد. وقتی مانعی در برقراری ارتباط باشد؛ ناملایمات باعث شعلهور شدن عشق میشوند و باعث تشدید شور رمانتیک و با ناملایمات ممکن است این شعله تا سالها روشن باشد، اما این شعله با در افتادن در روال معمول زندگی روزمره خاموش میشود و اغلب جای خود را به مدار دیگری در مغز میدهد: دلبستگی و احساس آرامش.
#هلن_فیشر
@asheghanehaye_fatima
#هلن_فیشر
@asheghanehaye_fatima
.
اﺷﭙﻴﮕﻞ: ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﻓﻴﺸﺮ: ﻃﺒﻖ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻣﺎ ﺑﻴﻦ هجده ﻣﺎﻩ ﺗﺎ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮ ﻫﻢ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ی ﻋﺸﻘﯽ ﻣﻮﺍﻧﻌﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻣﺜﻼ ﺍﮔﺮ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺩﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺗﺮﺷﺤﯽ ﺩﻭﭘﺎﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ: ﺍﮔﺮ ﻣﻐﺰ "ﭘﺎﺩﺍﺷﯽ" ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻧﮑﻨﺪ، ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺧﻴﻠﯽ ﻓﻌﺎﻟﺘﺮ ﻣﻴﺸﻮﺩ.
اﺷﭙﻴﮕﻞ: ﺁﻳﺎ ﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻋﺸﻖ ﺑﯽ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻴﻢ؟ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﺁﺯﺍﺩی ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﭘﺎﺭﺗﻨﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻳﻢ؟
ﻓﻴﺸﺮ:ﻣﺎ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺍﻳﻦ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﻮ ﮔﻴﺮی ﮐﻨﻴﻢ. ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﻴﺪ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﺯﻩ ﺻﺎﺣﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪی ﺷﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﻫﻤﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺟﺬﺍﺏ ﻣﯽ ﻳﺎﺑﻴﺪ. ﺷﻤﺎ ﻗﺎﺩﺭ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ:"ﻧﻪ،ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻫﺴﺘﻢ، ﺍﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﻧﻴﺰ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺍﺳﺖ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺎ، ﻣﻮﻓﻖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ". ﭼﻨﻴﻦ ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﻣﺸﮑﻞ، ﻭﻟﯽ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ. ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺳﮑﺲ ﺧﻴﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ. ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﺎ ﻣﺮﺗﺐ ﺑﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻳﻞ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ، ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺸﺎﺭﻳﻢ.
اﺷﭙﻴﮕﻞ: ﭘﺲ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻳﮏ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﺨﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﻓﻴﺸﺮ:ﺩﻗﻴﻘﺎ، ﭘﺲ ﺑﺮﺍی ﺗﺮک ﺍﻋﺘﻴﺎﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭﺭی ﮐﺮﺩ. ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﺗﺮک ﺍﻋﺘﻴﺎﺩ ﻋﺸﻖ ﺧﻴﻠﯽ ﺷﺒﻴﻪ ﺑﻪ ﺗﺮک ﮐﻮﮐﺎﺋﻴﻦ ﺍﺳﺖ.ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺷﺪﻳﺪ، ﻣﺎﻟﻴﺨﻮﻟﻴﺎ، ﺧﺴﺘﮕﯽ، ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺭﻭﺣﯽ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻔﺎﻭﺗﻬﺎﻳﯽ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﮐﺎﺋﻴﻦ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻞ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﮐﺜﺮﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺎﺭﺗﻨﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﺪ.
______
پ.ن۱:
بخش هایی از مصاحبه ی مجله ی اشپیگل با #هلن_فیشر،محقق و انسان شناس دانشگاه روتگر نیوجرسی
#فیشر
اﺷﭙﻴﮕﻞ: ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﻓﻴﺸﺮ: ﻃﺒﻖ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻣﺎ ﺑﻴﻦ هجده ﻣﺎﻩ ﺗﺎ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮ ﻫﻢ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ی ﻋﺸﻘﯽ ﻣﻮﺍﻧﻌﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻣﺜﻼ ﺍﮔﺮ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺩﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺗﺮﺷﺤﯽ ﺩﻭﭘﺎﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ: ﺍﮔﺮ ﻣﻐﺰ "ﭘﺎﺩﺍﺷﯽ" ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻧﮑﻨﺪ، ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺧﻴﻠﯽ ﻓﻌﺎﻟﺘﺮ ﻣﻴﺸﻮﺩ.
اﺷﭙﻴﮕﻞ: ﺁﻳﺎ ﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻋﺸﻖ ﺑﯽ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻴﻢ؟ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﺁﺯﺍﺩی ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﭘﺎﺭﺗﻨﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻳﻢ؟
ﻓﻴﺸﺮ:ﻣﺎ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺍﻳﻦ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﻮ ﮔﻴﺮی ﮐﻨﻴﻢ. ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﻴﺪ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﺯﻩ ﺻﺎﺣﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪی ﺷﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﻫﻤﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺟﺬﺍﺏ ﻣﯽ ﻳﺎﺑﻴﺪ. ﺷﻤﺎ ﻗﺎﺩﺭ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ:"ﻧﻪ،ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻫﺴﺘﻢ، ﺍﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﻧﻴﺰ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺍﺳﺖ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺎ، ﻣﻮﻓﻖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ". ﭼﻨﻴﻦ ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﻣﺸﮑﻞ، ﻭﻟﯽ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ. ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺳﮑﺲ ﺧﻴﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ. ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﺎ ﻣﺮﺗﺐ ﺑﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻳﻞ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ، ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺸﺎﺭﻳﻢ.
اﺷﭙﻴﮕﻞ: ﭘﺲ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻳﮏ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﺨﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﻓﻴﺸﺮ:ﺩﻗﻴﻘﺎ، ﭘﺲ ﺑﺮﺍی ﺗﺮک ﺍﻋﺘﻴﺎﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭﺭی ﮐﺮﺩ. ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﺗﺮک ﺍﻋﺘﻴﺎﺩ ﻋﺸﻖ ﺧﻴﻠﯽ ﺷﺒﻴﻪ ﺑﻪ ﺗﺮک ﮐﻮﮐﺎﺋﻴﻦ ﺍﺳﺖ.ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺷﺪﻳﺪ، ﻣﺎﻟﻴﺨﻮﻟﻴﺎ، ﺧﺴﺘﮕﯽ، ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺭﻭﺣﯽ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻔﺎﻭﺗﻬﺎﻳﯽ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﮐﺎﺋﻴﻦ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻞ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﮐﺜﺮﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺎﺭﺗﻨﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﺪ.
______
پ.ن۱:
بخش هایی از مصاحبه ی مجله ی اشپیگل با #هلن_فیشر،محقق و انسان شناس دانشگاه روتگر نیوجرسی
#فیشر
@asheghanehaye_fatima
مادام مرلو [بعد از روماتیسم انگشتها] با پیانویش وداع کرد. او معتقد بود شوری که نتوانیم آن را فرو بنشانیم بار خاطر است. باید رهاکردنش را آموخت تا جا برای شور تازهای باز شود.
#همراز
#هلن_گرمیون
مادام مرلو [بعد از روماتیسم انگشتها] با پیانویش وداع کرد. او معتقد بود شوری که نتوانیم آن را فرو بنشانیم بار خاطر است. باید رهاکردنش را آموخت تا جا برای شور تازهای باز شود.
#همراز
#هلن_گرمیون
یکی از نخستین اتفاقاتی که بعد از عاشق شدن رخ میدهد، تغییر شدید در خودآگاهی انسان است: «محبوب» شما به قول روانشناسان «معنایی خاص» پیدا میکند، و به موجودی بدیع، منحصربهفرد و بسیار مهم بدل میشود.
به قول یکی از مردان دلباخته: «تمام دنیایم تغییر یافته و محور جدیدی پیدا کرده بود به نام مرلین.»
توصیف رومئوی شکسپیر از محبوبش موجزتر و پربارتر است: «ژولیت خورشید است.»
#چرا_عاشق_میشویم
#هلن_فیشر
@asheghanehaye_fatima
به قول یکی از مردان دلباخته: «تمام دنیایم تغییر یافته و محور جدیدی پیدا کرده بود به نام مرلین.»
توصیف رومئوی شکسپیر از محبوبش موجزتر و پربارتر است: «ژولیت خورشید است.»
#چرا_عاشق_میشویم
#هلن_فیشر
@asheghanehaye_fatima
قبل از ازدواج هر مردی می گوید حاضر است زندگی اش را به خاطر تو کنار بگذارد! اما بعدداز ازدواج حتی روزنامه اش را کنار نمیگذارد تا با تو صحبت کند.
#هلن_رولند
@asheghanehaye_fatima
#هلن_رولند
@asheghanehaye_fatima
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎧 با هم بشنویم آهنگ " من زن هستم "
با اجرای یکی از موفق ترین زنان خواننده #هلن_ردی
┄┄┄┄┄✨☀️✨┄┄┄┄
🔴دنیا به زنان مقاوم نیاز دارد
من آدمهای مبارزی را كه هياهو به پا میكنند دوست دارم. من عاشق كسی هستم كه به خاطر خواستههايش شرمنده نيست و اجازه نمیدهد ديگران نااميد و منصرفش كنند.
مبارز بیپروا از نظر من يعنی اين؛ يعنی حاضريد برای رسيدن به خواستهتان -هر چيزی كه هست- تلاش كنيد و منتظر نماندهايد تا كسی آن را دودستی تقديمتان كند و میدانيد كه اين خواسته متعلق به شماست و به آن دست خواهيد يافت.
📙#شرمنده_نباش_دختر
✍ #ریچل_هالیس
@asheghanehaye_fatima
با اجرای یکی از موفق ترین زنان خواننده #هلن_ردی
┄┄┄┄┄✨☀️✨┄┄┄┄
🔴دنیا به زنان مقاوم نیاز دارد
من آدمهای مبارزی را كه هياهو به پا میكنند دوست دارم. من عاشق كسی هستم كه به خاطر خواستههايش شرمنده نيست و اجازه نمیدهد ديگران نااميد و منصرفش كنند.
مبارز بیپروا از نظر من يعنی اين؛ يعنی حاضريد برای رسيدن به خواستهتان -هر چيزی كه هست- تلاش كنيد و منتظر نماندهايد تا كسی آن را دودستی تقديمتان كند و میدانيد كه اين خواسته متعلق به شماست و به آن دست خواهيد يافت.
📙#شرمنده_نباش_دختر
✍ #ریچل_هالیس
@asheghanehaye_fatima
من که نابینا هستم،
شما بینایان را پند میدهم:
از چشمان خود آنچنان بهره بگیرید که گويى فردا بهیکباره کور خواهید شد.
موسیقی نهفته در صداها،
نغمهی پرندگان و آهنگ نوازندگان را
آنگونه گوش دهید،
گویی فردا بهیکباره کر خواهید شد.
آنچه را میخواهید، چنان لمس کنید،
گویی فردا بهیکباره لامسهی خود را از دست خواهید داد.
رایحهی گلها را ببوئید
و هر لقمه را چنان مزه مزه کنید،
گویی فردا بهیکباره شامه و ذائقهی خود را از کف میدهید...
1 ژوئن سالمرگ #هلن_کلر نویسندهی نابینا و ناشنوای آمریکایی
@asheghanehaye_fatima
شما بینایان را پند میدهم:
از چشمان خود آنچنان بهره بگیرید که گويى فردا بهیکباره کور خواهید شد.
موسیقی نهفته در صداها،
نغمهی پرندگان و آهنگ نوازندگان را
آنگونه گوش دهید،
گویی فردا بهیکباره کر خواهید شد.
آنچه را میخواهید، چنان لمس کنید،
گویی فردا بهیکباره لامسهی خود را از دست خواهید داد.
رایحهی گلها را ببوئید
و هر لقمه را چنان مزه مزه کنید،
گویی فردا بهیکباره شامه و ذائقهی خود را از کف میدهید...
1 ژوئن سالمرگ #هلن_کلر نویسندهی نابینا و ناشنوای آمریکایی
@asheghanehaye_fatima
#هلن_کلر
تا زمانی که تودۀ مردم برای بهبود
حال یکدیگر احساس مسئولیت نمی کنند
در آن جامعه هرگز عدالت اجتماعی تحقق
نخواهد یافت .
@asheghanehaye_fatima
تا زمانی که تودۀ مردم برای بهبود
حال یکدیگر احساس مسئولیت نمی کنند
در آن جامعه هرگز عدالت اجتماعی تحقق
نخواهد یافت .
@asheghanehaye_fatima
گاهیاوقات گمان میکنم چه خوب است اگر هر فردی برای چند روز در دوران بزرگسالیاش دچار نابینایی و ناشنوایی شود. ظلمت نابینایی، شخص را نسبت به بینایی قدرشناستر خواهد کرد و سکوت، لذت صدا را به او نشان میدهد.
📘 #سه_روز_برای_دیدن
✍ #هلن_کلر
@asheghanehaye_fatima
📘 #سه_روز_برای_دیدن
✍ #هلن_کلر
@asheghanehaye_fatima