عاشقانه های فاطیما
821 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
@asheghanehaye_fatima



امروز همه نیاز من این است که تو را به نام بخوانم
و مشتاق حرف حرفِ نام تو باشم
مثل کودکی که مشتاق تکه ای حلواست!
مدت هاست نامت
بر روی نامه هام نیست
از گرمی آن گرم نمی شوم
اما امروز در هجوم اسفند
پنجره‌ها در محاصره
می خواهم تو را به نام بخوانم
آتش کوچکی روشن کنم
چیزی بپوشم
و تو را ای ردای بافته از گل پرتقال
و شکوفه‌های شب بو احضار کنم...

نمیتوانم نامت را در دهانم
و تو را در درونم پنهان کنم
گل با بوی خود چه میکند؟
گندم زار با خوشه؟
با تو سر به کجا گذارم؟
کجا پنهانت کنم؟
وقتی مردم تو را
در حرکت دستهام
موسیقی صدام
توازن گام هایم می بینند
تو که قطره بارانی بر پیرهنم
دکمه طلایی برآستینم
کتاب کوچکی در دستانم
و زخم کهنه ای بر گوشه لبم
با این همه فکر میکنی پنهانی و به چشم نمی آیی؟

مردم از عطر لباسم می فهمند
معشوق من تویی
از عطر تنم می فهمند
با من بوده ای
از بازوی به خواب رفته ام می فهمند که زیر سر تو بوده..

دیگر نمی توانم پنهانت کنم
از درخشش نوشته هام می فهمند به تو می نویسم
از شادی قدم هایم، شوق دیدن تو را
از انبوه گل بر لبم بوسهٔ تو را
چه طور می خواهی قصهٔ عاشقانه مان را
از حافظهٔ گنجشکان پاک کنی؟
و قانع شان کنی که خاطرات شان را منتشر نکنند؟

#نزار_قباني
@asheghanehaye_fatima




وقتى سعى در نوشتن از عشق كردم
چه دردى را تاب آوردم
سنگينى تمامى دريا را
بر پشت خود احساس كردم
آن سنگينى كه تنها
غرق شدگان قرن ها
در اعماق احساسش مى كنند.



#نزار_قباني
@asheghanehaye_fatima



ﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻗﺎﻣﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪﮔﯽﺍﺕ
ﺩﺭ ﻣﻦ ﺷﮑﺎﯾﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﮑﺎﻥ ﺧﻮﺭﺩﻧﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖﻫﺎ ﻭ
ﻣﮋﻩﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪﺍﻡ
ﮔﻨﺪمزار
ﺍﺯ ﺍﺯﺩﯾﺎﺩ ﺳﻨﺒﻠﻪﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ
ﺍﻧﺠﯿﺮﺑﻦ
ﺍﺯ ﺁﻭﺍﺯ ﮔنجشگان ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ
ﻭ جام
ﺍﺯ ﺷﺮﺍﺏ ﻟﺒﺎﻟﺐ
ﻫﻤﻪ ی ﺁﻥﭼﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎﻧﻮ !
ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ ﺗﮑﺎﭘﻮ ﻧﮑﻦ
ﺩﺭﺩ ﻣﯽﮐﺸﻢ !

#نزار_قباني
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سكوت كنيد وقتی

زيباترين صداي دنيا مي آيد

سکوت لطفا!
صحبت از دست هاي اوست..

#نزار_قباني


@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima


ترس تو مرا می کشد
ترس زنی که خود را سرگرم می کند
در پس پرده...
هیچ ایمان ندارم به عشقی که
شور انقلابی در آن نیست
این عشق دیوارها را فرو نمی ریزد
چون توفانی نمی آشوبد.
چقدر میخواستم عشق تو
مرا در کام می کشید...
چون توفانی مرا از ریشه در می آورد.
انتخاب با توست.
میان مرگ بر روی سینه من
یا بر دفتر های شعر من
راهی میانه نیست
بین
پردیس و دوزخ.



#نزار_قباني
4_723784306719368482
<unknown>
قطعه «هل عندك شك؟»

شعر: #نزار_قباني
خواننده: #كاظم_الساهر
آهنگساز: #کاظم_الساهر

تقدیم به مونسم❤️❤️🌹
#عزیز_روزهام

@asheghanehaye_fatima
مهربانی به‌سان دایره‌های آب در چشمانت حل می‌شود
زمان، مکان، کشتزارها، خانه‌ها، دریاها و کشتی‌ها
ذوب می‌شوند
چهره‌ام چونان گلدانى بر زمین می‌افتد
چهره‌ی شکسته‌ام را میان دستانم می‌گیرم...
و آرزو می‌کنم زنی آن را بخرد..
اما خریداران ظروف قدیمی، به من خبر دادند که
زنان؛ چهره‌های غمگین را نمی‌خرند..

#نزار_قباني
ترجمة: #محمد_حمادی


@asheghanehaye_fatima
‏قدرك أنتِ فهو أن تكوني حبيبتي
ولن تهربي من هذا القدر أبداً...
--------------------
سرنوشتِ تو آن است که محبوبِ من باشی
و هرگز از این سرنوشت گریزَت نخواهد بود...

#نزار_قباني
ترجمه: #اسماء_خواجه‌_زاده



@asheghanehaye_fatima
لن تجعلوا من شعبنا
شعبَ هنودٍ حُمر..
فنحنُ باقونَ هنا..

في هذه الأرضِ التي تلبسُ في معصمها
إسوارةً من زهر
فهذهِ بلادُنا..
فيها وُجدنا منذُ فجرِ العُمر

فيها لعبنا، وعشقنا، وكتبنا الشعر
مشرِّشونَ نحنُ في خُلجانها
مثلَ حشيشِ البحر..
مشرِّشونَ نحنُ في تاريخها
في خُبزها المرقوقِ، في زيتونِها
في قمحِها المُصفرّْ
مشرِّشونَ نحنُ في وجدانِها
باقونَ في آذارها
باقونَ في نيسانِها
باقونَ كالحفرِ على صُلبانِها
باقونَ في نبيّها الكريمِ، في قُرآنها..
وفي الوصايا العشر..
—-------------------------
از ملت ما
ملتی سرخپوست نخواهید ساخت!
ما اینجا ماندگاریم...

در این خاک که دستبندی از گل با اوست...
اینجا سرزمین ماست،
از سپیده دم عمر اینجا بوده‌ایم،

اینجا بازی کرده‌ایم...
عاشق شده‌ایم...
و شعر نوشته‌ایم...
ما ریشه داریم در آبراهش
چون گیاهان دریا،
ریشه داریم در تاریخش،
در نان نازکش،
در زیتونش،
در گندم زردگونش...
ریشه داریم در وجدانش،
ماندگاریم در آذار و نیسانش،
ماندگاریم چون نقش بر صلیب‌هایش،
ماندگاریم با پیامبر والایش،
در قرآنش
و ده فرمانش...

#نزار_قباني
ترجمه: #عبدالرضا_رضایی‌نیا
#القدس_تستغيث
#انقذوا_القدس

@asheghanehaye_fatima
الحَرْفُ يبدأُ من عَيْنَيْكِ رحْلتَهُ،
كلُّ اللُغاتِ بلا عينيكِ.. تَنْدثِرُ

حروف؛ سفر خود را از چشمانت آغاز می‌کنند
تمام زبان‌ها بدون چشمان تو.. منقرض می‌شوند

#نزار_قباني
ترجمه: #محمد_حمادی


@asheghanehaye_fatima
«ميلادي أنت
و قَبلك لا أتذكر اني كُنت...»

تولدِ من تویی
و پیش از تو
به یاد نمی‌آورم که وجود داشتم...


#نزار_قباني
ترجمه از اسماء خواجه زاده


@asheghanehaye_fatima
يتغيَّرُ _ حينَ أُحِبُّكِ _ شكلُ الكرة الأرضيَّهْ
تتلاقى طُرق العالم فوق يديْكِ وفوقَ يَدَيَّهْ
يتغيَّرُ ترتيبُ الأفلاكْ
تتكاثرُ في البحر الأسماكْ
ويسافرُ قَمَرٌ في دورتي الدَمَوِيَّهْ...

_ آن‌گاه که دوستت می‌دارم _ کره‌ی زمین شکل می‌بازد
جاده‌های جهان بر فراز دستان من و تو به یکدیگر می‌رسند
نظم افلاک دگرگون می‌شود
ماهیان در دریا افزون می‌گردند
و ماه در گردشِ خونِ من سفر می‌کند...

#نزار_قباني
ترجمه: #اسماء_خواجه_زاده

@asheghanehaye_fatima
‏كل المنافي لا تبدد وحشتي
ما دام منفاي الكبير بداخلي
----------------------
همه‌ی تبعیدگاه‌ها اندوهم را از بین نمی‌برند..
مادامی که تبعیدگاه بزرگم درونِ من است..

#نزار_قباني
#فؤاد_راهی_مالکی
@asheghanehaye_fatima
وقتى سعى در نوشتن از عشق كردم
چه دردى را تاب آوردم
سنگينى تمامى دريا را
بر پشت خود احساس كردم
آن سنگينى كه تنها
غرق شدگان قرن ها
در اعماق احساسش مى كنند...

#نزار_قباني


@asheghanehaye_fatima
‏يا قَمَراً يطلع كلّ مساءٍ من نافذة الكلِمَاتِ
-------------------
ای ماهتابی که هر شب از دریچه‌ی واژه‌ها برمی‌دمی

#نزار_قباني
ترجمه: #محمد_حمادی
@asheghanehaye_fatima
حسبي وحسبكِ أن تظلّي دائما
سرّاً يمزّقني وليسَ يُقالُ
----------------------
برای من و تو همین بس است که،
برای همیشه رازی می‌مانی که مرا می‌درد و گفته نمی‌شود..

#نزار_قباني
ترجمه: #فؤاد_راهی_مالکی

@asheghanehaye_fatima