عاشقانه های فاطیما
821 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
@asheghanehaye_fatima



هرکسی حق داره برای زندگی خودش تصمیم بگیره، این اصلیه که همه قبول دارن. هیچ کس تو این دنیا وصی و قیم لازم نداره. اما یه چیزای دیگه ام هست، آدم تنها واسه خودش زندگی نمی کنه.
اگه غیر این بود که حرفی نداشتیم، اما دیگرونم هستن، اونایی که ادم به اون دل بسته س، یا اونایی که به آدم دل بسته ن، به هرصورت دیگرونم باید در نظر گرفت، بی اعتنایی به دیگران، فکر نمی کنم تنها وسیله ی راحتی و رهایی باشه...



واهمه های بی نام ونشان | #غلامحسین_ساعدی
دستخط #غلامحسین_ساعدی در نامه‌ای به «طاهره کوزه گرانی»
که چیزی جز تکرار نام «طاهره» نیست...

@asheghanehaye_fatima
«طاهره، طاهره‌ی عزیزم»
کتابی شامل ۴۱ نامه‌ی عاشقانه از #غلامحسین_ساعدی به «طاهره کوزه گرانی» است.
نامه‌هایی یک‌طرفه که هرگز جوابی نداشتند.

#نشر_مشکی

@asheghanehaye_fatima

این عکس نامه‌ی غلامحسین ساعدی به معشوقش طاهره است. بعد از درگذشت طاهره کوزه‌گرانی در کتاب «طاهره، طاهره عزیزم، نشر مشکی» منتشر شد. نامه‌‌هایی که غلامحسین ساعدی در فاصله زمانی 13 ساله از سال 1332 تا تیرماه 1345 نوشته است. نامه‌هایی یک‌طرفه از سوی یکی از  نویسندگان بزرگ معاصر که هرگز جوابی نداشتند. ‌

از نامه‌ای:
‌ امشب پاس‌ام و می دانم سه ساعت تمام نصفه شب همه اش را با تو خواهم بود. خیال تو را نمی توانم از خودم دور کنم و وضع روحی ام در حال متلاشی شدن است، از تو خواهش می کنم شب های جمعه شمعی روشن کنی، همان جایی که سابق شمع روشن می کردیم مرا دعا کن، مرا دعا کن تا از این دنیای تاریک خلاص بشوم.‏
مرا دعا کن تا هرچه زودتر رها شوم و به نزدت برگردم.‏
مرا دعا کن از این تنهایی کشنده و خطرناک راحت و آسوده شوم.‏



تاریخ : 6/12/40
#غلامحسین_ساعدی


@asheghanehaye_fatima
تو در میانِ استخوان‌های مَن

آواز می‌خوانی . . .


در یکی از نامه‌های عاشقانه خود به طاهره کوزه‌گرانی
#غلامحسین_ساعدی



@asheghanehaye_fatima
من نه تنها صورت زیبای تو را دوست دارم ؛ نه تنها موهای زرینت را دوست دارم ؛ بلکه نام تو را ، لباس‌های تو را ، کفش‌های کوچکت را هم دوست دارم . یعنی اگر یک ذره زباله ، یک تکه کاغذ از دست تو زمین بیافتد آن را برخواهم داشت و تا روز قیامت نگه خواهم داشت . اگر دستمال جیبی تو پیش من بود ، آن را برای همیشه روی قلب خود می‌گذاشتم .
آه چه قدر دوستت دارم
دست‌های کوچک و لب‌های قشنگت را می‌بوسم


📝 از میان نامه‌های #غلامحسین_ساعدی به طاهره کوزه‌گرانی

@asheghanehaye_fatima
‏تــو
در میانِ استخوان‌های من آواز می‌خوانی...


#غلامحسین_ساعدی

@asheghanehaye_fatima
طاهره‌ی قشنگ
آیا روزی خواهد رسید که دست کوچک تو
طپش‌های قلب محنت‌زده‌ی مرا احساس کند
و من زلف‌های زرین تو را ببوی‌ام؟


از #نامه‌های #غلامحسین_ساعدی به طاهره کوزه‌گرانی


@asheghanehaye_fatima
هرکسی حق داره برای زندگی خودش تصمیم بگیره، این اصلیه که همه قبول دارن.
هیچکس تو این دنیا وصی و قیم لازم نداره.
اما یه چیزای دیگه ام هست، آدم تنها واسه خودش زندگی نمی کنه.
اگه غیر این بود که حرفی نداشتیم، اما دیگرونم هستن، اونایی که آدم به اونا دل بسته س، یا اونایی که به آدم دل بسته ن، به هرصورت دیگرونم باید در نظر گرفت، بی اعتنایی به دیگران، فکر نمی کنم تنها وسیله ی راحتی و رهایی باشه...


#غلامحسین_ساعدی

@asheghanehaye_fatima
۲۴ دی فرخنده روزی است
که زنده یاد #غلامحسین_ساعدی
به تبریز دیده به جهان گشود.

بی اغراق او تنها نویسنده ایرانی است
که در سه قالب نمایشنامه،فیلمنامه و رمان نوشت و در هر سه از سرامدان ایران شد.
ساعدی پدر قوم نگاری ایران‌نیز به شمار می آید سه اثر اهل هوا، خیاو و ایلخچی نمونه منحصر بفرد و تکرار نشدنی اثار اوست.
دکتر ساعدی فعالیت وسیعی در حوزه ادبیات و حتا ترجمه داشت و از معدود نویسندگان ایرانی است که شهرت جهانی دارد.


@asheghanehaye_fatima
- فکر می‌کنم اگر ما، من یا تو، مورد محبتِ کسی بودیم، مختصر دلگرمی‌ای پیدا می‌کردیم؛ ولی بدبختی اینجاست که کسی را ندارم و تنهاییم... آخر با عرق و سیگار که نمی‌شود برای همیشه آرام شد.

#غلامحسین_ساعدی

@asheghanehaye_fatima
جانوران جنگل مغز من
از این برهنه ی بی خبر چه میخواهید؟

#غلامحسین_ساعدی
@asheghanehaye_fatima
با من برقص......

هرکسی حق داره برای زندگی خودش تصمیم بگیره، این اصلیـه کہ همـه قبول دارن، یعنی هیچ‌کس تو این دنیا وصی و قیـ‌م لازم نداره.
امّا یه چیزای دیگـه ام هست، آدم تنـ‌ها واسـہ خودش زندگی نمیکنه.
اگه غیر این بود کہ حرفی نداشتیم، امّا دیگرونم هستن، اونایی کہ آدم بہ اون دل بستـه س، یا اونایی که بہ آدم دل بستـه ن،
بہ هرصورت دیگرونم باید در نظر گرفت، بی اعتنایی بہ دیگران، فکر نمیکنم تنـ‌ها وسیلهٔ راحتی و رهایی باشـه.


#غلامحسین_ساعدی
📕 واهمه‌های بی‌نام و نشان


@asheghanehaye_fatima