مردم چه میکنند!
که لبخند میزنند؟
غم را نمیشود...
که به رویم نیاورم
حال مرا مپرس که هنجارها مرا
مجبور میکنند بگویم که:
بهترم…
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima
که لبخند میزنند؟
غم را نمیشود...
که به رویم نیاورم
حال مرا مپرس که هنجارها مرا
مجبور میکنند بگویم که:
بهترم…
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima
لکنت شعر و پریشانی و جنجال دلم
چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم
کاش میشد که شما نیز خبر دار شوید
لحظه ای از من و از درد کهنسال دلم
از سرم آب گذشتـست مهم نیست اگر
غم دنیای شما نیز شود مال دلم
آه یک عالمه حرف است که باید بزنم
ولی انگار زبانم شده پامال دلم
مردم شهر خداحافظتان من رفتم
کسی از کوچه ی غم آمده دنبال دلم...
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima
چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم
کاش میشد که شما نیز خبر دار شوید
لحظه ای از من و از درد کهنسال دلم
از سرم آب گذشتـست مهم نیست اگر
غم دنیای شما نیز شود مال دلم
آه یک عالمه حرف است که باید بزنم
ولی انگار زبانم شده پامال دلم
مردم شهر خداحافظتان من رفتم
کسی از کوچه ی غم آمده دنبال دلم...
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه شد در من؟! نمیدانم
فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم
که خیلی دوستت دارم ...
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima
فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم
که خیلی دوستت دارم ...
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم خستگی درمیکنی
چای می ریزم برایت
توی فنجانی که نیست
باز ميخندی و ميپرسي كه حالت بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی...!
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت
مي شود آیا کمی
دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست..؟!
وقت رفتن می شود
با بغض می گویم نرو…
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست…!
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم خستگی درمیکنی
چای می ریزم برایت
توی فنجانی که نیست
باز ميخندی و ميپرسي كه حالت بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی...!
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت
مي شود آیا کمی
دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست..؟!
وقت رفتن می شود
با بغض می گویم نرو…
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست…!
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima
فضای خانه که از خنده های ما گرم است
چه عاشقانه نفس می کشم! هوا گرم است
دوباره "دیده امت"، زُل بزن به چشمانی
که از حرارت "من دیده ام ترا" گرم است
بگو دو مرتبه این را که: "دوستت دارم"
دلم هنوز به این جمله ی شما گرم است
بیا گناه کنیم عشق را ... نترس خدا
هزار مشغله دارد، سر خدا گرم است
من و تو اهل بهشتیم اگرچه می گویند
جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است
به من نگاه کنی، شعر تازه می گویم
که در نگاه تو بازار شعرها گرم است
#نجمه_زارع, عشق قابیل است (باید دوباره زاده شوم ...)
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
چه عاشقانه نفس می کشم! هوا گرم است
دوباره "دیده امت"، زُل بزن به چشمانی
که از حرارت "من دیده ام ترا" گرم است
بگو دو مرتبه این را که: "دوستت دارم"
دلم هنوز به این جمله ی شما گرم است
بیا گناه کنیم عشق را ... نترس خدا
هزار مشغله دارد، سر خدا گرم است
من و تو اهل بهشتیم اگرچه می گویند
جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است
به من نگاه کنی، شعر تازه می گویم
که در نگاه تو بازار شعرها گرم است
#نجمه_زارع, عشق قابیل است (باید دوباره زاده شوم ...)
#عزیز_روزهام
@asheghanehaye_fatima
خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه
هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه
گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم...
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه !
...
سخت است این که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه
بالا گرفته ام سرِ خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بــر سرم آواری از گناه
دارند پیله های دلم درد می کشند
باید دوباره زاده شوم عاری از گنـاه
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه
هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه
گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم...
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه !
...
سخت است این که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه
بالا گرفته ام سرِ خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بــر سرم آواری از گناه
دارند پیله های دلم درد می کشند
باید دوباره زاده شوم عاری از گنـاه
#نجمه_زارع
@asheghanehaye_fatima