@asheghanehaye_fatima
از من نپرس چه خبر؟
جز تو چیزی مهم نیست
چون تو شیرینترین خبرم هستی
و گنجینههای دنیا بعد از تو
ذرات غبارند
از وقتی تو را شناختم
رؤیای سپیدهدم و سیمای گل و رنگ درختان را به یاد ندارم
صدای دریا و نوای موج و آوای باران را به یاد ندارم
ای تقدیری که در روحِ روح خانه کردهای و شکل زمان را ترسیم میکنی
و روزم را با تار و پود عشق میبافی
از من نپرس که چه خبر؟
□●شاعر: #سعاد_الصباح ●کویت●
□●برگردان: #نرگس_قندیلزاده
از من نپرس چه خبر؟
جز تو چیزی مهم نیست
چون تو شیرینترین خبرم هستی
و گنجینههای دنیا بعد از تو
ذرات غبارند
از وقتی تو را شناختم
رؤیای سپیدهدم و سیمای گل و رنگ درختان را به یاد ندارم
صدای دریا و نوای موج و آوای باران را به یاد ندارم
ای تقدیری که در روحِ روح خانه کردهای و شکل زمان را ترسیم میکنی
و روزم را با تار و پود عشق میبافی
از من نپرس که چه خبر؟
□●شاعر: #سعاد_الصباح ●کویت●
□●برگردان: #نرگس_قندیلزاده
از وقتی خواستم از یادت ببرم،
خیابانها و کوچه ها و بازارها به هم آمیخت
حالا این منم در جستجویی تبدار به دنبال نشانی خود
به هر کس می رسم
نشانی تو را می دهم!
#عبدالخالق_الرکابي
#شاعر_عراق
ترجمه: #نرگس_قندیلزاده
@asheghanehaye_fatima
خیابانها و کوچه ها و بازارها به هم آمیخت
حالا این منم در جستجویی تبدار به دنبال نشانی خود
به هر کس می رسم
نشانی تو را می دهم!
#عبدالخالق_الرکابي
#شاعر_عراق
ترجمه: #نرگس_قندیلزاده
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
■ولی من عاشق توأم
در خیابانی که تو هستی،
نُه زن زیباتر از تواند
پنج زن بلندتر و هفت زن کوتاهتر
یکی هم هست که مرا بیشتر از تو دوست میدارد
ولی من عاشق توام...
در اداره،
زنی هست
که هر وقت پرندهی نقشبسته بر جلد دفترچهاش پرواز میکند
به من لبخند میزند
خانمِ پیشخدمت در کافه
به جای شکر، عسل در چایام میریزد
و خانم فروشنده میگوید:
«سیب را فقط از ما بخر!»
ولی من عاشق توام...
نمیدانم که عشق چگونه زاده میشود
و چگونه دو آدمِ متفاوت را روی خورشید واحدی مینهد
یا شب را، ستاره ستاره، بینشان تقسيم میکند
و نمیدانم چرا قلب من همهی همسایههای تو و آن فروشنده و آن پیشخدمت را گذاشت
و فقط تو را انتخاب کرد
ولی میدانم
که فقط تو را دوست میدارم...
از مادرت ممنونم که پدرت را انتخاب کرد
از پدرت ممنونم که عاشق مادرت شد
و تو این شدی که هستی...
★★★★★
■ولکني أحبک أنتِ
في الشارعِ الذي تقيمين به
هنالك تسعُ نساءٍ أجمل منك،
وخمسُ نساءٍ أطول،
وسبعُ نساء أقصر،
وواحدةٌ تحبني أكثر مما تفعلين
ولكني أحبكِ أنتِ...
في الوظيفة
إمرأةٌ تبتسم لي
كلّما طار الكنارُ المرسومُ على غلافِ مفكرتها
النادلةُ في المقهى
تضع العسلَ بدلاً من السكر في الشاي
والبائعةُ تقولُ لي
لا تشترِالتفاحَ من غيرنا
ولكني أحبك أنت...
لا أعرفُ كيف يولدُ الحبُ
ولا أعرفُ
كيف يضعُ شخصين اثنين على شمس واحدة
أو يوزّعُ الليل نجمةً نجمةً بينهما
ولا أعرف لماذا ترك قلبي جاراتك والبائعةَ والنادلة
واختاركِ أنتِ...
ولكني أعرفُ
أني أحبكِ أنتِ...
شكراً لأمكِ لأنها اختارت أباك
شكراً لأبيك لأنه أحبًّ أمك
فجئتِ كما أنتِ...
■●شاعر: #عادل_ضرغام | مصر |
■●برگردان: #نرگس_قندیلزاده
■ولی من عاشق توأم
در خیابانی که تو هستی،
نُه زن زیباتر از تواند
پنج زن بلندتر و هفت زن کوتاهتر
یکی هم هست که مرا بیشتر از تو دوست میدارد
ولی من عاشق توام...
در اداره،
زنی هست
که هر وقت پرندهی نقشبسته بر جلد دفترچهاش پرواز میکند
به من لبخند میزند
خانمِ پیشخدمت در کافه
به جای شکر، عسل در چایام میریزد
و خانم فروشنده میگوید:
«سیب را فقط از ما بخر!»
ولی من عاشق توام...
نمیدانم که عشق چگونه زاده میشود
و چگونه دو آدمِ متفاوت را روی خورشید واحدی مینهد
یا شب را، ستاره ستاره، بینشان تقسيم میکند
و نمیدانم چرا قلب من همهی همسایههای تو و آن فروشنده و آن پیشخدمت را گذاشت
و فقط تو را انتخاب کرد
ولی میدانم
که فقط تو را دوست میدارم...
از مادرت ممنونم که پدرت را انتخاب کرد
از پدرت ممنونم که عاشق مادرت شد
و تو این شدی که هستی...
★★★★★
■ولکني أحبک أنتِ
في الشارعِ الذي تقيمين به
هنالك تسعُ نساءٍ أجمل منك،
وخمسُ نساءٍ أطول،
وسبعُ نساء أقصر،
وواحدةٌ تحبني أكثر مما تفعلين
ولكني أحبكِ أنتِ...
في الوظيفة
إمرأةٌ تبتسم لي
كلّما طار الكنارُ المرسومُ على غلافِ مفكرتها
النادلةُ في المقهى
تضع العسلَ بدلاً من السكر في الشاي
والبائعةُ تقولُ لي
لا تشترِالتفاحَ من غيرنا
ولكني أحبك أنت...
لا أعرفُ كيف يولدُ الحبُ
ولا أعرفُ
كيف يضعُ شخصين اثنين على شمس واحدة
أو يوزّعُ الليل نجمةً نجمةً بينهما
ولا أعرف لماذا ترك قلبي جاراتك والبائعةَ والنادلة
واختاركِ أنتِ...
ولكني أعرفُ
أني أحبكِ أنتِ...
شكراً لأمكِ لأنها اختارت أباك
شكراً لأبيك لأنه أحبًّ أمك
فجئتِ كما أنتِ...
■●شاعر: #عادل_ضرغام | مصر |
■●برگردان: #نرگس_قندیلزاده
@asheghanehaye_fatima
نمیدانم که عشق چگونه زاده میشود
و چگونه دو آدمِ متفاوت را روی خورشید واحدی مینهد
یا شب را، ستاره ستاره، بینشان تقسيم میکند
و نمیدانم چرا قلب من همهی همسایههای تو و آن فروشنده و آن پیشخدمت را گذاشت
و فقط تو را انتخاب کرد
ولی میدانم
که فقط تو را دوست میدارم...
از مادرت ممنونم که پدرت را انتخاب کرد
از پدرت ممنونم که عاشق مادرت شد
و تو این شدی که هستی...
لا أعرفُ كيف يولدُ الحبُ
ولا أعرفُ
كيف يضعُ شخصين اثنين على شمس واحدة
أو يوزّعُ الليل نجمةً نجمةً بينهما
ولا أعرف لماذا ترك قلبي جاراتك والبائعةَ والنادلة
واختاركِ أنتِ...
ولكني أعرفُ
أني أحبكِ أنتِ...
شكراً لأمكِ لأنها اختارت أباك
شكراً لأبيك لأنه أحبًّ أمك
فجئتِ كما أنتِ...
#عادل_ضرغام | مصر |
برگردان: #نرگس_قندیلزاده | ✓●بخشی از یک شعر
#عشق
#عزیز_روزهام
نمیدانم که عشق چگونه زاده میشود
و چگونه دو آدمِ متفاوت را روی خورشید واحدی مینهد
یا شب را، ستاره ستاره، بینشان تقسيم میکند
و نمیدانم چرا قلب من همهی همسایههای تو و آن فروشنده و آن پیشخدمت را گذاشت
و فقط تو را انتخاب کرد
ولی میدانم
که فقط تو را دوست میدارم...
از مادرت ممنونم که پدرت را انتخاب کرد
از پدرت ممنونم که عاشق مادرت شد
و تو این شدی که هستی...
لا أعرفُ كيف يولدُ الحبُ
ولا أعرفُ
كيف يضعُ شخصين اثنين على شمس واحدة
أو يوزّعُ الليل نجمةً نجمةً بينهما
ولا أعرف لماذا ترك قلبي جاراتك والبائعةَ والنادلة
واختاركِ أنتِ...
ولكني أعرفُ
أني أحبكِ أنتِ...
شكراً لأمكِ لأنها اختارت أباك
شكراً لأبيك لأنه أحبًّ أمك
فجئتِ كما أنتِ...
#عادل_ضرغام | مصر |
برگردان: #نرگس_قندیلزاده | ✓●بخشی از یک شعر
#عشق
#عزیز_روزهام