خداوند تو را از چشمانت آفرید
سر صبر
سر حوصله
و آنگاه دنیا را
به تماشا...
#علیرضا_قربان_خان
@asheghanehaye_fatima
سر صبر
سر حوصله
و آنگاه دنیا را
به تماشا...
#علیرضا_قربان_خان
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
کوه بودن ابتدای بی کسی ست
ایستادن اول دلواپسی ست
رود باید بود باید راه رفت
یا به دریا یا درون چاه رفت
در دل مرداب دریا دیدنی ست
زشت را بگذار، زیبا دیدنی ست
جنگل از آغاز غرق آتش است
شاخه شاخه شعله های سرکش است
سنگ هم دل دارد آن هم تنگ تنگ
حیف اما نام او سنگ است سنگ
آسمان در فکر باران است؛ ابر
در کویرستان چه باید کرد؛ صبر...
#علیرضا_قربان_خان
کوه بودن ابتدای بی کسی ست
ایستادن اول دلواپسی ست
رود باید بود باید راه رفت
یا به دریا یا درون چاه رفت
در دل مرداب دریا دیدنی ست
زشت را بگذار، زیبا دیدنی ست
جنگل از آغاز غرق آتش است
شاخه شاخه شعله های سرکش است
سنگ هم دل دارد آن هم تنگ تنگ
حیف اما نام او سنگ است سنگ
آسمان در فکر باران است؛ ابر
در کویرستان چه باید کرد؛ صبر...
#علیرضا_قربان_خان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آسمان
---------- یاد تو افتاد
------------------------- که باران آمد؟
#علیرضا_قربان_خان
#چکه
#شعر
@asheghanehaye_fatima
---------- یاد تو افتاد
------------------------- که باران آمد؟
#علیرضا_قربان_خان
#چکه
#شعر
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
هوس گریه کرده ام امشب
هوس هق هق بلند بلند
هوس شانه ای که اینجا نیست
به هوس های من نخند نخند
#علیرضا_قربان_خان
هوس گریه کرده ام امشب
هوس هق هق بلند بلند
هوس شانه ای که اینجا نیست
به هوس های من نخند نخند
#علیرضا_قربان_خان
@asheghanehaye_fatima
کویر خشک ترک خورده ام ببار ای ابر
برای تشنگی ام قطره ای بیار ای ابر
چقدر جان بکنم در هوای بارانت
ببار جان به لبم کرده ای ببار ای ابر
عبور می کنی از آسمان دیده ی من
و من نشسته ام آرام و بی قرار ای ابر
چه سرنوشت پلیدی مرا بیابان کرد
نگو برای من از جبر و اختیار ای ابر
نگو که گوش من از حرف های بیهوده
پر است فلسفه ات را فرو گذار ای ابر
چگونه است که جنگل همیشه سیراب است ؟
و من تمام وجودم پر از شیار ای ابر
چگونه است که دریا همیشه طوفانی ست ؟
که دیده است چنین ظلم آشکار ای ابر
چه فرق می کند این فصل ها که می گویند
برای غمزده پاییز یا بهار ای ابر
برای من که همیشه کویری و خشکم
کمی حیا کن و کمتر بده شعار ای ابر
کویر بودن من عیب نیست می دانی
ولی خساست تو عیب بی شمار ای ابر
بترس ریگ بیابان به جوش امده است
و خون نشسته در این چشم سوگوار ای ابر
#علیرضا_قربان_خان
#شعر
#غزل
کویر خشک ترک خورده ام ببار ای ابر
برای تشنگی ام قطره ای بیار ای ابر
چقدر جان بکنم در هوای بارانت
ببار جان به لبم کرده ای ببار ای ابر
عبور می کنی از آسمان دیده ی من
و من نشسته ام آرام و بی قرار ای ابر
چه سرنوشت پلیدی مرا بیابان کرد
نگو برای من از جبر و اختیار ای ابر
نگو که گوش من از حرف های بیهوده
پر است فلسفه ات را فرو گذار ای ابر
چگونه است که جنگل همیشه سیراب است ؟
و من تمام وجودم پر از شیار ای ابر
چگونه است که دریا همیشه طوفانی ست ؟
که دیده است چنین ظلم آشکار ای ابر
چه فرق می کند این فصل ها که می گویند
برای غمزده پاییز یا بهار ای ابر
برای من که همیشه کویری و خشکم
کمی حیا کن و کمتر بده شعار ای ابر
کویر بودن من عیب نیست می دانی
ولی خساست تو عیب بی شمار ای ابر
بترس ریگ بیابان به جوش امده است
و خون نشسته در این چشم سوگوار ای ابر
#علیرضا_قربان_خان
#شعر
#غزل
#علیرضا_قربان_خان
حوا نگاه کرد؛ آدم گناه شد
بر حسب اتفاق، دنیا تباه شد؛
عریان شدند و زشت، لرزان و بی پناه
تن پوش هر دو تا؛ برگ گیاه شد
القصه باغبان، از باغ راندشان،
دنیا برایشان؛ تبعیدگاه شد
هر روز درد و داغ، هر روز تیر و تیغ
هر روز جنگ و خون، هر روز آه شد
موسی میان نیل، عیسی سر صلیب
یعقوب کور شد؛ یوسف به چاه شد
لیلا بهانه کرد؛ تا کاه، کوه شد
شیرین بهانه کرد؛ تا کوه، کاه شد
هم روزگار ما، سرد و سیاه شد
هم خاک بر سر خورشید و ماه شد
کو فرق خوب و زشت؟ کو دوزخ و بهشت؟
کو دلبخواه شد؟ کو سر براه شد؟
شیطان چه کاره بود؟ شیطان چه کاره هست؟
شیطان گواه شد، شیطان کلاه شد!
اسطوره آفرین! اسطوره؛ آفرین
یعنی که این همه؛ از آن « نگاه » شد؟!!!
یا بی خیال باش، یا بی خیال شو
یا اشتباه کرد، یا اشتباه شد!!!
#علیرضا_قربان_خان
#شعر
#غزل
#اسطوره
#یااشتباه_شدددددددددددددددد
پانوشت؛
آدم نشست و دید؛ هابیل کشته شد
قابیل صاحب کشتارگاه شد...
@asheghanehaye_fatima
حوا نگاه کرد؛ آدم گناه شد
بر حسب اتفاق، دنیا تباه شد؛
عریان شدند و زشت، لرزان و بی پناه
تن پوش هر دو تا؛ برگ گیاه شد
القصه باغبان، از باغ راندشان،
دنیا برایشان؛ تبعیدگاه شد
هر روز درد و داغ، هر روز تیر و تیغ
هر روز جنگ و خون، هر روز آه شد
موسی میان نیل، عیسی سر صلیب
یعقوب کور شد؛ یوسف به چاه شد
لیلا بهانه کرد؛ تا کاه، کوه شد
شیرین بهانه کرد؛ تا کوه، کاه شد
هم روزگار ما، سرد و سیاه شد
هم خاک بر سر خورشید و ماه شد
کو فرق خوب و زشت؟ کو دوزخ و بهشت؟
کو دلبخواه شد؟ کو سر براه شد؟
شیطان چه کاره بود؟ شیطان چه کاره هست؟
شیطان گواه شد، شیطان کلاه شد!
اسطوره آفرین! اسطوره؛ آفرین
یعنی که این همه؛ از آن « نگاه » شد؟!!!
یا بی خیال باش، یا بی خیال شو
یا اشتباه کرد، یا اشتباه شد!!!
#علیرضا_قربان_خان
#شعر
#غزل
#اسطوره
#یااشتباه_شدددددددددددددددد
پانوشت؛
آدم نشست و دید؛ هابیل کشته شد
قابیل صاحب کشتارگاه شد...
@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima
اقراء - بخوان - چگونه بخوانم ؟به نام عشق
تفهیم کن به مردم دنیا مرام عشق
اقراء به اسمِ ربُّکَ - یعنی خدای تو -
آنکس که آفرید تو را در مقام عشق؛
با عشق پرده های خودش را دریده است
لبریز کرده است خودش را به جام عشق
یا ایُّها الَّذینَ - کسانی که - آمَنوا
ایمان بیاورید به فصل مدام عشق
تبَّت یَدا - بریده شود - دست آن کسی ،
آن کس که نیست متّهم اتهام عشق
وَیلٌ لِکُلِّ – وای به آنان – که عشق را...
تنها گذاشتند در این ازدحام عشق
الحَمدُ ...
شکرت ای آفریننده ی عشق
شکرت ای امانت دهنده ی عشق
ای اولین عاشق قبل از پیداییِّ عشق
ای برترین عاشق در جمع رسواییِّ عشق
شکرت ای عاشقی که عاشقی یادمان دادی...
شکر خدا مدام گرفتیم کام عشق
ایّاکَ نَعبُدُ ، همه عشاق گفته اند
ایّاکَ نَستَعینُ به لطف تمام عشق
قل اوحِیَ - بگو که به من وحی می شود-
اشعار عاشقانه ی والامقام عشق
قرآن من فقط سخن از عشق گفته است
هی می رسد بگوش من اکنون پیام عشق
#علیرضا_قربان_خان
#شعر
#غزل
اقراء - بخوان - چگونه بخوانم ؟به نام عشق
تفهیم کن به مردم دنیا مرام عشق
اقراء به اسمِ ربُّکَ - یعنی خدای تو -
آنکس که آفرید تو را در مقام عشق؛
با عشق پرده های خودش را دریده است
لبریز کرده است خودش را به جام عشق
یا ایُّها الَّذینَ - کسانی که - آمَنوا
ایمان بیاورید به فصل مدام عشق
تبَّت یَدا - بریده شود - دست آن کسی ،
آن کس که نیست متّهم اتهام عشق
وَیلٌ لِکُلِّ – وای به آنان – که عشق را...
تنها گذاشتند در این ازدحام عشق
الحَمدُ ...
شکرت ای آفریننده ی عشق
شکرت ای امانت دهنده ی عشق
ای اولین عاشق قبل از پیداییِّ عشق
ای برترین عاشق در جمع رسواییِّ عشق
شکرت ای عاشقی که عاشقی یادمان دادی...
شکر خدا مدام گرفتیم کام عشق
ایّاکَ نَعبُدُ ، همه عشاق گفته اند
ایّاکَ نَستَعینُ به لطف تمام عشق
قل اوحِیَ - بگو که به من وحی می شود-
اشعار عاشقانه ی والامقام عشق
قرآن من فقط سخن از عشق گفته است
هی می رسد بگوش من اکنون پیام عشق
#علیرضا_قربان_خان
#شعر
#غزل
@asheghanehaye_fatima
اشتراکات ما زیاد شده
وقت آن است مال هم بشویم
وقت آن است در کف کولی
پیشگویی فال هم بشویم
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا چشم هات مال من است
شاعر شعرهای من شده ای
شعرهایی که در خیال من است...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا ما چقدر تنهاییم
ما دو تا روح بی سرانجامیم
که پریشان این بدن هاییم...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا توی شعر. میدانی؟
مثلا من که شعر می گویم
مثلا شعر را نمیخوانی...
اشتراکات ما زیاد شده
ما بدون همیم و می خندیم
چشممان را به روی خوشبختی
چشممان را به عشق می بندیم...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا عشق را نمی فهمیم
مثلا ما چقدر مغروریم
مثلا ما چقدر بیرحمیم...
اشتراکات ما زیاد شده
ما دو تا باغ نیمسوخته ایم
ما دو تا رودخانه ی خشکیم
که به خورشید چشم دوخته ایم
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا ما ادامه ی هیچیم
که نشستیم و درد میزاییم
که نشستیم و درد می پیچیم ...
اشتراکات ما زیاد شده
توی عشق و غرور مشترکیم
توی عشقی که نیست درگیریم
توی بحث غرور می ترکیم...
اشتراکات ما زیاد شده
عاشقیم و به عشق خوشنودیم
عشق یعنی همین که تنهاییم
عشق یعنی همین که نابودیم...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا خواب سیب می بینیم
مثلا خواب روی محبوبه
خواب روی حبیب می بینیم...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا قرص خوابهای ما
مثلا زولپیدوم مثلا والیوم
مثلا انتخاب های ما ...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا عکس های من بی تو
مثلا عکس های تو بی من
مثلا عکس های ما بی هم
گوربابای قافیه و ردیف ...
#علیرضا_قربان_خان
اشتراکات ما زیاد شده
وقت آن است مال هم بشویم
وقت آن است در کف کولی
پیشگویی فال هم بشویم
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا چشم هات مال من است
شاعر شعرهای من شده ای
شعرهایی که در خیال من است...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا ما چقدر تنهاییم
ما دو تا روح بی سرانجامیم
که پریشان این بدن هاییم...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا توی شعر. میدانی؟
مثلا من که شعر می گویم
مثلا شعر را نمیخوانی...
اشتراکات ما زیاد شده
ما بدون همیم و می خندیم
چشممان را به روی خوشبختی
چشممان را به عشق می بندیم...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا عشق را نمی فهمیم
مثلا ما چقدر مغروریم
مثلا ما چقدر بیرحمیم...
اشتراکات ما زیاد شده
ما دو تا باغ نیمسوخته ایم
ما دو تا رودخانه ی خشکیم
که به خورشید چشم دوخته ایم
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا ما ادامه ی هیچیم
که نشستیم و درد میزاییم
که نشستیم و درد می پیچیم ...
اشتراکات ما زیاد شده
توی عشق و غرور مشترکیم
توی عشقی که نیست درگیریم
توی بحث غرور می ترکیم...
اشتراکات ما زیاد شده
عاشقیم و به عشق خوشنودیم
عشق یعنی همین که تنهاییم
عشق یعنی همین که نابودیم...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا خواب سیب می بینیم
مثلا خواب روی محبوبه
خواب روی حبیب می بینیم...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا قرص خوابهای ما
مثلا زولپیدوم مثلا والیوم
مثلا انتخاب های ما ...
اشتراکات ما زیاد شده
مثلا عکس های من بی تو
مثلا عکس های تو بی من
مثلا عکس های ما بی هم
گوربابای قافیه و ردیف ...
#علیرضا_قربان_خان