@asheghanehaye_fatima
بین خودمان بماند....
مردی که من را دوست دارد
خوب می داند ..
نه گیسوانم گندمزار باران خورده است
نه چشمانم به سیاهی
اخرشب می ماند
نه براغوشم لمیده است
نه تب بوسه اش را به نظاره نشسته
اما خوب می داند ..
چنان بر دوست داشتنش شعرشده ام
که عاشقانه ترین سروده ها
به ردپایم جاخواهند ماند!
#غزل_چاووش
#بخوان_مرا
بین خودمان بماند....
مردی که من را دوست دارد
خوب می داند ..
نه گیسوانم گندمزار باران خورده است
نه چشمانم به سیاهی
اخرشب می ماند
نه براغوشم لمیده است
نه تب بوسه اش را به نظاره نشسته
اما خوب می داند ..
چنان بر دوست داشتنش شعرشده ام
که عاشقانه ترین سروده ها
به ردپایم جاخواهند ماند!
#غزل_چاووش
#بخوان_مرا
@asheghanehaye_fatima
گاهی دلم می خواهد
دست این صبح زبان نفهم را بگیرم و
ببرمش جایی
که کسی عاشقانه بخیرش نکند
صدبار بازبان خوش بهش
گفتم:
برای کسانی که کسی راندارند
که صبحشان را بخیر کند
خوش رقصی نکن...
اخر نمی داند..
یتیم ترین ساعت روز همین
صبح های لعنتی ست ..!!!
#غزل_چاووش
#نوش_جانتان_تمام_صبحت_بخیر_های_دلبرانه
گاهی دلم می خواهد
دست این صبح زبان نفهم را بگیرم و
ببرمش جایی
که کسی عاشقانه بخیرش نکند
صدبار بازبان خوش بهش
گفتم:
برای کسانی که کسی راندارند
که صبحشان را بخیر کند
خوش رقصی نکن...
اخر نمی داند..
یتیم ترین ساعت روز همین
صبح های لعنتی ست ..!!!
#غزل_چاووش
#نوش_جانتان_تمام_صبحت_بخیر_های_دلبرانه
Audio
چه عاشقونه خوندم
چه بی بهونه رفتی
ناباورانه موندم
که بی نشونه رفتی
من بی تو و تو تنها
از تو چی مونده برجا
جز مشتی خاطراتِ
همرنگ خواب و رویا
#حمید_حامی
#غزل
@asheghanehaye_fatima
چه بی بهونه رفتی
ناباورانه موندم
که بی نشونه رفتی
من بی تو و تو تنها
از تو چی مونده برجا
جز مشتی خاطراتِ
همرنگ خواب و رویا
#حمید_حامی
#غزل
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
جای میان شیش و بش زندگی
درست زمانی که
هیچ مرزی بین شب وروزت
وجودندارد و
پیری از میان موهایت خودش را به چروک زیر چشمانت رسانده
باید وام بگیری
از گذشته برای امرارمعاش دلت
اما...
امان از وقتی که
خالی باشد این حساب
سی وچندسالگی ات
اینجاست که هیچ دیوانگیِ بدردت نمی خورد
نه سیاه کردن موهایت
نه دود کردن لحظه هایت
هیچ چیزی جواب قانع کننده ای برایت ندارد
اینجاهمان جایی ست که باید اعلام ورشکستگی کنی و
برای دلت دیگر
خرج تراشی نکنی ...!!
#غزل_چاووش
#چه_ورشکسته_ام_میان_شیش_بش_زندگی
جای میان شیش و بش زندگی
درست زمانی که
هیچ مرزی بین شب وروزت
وجودندارد و
پیری از میان موهایت خودش را به چروک زیر چشمانت رسانده
باید وام بگیری
از گذشته برای امرارمعاش دلت
اما...
امان از وقتی که
خالی باشد این حساب
سی وچندسالگی ات
اینجاست که هیچ دیوانگیِ بدردت نمی خورد
نه سیاه کردن موهایت
نه دود کردن لحظه هایت
هیچ چیزی جواب قانع کننده ای برایت ندارد
اینجاهمان جایی ست که باید اعلام ورشکستگی کنی و
برای دلت دیگر
خرج تراشی نکنی ...!!
#غزل_چاووش
#چه_ورشکسته_ام_میان_شیش_بش_زندگی
@asheghanehaye_fatima
.
مرا آتش بزن ... من سوختن را دوست میدارم
من از ققنوسها آموختن را دوست میدارم
به شب آويختم فانوسِ زرينِ خيالم را
غزل در نيمه شب افروختن را دوست میدارم
نه اينكه با سياهى الفت ديرينه دارم، نه...
نگين بر چادرِ شب دوختن را دوست میدارم
دلم گنجینه اى از زخم هاى سرخ یاقوتی ست
چنان خاکم که گنج اندوختن را دوست میدارم
تو را وقتى كه عطرت در دلم پيچيد فهميدم
براى درك آهوها، خُتَن را دوست میدارم
بهشتى بى بها و بى بهانه نيست جز قلبم
به دنيا حال خود نفروختن را دوست میدارم...
#غزل_آرامش
.
مرا آتش بزن ... من سوختن را دوست میدارم
من از ققنوسها آموختن را دوست میدارم
به شب آويختم فانوسِ زرينِ خيالم را
غزل در نيمه شب افروختن را دوست میدارم
نه اينكه با سياهى الفت ديرينه دارم، نه...
نگين بر چادرِ شب دوختن را دوست میدارم
دلم گنجینه اى از زخم هاى سرخ یاقوتی ست
چنان خاکم که گنج اندوختن را دوست میدارم
تو را وقتى كه عطرت در دلم پيچيد فهميدم
براى درك آهوها، خُتَن را دوست میدارم
بهشتى بى بها و بى بهانه نيست جز قلبم
به دنيا حال خود نفروختن را دوست میدارم...
#غزل_آرامش
Shab Afaridi TabTaraneh.Net
Ghazal Shakeri
شب آفریدی ... شمع آفریدم ...
غزل شاکری
برگرفته از اَشعارِ علامه اقبال لاهوری
شب آفریدی ، شمع آفریدم
خاک آفریدی ، جام آفریدم
بیابان و کوهسار و راغ آفریدی
خیابان و گُلزار و باغ آفریدم
آنم که از سنگ آیینه سازم
آنم که از زهر نوشینه سازم ...
#شب_آفریدی
#اقبال_لاهوری
#غزل_شاکری
@asheghanehaye_fatima
غزل شاکری
برگرفته از اَشعارِ علامه اقبال لاهوری
شب آفریدی ، شمع آفریدم
خاک آفریدی ، جام آفریدم
بیابان و کوهسار و راغ آفریدی
خیابان و گُلزار و باغ آفریدم
آنم که از سنگ آیینه سازم
آنم که از زهر نوشینه سازم ...
#شب_آفریدی
#اقبال_لاهوری
#غزل_شاکری
@asheghanehaye_fatima
صبح....
این نوزاد نوپای روز
هم دلیل می خواهد
برای بخیرشدن ..
گاهی یک آغوش بی فاصله
گاهی یک بوسه ی مدهوش
گاه یک دوستت دارم پیچیده در
حریم شرمگونه
پناه باید برد برشب
از صبحی ....
که بخیرآغوش پربوسه ی
انکه دوستش داری نشود....🖋
#غزل_چاووش
#صبحت_بخیر_دلیل_صبح_های_پرفاصله
@asheghanehaye_fatima
این نوزاد نوپای روز
هم دلیل می خواهد
برای بخیرشدن ..
گاهی یک آغوش بی فاصله
گاهی یک بوسه ی مدهوش
گاه یک دوستت دارم پیچیده در
حریم شرمگونه
پناه باید برد برشب
از صبحی ....
که بخیرآغوش پربوسه ی
انکه دوستش داری نشود....🖋
#غزل_چاووش
#صبحت_بخیر_دلیل_صبح_های_پرفاصله
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
چراغ را خاموش میكنم، موهايت را كنار میزنم و چشمانت را میبوسم و در تو، آرام و گرم و تلخ، غرق میشوم
نازنيندليل
جنگ هم اگر باشد، خون و اعدام و شكنجه هم اگر باشد، خشاب خالی و محاصره و صدای نزديک شدن ژاندارمها هم اگر باشد، تير خلاص هم اگر باشد، كنار تو باشد ؛ در آغوش تو باشد ؛ در عطر تو باشد ؛ در ردِّ نگاه تو باشد ؛ در آوازهای تو باشد ؛ در رقصها و بوسههای ناگهان تو باشد
مرگ هم اگر باشد
از یادداشتهای شخصی #عزالدین_ماه_رویان برای #غزل_آموریان
چراغ را خاموش میكنم، موهايت را كنار میزنم و چشمانت را میبوسم و در تو، آرام و گرم و تلخ، غرق میشوم
نازنيندليل
جنگ هم اگر باشد، خون و اعدام و شكنجه هم اگر باشد، خشاب خالی و محاصره و صدای نزديک شدن ژاندارمها هم اگر باشد، تير خلاص هم اگر باشد، كنار تو باشد ؛ در آغوش تو باشد ؛ در عطر تو باشد ؛ در ردِّ نگاه تو باشد ؛ در آوازهای تو باشد ؛ در رقصها و بوسههای ناگهان تو باشد
مرگ هم اگر باشد
از یادداشتهای شخصی #عزالدین_ماه_رویان برای #غزل_آموریان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ فلک پروین است
گر چه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و زهر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آن کس که در این محنتگاه
خاطری را سبب تسکین است
#دیالوگ
#شهرزاد
#غزل_شاکری #مصطفی_زمانی
#پروین_اعتصامی
@asheghanehaye_fatima
اختر چرخ فلک پروین است
گر چه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و زهر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آن کس که در این محنتگاه
خاطری را سبب تسکین است
#دیالوگ
#شهرزاد
#غزل_شاکری #مصطفی_زمانی
#پروین_اعتصامی
@asheghanehaye_fatima
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
🗓 ۲۴ آبان ماه سالروز درگذشت شاعر #غزل سرای معاصر، #رهی_معیری گرامی باد.
@asheghanehaye_fatima
.
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
🗓 ۲۴ آبان ماه سالروز درگذشت شاعر #غزل سرای معاصر، #رهی_معیری گرامی باد.
@asheghanehaye_fatima
.
غزل بانو جان، نوا جان، دليل جان
در دامنهي بزآو، در دامنهي تنهاترين كوهِ كنگاور نشستهام و به تو فكر ميكنم. به دخترمان. به نجواي خوش فريادمان. به همهي اين روزها كه نتوانستم در آغوشت آرام بگيرم. به همهي سفرهايي كه سبكترم نكرد. به همهي آدمهايي كه به ناعادلانهترين حكمها زنجير شدهاند.
به اين كه غمگينترين ترانهها را، تشنهترين آدمها به شادي، سرودهاند، عاشقانهترين قصهها را تنهاترينها نوشتهاند، تلخترين اسارتها را، آزاديخواهترين انسانها كشيدهاند، عميقترين دخمهها را براي بلندپروازترين مبارزان كندهاند و زشتترين دنيا را براي زيباترين چشمها ساختهاند.
هزار جاي كارِ اين دنيا ميلنگلد.
دوباره بايد ويرانش كرد و به آتشش كشيد.
غزل جان. پرستو صفت جان.
سرخترين گلها براي تو ..
از نامههای #عزالدین_ماهرویان
به معشوقهاش #غزل_آموریان
@asheghanehaye_fatima
در دامنهي بزآو، در دامنهي تنهاترين كوهِ كنگاور نشستهام و به تو فكر ميكنم. به دخترمان. به نجواي خوش فريادمان. به همهي اين روزها كه نتوانستم در آغوشت آرام بگيرم. به همهي سفرهايي كه سبكترم نكرد. به همهي آدمهايي كه به ناعادلانهترين حكمها زنجير شدهاند.
به اين كه غمگينترين ترانهها را، تشنهترين آدمها به شادي، سرودهاند، عاشقانهترين قصهها را تنهاترينها نوشتهاند، تلخترين اسارتها را، آزاديخواهترين انسانها كشيدهاند، عميقترين دخمهها را براي بلندپروازترين مبارزان كندهاند و زشتترين دنيا را براي زيباترين چشمها ساختهاند.
هزار جاي كارِ اين دنيا ميلنگلد.
دوباره بايد ويرانش كرد و به آتشش كشيد.
غزل جان. پرستو صفت جان.
سرخترين گلها براي تو ..
از نامههای #عزالدین_ماهرویان
به معشوقهاش #غزل_آموریان
@asheghanehaye_fatima
سراپا لرزان
اینک منم که از اشتیاق تو شکفته می شوم
خوشا محبت تو ،
که مرا از هر نوشیدنی مستی بخش
افزون تر است
با من بگو
ای که جان من دوست داردت ...
📚 #غزل_غزلهای_سلیمان
✍🏻 #دکتر_ژ_ک_ماردروس
@asheghanehaye_fatima
اینک منم که از اشتیاق تو شکفته می شوم
خوشا محبت تو ،
که مرا از هر نوشیدنی مستی بخش
افزون تر است
با من بگو
ای که جان من دوست داردت ...
📚 #غزل_غزلهای_سلیمان
✍🏻 #دکتر_ژ_ک_ماردروس
@asheghanehaye_fatima
آن سیه چرده که شیرینیِ عالَم با اوست
چشم ِ میگون لب ِ خندان دلِ خرم با اوست
گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی
او سلیمانِ زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمالِ هنر و دامن پاک
لاجرم همت ِ پاکانِ دو عالَم با اوست
خالِ مشکین که بدان عارض ِ گندمگون است
سِر ِ آن دانه که شد رهزنِ آدم با اوست
دلبرم عزم ِ سفر کرد خدا را یاران!
چه کنم با دلِ مجروح که مرهم با اوست
با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کُشت ما را و دم ِ عیسیِ مریم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زان که بخشایش ِ بس روحِ مُکرّم با اوست
#حافظ
#غزل_57
@asheghanehaye_fatima
چشم ِ میگون لب ِ خندان دلِ خرم با اوست
گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی
او سلیمانِ زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمالِ هنر و دامن پاک
لاجرم همت ِ پاکانِ دو عالَم با اوست
خالِ مشکین که بدان عارض ِ گندمگون است
سِر ِ آن دانه که شد رهزنِ آدم با اوست
دلبرم عزم ِ سفر کرد خدا را یاران!
چه کنم با دلِ مجروح که مرهم با اوست
با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کُشت ما را و دم ِ عیسیِ مریم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زان که بخشایش ِ بس روحِ مُکرّم با اوست
#حافظ
#غزل_57
@asheghanehaye_fatima