دست مرا بگیر
جهان رانشان بده
با من برقص
پیرهنت را تکان بده
با من برقص درضربان های گیج من
با من برقص
در تن داغ خلیج ِ من ..!!
#حامد_ابراهیم_پور
@asheghanehaye_fatima
جهان رانشان بده
با من برقص
پیرهنت را تکان بده
با من برقص درضربان های گیج من
با من برقص
در تن داغ خلیج ِ من ..!!
#حامد_ابراهیم_پور
@asheghanehaye_fatima
.
.
تو...
زیباترینی
و در شعرترین حالتِ ممکنِ زنی،
که چنان میداند شعر را
که گویی هزار سال پیش،
از شعری زاده شده که شاعرش را با خود به عشقآباد بُردهست نسیمی!
دوستت دارمهایت اکسیرِ حیات بخشیست
که میدارَدَم جاودان!
که میبخشَدَم نفس!
من زندهام از تو...!
#حامد_نیازی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
.
تو...
زیباترینی
و در شعرترین حالتِ ممکنِ زنی،
که چنان میداند شعر را
که گویی هزار سال پیش،
از شعری زاده شده که شاعرش را با خود به عشقآباد بُردهست نسیمی!
دوستت دارمهایت اکسیرِ حیات بخشیست
که میدارَدَم جاودان!
که میبخشَدَم نفس!
من زندهام از تو...!
#حامد_نیازی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
.
داشت برایم شعر میخواند
که پریدم میان یکی از مصرع ها و گفتم:
بوسه دارید؟
ابروهایش را گره زد و با لبخند نگاهم کرد!
تکرار کردم شما بوسه دارید!؟
از آن بوسه ها که انتها ندارند!
که دوستت دارم هایم را لابه لایش بچشی و بفهمی!
از آن بوسه ها که دهانم را طوری پر کند
از گوشه ی لبهایم بچکد روی لباسم؛
گل کند، شکوفه بزند، بهار برسد!
از آن بوسه ها که تا ماه ها لبهایم را بچشم و با لبخند بگویم چقدر شیرینی!
خندید...
خندید و با چشم های بسته نگاهم کرد!
خندید و با لب بسته دیوانه خطابم کرد!
بلند گفت: دوستت دارم مجنون جان!
و من از خوشی میان شعری که میخواند
قافیه در قافیه، ردیف شدم!
زندگی انگار این بود؛
دو مصرع، کنار هم، یک شاه بیت!
با طعم بوسه!
#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته
@asheghanehaye_fatima
داشت برایم شعر میخواند
که پریدم میان یکی از مصرع ها و گفتم:
بوسه دارید؟
ابروهایش را گره زد و با لبخند نگاهم کرد!
تکرار کردم شما بوسه دارید!؟
از آن بوسه ها که انتها ندارند!
که دوستت دارم هایم را لابه لایش بچشی و بفهمی!
از آن بوسه ها که دهانم را طوری پر کند
از گوشه ی لبهایم بچکد روی لباسم؛
گل کند، شکوفه بزند، بهار برسد!
از آن بوسه ها که تا ماه ها لبهایم را بچشم و با لبخند بگویم چقدر شیرینی!
خندید...
خندید و با چشم های بسته نگاهم کرد!
خندید و با لب بسته دیوانه خطابم کرد!
بلند گفت: دوستت دارم مجنون جان!
و من از خوشی میان شعری که میخواند
قافیه در قافیه، ردیف شدم!
زندگی انگار این بود؛
دو مصرع، کنار هم، یک شاه بیت!
با طعم بوسه!
#حامد_نیازی
#نامه_های_سوخته
@asheghanehaye_fatima
.
بگذار من
بیشتر دوستت بدارم
بیشتر عاشقت باشم ، بیشتر بخواهمت
بگذار من
بیشتر در آغوشت بگیرم
بیشتر ببوسمت
بیشتر ببینمت
کارهای سخت را بگذار برای من
بگذار برایت بمیرم
تو فقط
حضرت عشق باشی
کافیست... ❤️
#حامد_نیازی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
بگذار من
بیشتر دوستت بدارم
بیشتر عاشقت باشم ، بیشتر بخواهمت
بگذار من
بیشتر در آغوشت بگیرم
بیشتر ببوسمت
بیشتر ببینمت
کارهای سخت را بگذار برای من
بگذار برایت بمیرم
تو فقط
حضرت عشق باشی
کافیست... ❤️
#حامد_نیازی
#شما_فرستادید
@asheghanehaye_fatima
دستـهایـم چــقـدر
به دو طـــرفِ صــورتــت می آینـد
دستهایم ، چقدر به دست هات
به دکـمه های پیراهنت
و به قوسُ قَزَحِ اندامـت می آیند
دست هایم را دوست دارم
پُرند از تُو
#حامد_نیازی
@asheghanehaye_fatima
به دو طـــرفِ صــورتــت می آینـد
دستهایم ، چقدر به دست هات
به دکـمه های پیراهنت
و به قوسُ قَزَحِ اندامـت می آیند
دست هایم را دوست دارم
پُرند از تُو
#حامد_نیازی
@asheghanehaye_fatima
🌱
میگویم آقا سید محمود! خاک بر دهانم! زبانم لال!
نکند گیس بورها و چشم آبی های فرنگی دلتان را بلرزاند.به همان امامزاده داوودی که باهم رفتیم ، به همان جدّتان قسم ، دق میکنم ها!
قسمتی از نامه پریدخت به سیدمحمود
پریدخت 📚
#حامد_عسکری
@asheghanehaye_fatima
میگویم آقا سید محمود! خاک بر دهانم! زبانم لال!
نکند گیس بورها و چشم آبی های فرنگی دلتان را بلرزاند.به همان امامزاده داوودی که باهم رفتیم ، به همان جدّتان قسم ، دق میکنم ها!
قسمتی از نامه پریدخت به سیدمحمود
پریدخت 📚
#حامد_عسکری
@asheghanehaye_fatima