عاشقانه های فاطیما
821 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
@asheghanehaye_fatima

 

کجاست دختر پاییز باغ کودکی ات
کلاه پوپکـی و سینـه ریــز میخکــی ات


دلــم گرفته و دنیــال خلوتــــی دنجــــم
که باز بشکفم از بوسه ی یواشکی ات


کــه باز بشکفم و باز بشکفم با تـــو
کمی برقص مرا در لباس پولکی ات


چقدر خاطره دارم از آن دهان مَلَس
زبــان شیرینت بــا لب لواشکـی ات


شبـی بغــل کن و بـر سیـنه ات بخــوابانــم
به یاد حسرت شب های بی عروسکی ات


چگونه در ببرم جان از این هوا تو بگو
اگر رها شـوم از "بازوان پیچکی ات"*


اسیــر وشادم چــو بـادبـادکـــی بستــه
به شاخه های درختان باغ کودکی ات !


*بازوان پیچکی ات(حسین منزوی)


#اصغر_معاذی
آه از این غربت نزدیک و
از آن حسرت دور ...

عشق
در سینهٔ من هست و
در آغوشم نیست...

#اصغر_معاذی

@asheghanehaue_fatima
بی خواب کوچه گردی و بدخوابی ام نباش

دلشوره های هرشبم از روی عادتند

هی کوچه...کوچه...کوچه...به پایان نمی رسم

شب های سرد و ابری من بی نهایتند.!


#اصغر_معاذی

@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima




قصه از طعم دهان تو شنیدن دارد
خواب ، در بستر چشمان تو دیدن دارد

وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم
دست در دست تو هر کوچه دویدن دارد

تاک ، از بوی تنت ، مست به خود می پیچد
سیب در دامنت احساس رسیدن دارد

بیخ گوش تو دلاویزترین باغ خداست
طعم گیلاس از این فاصله چیدن دارد

کودکی چشم به در دوخته ام ... تنگ غروب
دل من شوق در آغوش پریدن دارد

"بوسه" سربسته ترین حرف خدا با لب توست
از لب سرخ تو این قصه شنیدن دارد...



#اصغر_معاذی
@asheghanehaye_fatima



خوابش نبرد ... خاطره‌ها را قطار کرد
حالش دوباره بد شد و از خود فرار کرد

پاشد کنار پنجره...خود را به کوچه ريخت
آتش گرفته بود...خودش را مهار کرد

آمد کنار قوری سردی که سال‌ها...
يک چای تلخ ريخت کمی زهر مار کرد

وا شد دهان پاکت سيگار خالی‌اش
آهی کشيد و فحش کشيد و نثار کرد

فحشی نثار پنجره...مشتی نثار ميز...
لعنت به آن شبی که دلش را قمار کرد

حس کرد اين‌که بايد از اين شهر دور شد
مشتی کتاب و خاطره در کوله‌بار کرد

شاعر...هوایی غزلی عاشقانه بود
خود را قطار کرد و خودش را سوار کرد...!

#اصغر_معاذی
@asheghanehaye_fatima



قصه با طعم دهان تو شنیدن دارد
خواب، در بستر چشمان تو دیدن دارد

وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم
دست در دست تو هر کوچه دویدن دارد

تاک، از بوی تَنَت مست، به خود می‌پیچد
سیب در دامنت احساس رسیدن دارد

بیخ گوش تو دلاویزترین باغ خداست
طعم گیلاس از این فاصله چیدن دارد

کودکی چشم به در دوخته ام... تنگ غروب
دل من شوقِ در آغوش پریدن دارد

«بوسه» سربسته‌ترین حرف خدا با لب توست
از لب سرخ تو این قصه شنیدن دارد..!

#اصغر_معاذی
@asheghanehaye_fatima



حس می کنم کنار تو از خود فراترم!
درگیر چشـــــم های تو باشم رهاترم!

دلتنگی ام کم از غم تنهایی تو نیست!
من هرچه بی قرارترم .. بی صدا ترم!

گاهی مقابل تو که می ایستم نرنج
پیش تــــــو از هر آینه بی ادعاترم!

قلبی که کنج سینه‌ی من میزند تویی!
مـــن با غم تـــو از خـــود تو آشناترم!

هر لحظه اتفاق می افتم بدون تو
از مرگ ها و زلزله ها بـی هوا ترم!

حالم بد است، با تو فقط خوب میشوم!
خیلــــی از آن چه فکر کنی مبتلاترم...!!!

#اصغر_معاذی
عشق در
سینه ی من
هست و در آغوشم نیست...



#اصغر_معاذی

@asheghanehaye_fatima
قصه با طعم دهان تو شنیدن دارد
خواب، در بستر چشمان تو دیدن دارد

وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم
دست در دست تو هر کوچه دویدن دارد

تاک، از بوی تَنَت مست، به خود می‌پیچد
سیب در دامنت احساس رسیدن دارد

بیخ گوش تو دلاویزترین باغ خداست
طعم گیلاس از این فاصله چیدن دارد

کودکی چشم به در دوخته ام... تنگ غروب
دل من شوقِ در آغوش پریدن دارد

«بوسه» سربسته‌ترین حرف خدا با لب توست
از لب سرخ تو این قصه شنیدن دارد..!

#اصغر_معاذی


@asheghanehaye_fatima
@asheghanehaye_fatima



حس می‌کنم کنار تو از خود فراترم
درگیر چشم‌های تو باشم رهاترم

دلتنگی‌ام کم از غم تنهایی تو نیست
من هرچه بی‌قرارترم بی‌صداترم

گاهی مقابل تو که می‌ایستم نرنج
پیش تو از هر آینه بی‌ادعاترم

قلبی که کنج سینه‌ی من می‌زند تویی
من با غم تو از خود تو آشناترم

هر لحظه اتفاق می‌افتم بدون تو
از مرگ‌ها و زلزله‌ها بی‌هواترم

حالم بد است با تو فقط خوب می‌شوم
خیلی از آن چه فکر کنی مبتلاترم


#اصغر_معاذی