تفکر، یادگیری، مشاهده‌(تیم)
733 subscribers
520 photos
108 videos
8 files
21 links
ارتباط با اینجانب برای هماهنگی شرکت در سمینارها و ارائه‌ی نقطه نظرات درباره‌ی محتوای کانال:

@MohammadHassanHosseini
mhhosseinipencil@gmail.com
Download Telegram
بارالها ما را در سال جدید
در بهارانه ی عید
لحظه در لحظه و پی در پی
آب تر، باران تر
ناب تر، حاضرتر
مهربان تر فرما
زندگی جز این نیست
"زندگی تر شدنِ پی در پی"
در بهاری سرمست
"زندگی آب تنی کردنِ در حوضچه یِ اکنون است."



محمدحسن حسینی
@THINKINGandLEARNING
#فرهیختگی
#مدل_ذهنی

1-اساتید بزرگ موسیقی و خط و فلسفه را هم دیده ام که گاه شعری ازحافظ یا مولانا را اشتباه می خوانند و می نویسند، اما آنقدر پیش مردم اعتبار دارند که کسی خرده نمی گیرد به آنها. اگر بگویم مولوی هم ایراد وزنی در شعرش دارد تعجب می کنید. اما خیلی ها می گویند:" که با شکستگی ارزد به صد هزار درست."

2- مدعیان اما حساب شان دیگر است. می گویند:." اینجا غلط نوشته. تقصیر من نبود." این طوری می شود که مدل ذهنی مردم نسبت به این گروه بی اعتباری پیشه می کند.

3- یک مدیر تصمیم گیرنده باید فرهیخته باشد. اگر اعتبار تصمیم گیری به صحت داده هاست، اعتبار تصمیم گیرندگان نزد مردم نیز، به صحت داده هایی ست که مردم از آنها دریافت می کنند و مدل ذهنی شان بر پایه ی آنها شکل می گیرد. ادعا با فرهیختگی فرق می کنند. فرهیختگان فروتنند.

4-ما ملت سنگین و با فرهنگی هستیم. شبکه های مجازی و رسانه ها با بهانه کردن اشتباه فردی تصمیم گیرنده، راه بدی را برای حل مشکل انتخاب می کنند. اسمش را هم می گذارند: " آگاه سازی".

5-تفکر سیستمی به من آموخته که با یکی دو داده مثل اشتباه لفظی و غیره از یک فرد تصمیم گیرنده، مدل ذهنی ام حکم بی سوادی او را صادر نکند.

محمد حسن حسینی



@THINKINGandLEARNING
🔘عکس سلفی، نماز جماعت
غروب آمده بودم عکس سلفی بگیرم از بازار قیصریه ی اردبیل. صدای اذان آمد. بی اختیار کشیده شدم سمت مسجدِ بازار، نماز جماعت خواندم‌. یکی دو رکعت هم سلفی یا همان فرادا خواندم. کیف داد. جایی خوانده ام محل نماز در قیامت به نفع نمازگزار شهادت می دهد. چه خوب می شود در سفرها این محل ها را به دلخواه انتخاب کنیم. اتفاق قشنگی افتاد. عکس سلفی را هر کاری کنی ایستا و لحظه ای است، نمازی که خواندم اما پویاست و برکتش ادامه دار است. تازه اگر کمی بخواهم تفکر کمّی هم داشته باشم برکتش در تعداد نمازگزاران ضرب می شود، شاید هم به توان برسد‌؛ خدا خودش می داند‌. هنوز در حال و هوای آن نمازم. در شهری زیبا در دامنه ی کوه برفی سبلان.

محمدحسن حسینی



کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#حضور
ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم؟!
امام صادق(ع) فرمود: "اولین کسی که در عالم قیاس کرد، ابلیس بود." ابلیس گفت:" من آتشم، آدم خاک است، سجده نمی کنم." او محضر بندگی خدا را درک نکرد و جایگاهش را از دست داد. ابلیس تا قیامت از خدا مهلت خواست تا بندگان او را از راه راست دور کند. لحظه هایشان را از آن ها بگیرد. پس با شیاطین خود رهسپار زمین شد.

شیطان از عقب و جلو حمله می کند. گذشته و آینده را پیش می کشد تا "حال" ما را بگیرد. "اکنون" ما را خراب کند. "حضور" و آگاهی ما را مخدوش کند. زندگی در حال، شادی آور است. شیطان همان ذهن غوغاگر است که دائم حرف می زند: " دیدی چه گفت؟ منظورش تو بودی. به فلانی احترام گذاشت به تو نه. تو به بچه اش بیست هزار تومان عیدی دادی او ده هزار تومان داد. شکلات خارجی را برای فلان مهمان گرفت به تو نداد. خانه ی فلانی نرو، باز از همان حرفها می زند. تو این همه مهربانی، او با تو این طوری حرف می زند."

او همان تندیس درد یا بدن دردمند(pain Body) است که ما را مظلوم جلوه می دهد. خود واقعی شما را با ذهن تان یکی می کند. دائم می گوید: "خیلی بدبختی. دنیا حق تو را خورده است. هیچکس ترا درک نمی کند. از همه بیشتر می فهمی اما کسی تحویلت نمی گیرد...."

اما باید هشیار بود. آگاه بود. شاهد بود. حاضر بود. باید بدن دردمند و ذهن ورّاج را ساکت کرد. سکوت درون، راز آرامش است. ذهن، ظرف آرامش ما را سوراخ می کند. نمی گذارد حال را دریابیم. او از ما تغذیه می کند. شیشه ی شیر این کودک ناخلف و بدشگون ظرف آرامش ماست.

به راستی تکلیف ما با این موجود چیست؟ باید او را به سخره گرفت. مسخره اش کرد. نادیده اش باید گرفت. باید با او همان رفتاری را کرد که با کودک غر غرو می کنیم." باشه باشه. فعلا ساکت باش. برو دنبال بازی کردنت. آره آره تو راست می گی. سیس..... ساکت باش سرم رفت......بعدا بعدا. الان کار دارم....."

محمدحسن حسینی



کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#مدل_ذهنی
🔸ماجراي شلوار قرمز ها را آقاي دكتر لشكر بلوكي عزيز از دوستي ديگر در كانالشان نقل كرده اند كه برايم جالب بود. جالب از اين منظر كه مدل ذهني آدم ها چقدر مي تواند به اصل و بنیان صدمه وارد كند. لذا بخشی از مطلب ايشان را عينا به همراه مصداقی از شلوار قرمزی در اينجا مي آورم:

"🔳⭕️شلوار قرمزت را در بیار وگرنه کشته می شوی!
قبل از جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۲، وزیر جنگ فرانسه در حال بازگشت از جبهه‌ بالکان به این نتیجه رسید که بُرد گلوله‌های اسلحه‌ها به شدت افزایش یافته است و نیاز به استتار (مخفی ماندن از دیدرس دشمن) بیش از گذشته است. چرا که دیده شدن هر سرباز، یعنی هدف‌گیری دقیق توسط دشمن و نهایتا کشته شدن.

او لباس کم‌رنگ بلغارها را دید و تصمیم گرفت لباس سربازهای فرانسوی را تغییر دهد. سربازان فرانسوی تا آن زمان همچنان لباس آبی پررنگ با شلوارهای قرمز می‌پوشیدند. پیشنهاد داد تا سربازان فرانسوی لباس خاکستری-آبی یا خاکستری-سبز بپوشند؛ اما غرور ارتشِ نمی گذاشت. آن‌ها به همان اندازه‌ای در پوشیدن کتِ دامن‌دارِ آبی و شلوار قرمز اصرار داشتند؛ که زمانی در نپذیرفتن توپ‌های سنگین پافشاری کرده بودند.

نظامیان فرانسوی «حیثیت ارتش» را در خطر می‌دیدند؛ چرا که رنگ لباس‌شان داشت تغییر می‌کرد! روزنامه‌ «اکو دو پاری» نوشت: «به‌فراموشی سپردن تمام آن‌چه رنگی است، تمام آن‌چه به سربازان سیمای درخشان می‌بخشد؛ هم خلاف سلیقه‌ فرانسوی است و هم خلاف عملکرد نظامی!!» می بینید چگونه با هیجانات کاذب، واقعیت های واضح را نادیده گرفتند. در هر صورت آن زمان مساله‌ حیثیت و غرور فرانسوی قابل شوخی کردن نبود.
وضعیت زمانی بدتر می شود که وزیر جنگ قبلی هم به نفع وضعیت موجود وارد میدان شد! موسیو اتیِن، وزیر قبلی از جانب فرانسه گفته بود: «حذف شلوار قرمز؟ هرگز! شلوار قرمز یعنی فرانسه!»
بعدترها زمانی که فرانسوی‌ها گروه گروه در مقابل اسلحه‌های آلمانی قتل عام می‌شدند و مثل برگ‌های درختی در پاییز بر روی زمین می‌افتادند؛ هیچکدامشان شاید نمی‌دانست که شلوارهای قرمز یا حیثیت فرانسه چگونه آنان را به کشتن داده‌اند. وزیر جنگ فرانسه، مسیمی، بعدترها اعتراف کرد: «آن چسبیدن کورکورانه و ابلهانه به چشمگیرترین رنگ، عواقبی سخت در پی داشت»!!! (برگرفته از نوشته دکتر امیرناظمی، ژرف اندیش و آینده پژوه)...........

....... اگر نفت ملی شده است چه ربطی دارد که آن روز را کار نکنیم؟ یعنی چه ارتباطی وجود دارد بین کار نکردن ما و یا ملی شدن صنعت نفت......‌ اما کافی است همین را بگوییم تا شلوار قرمزها چنین جملاتی را بیان کنند: حذف شلوار قرمز؟ هرگز! شلوار قرمز یعنی سابقه تاریخی و غرور ملی! "

🔘آموزه ی تفکر و یادگیری:
اینکه باید برخی مدل های ذهنی نوسازی شوند تا جلوی" تشعشع های مادون قرمز" یا همان شلوارهای قرمز گرفته شود درست؛ اما نکته ی مهمتر این است که برخی اقدام های نسنجیده مدل های ذهنی را کج می کنند. مثالش همین تعطیلی آخرین روز سال که مناسبتش ملی شدن صنعت نفت است‌. چه باید کرد با مدل ذهنی که ناخودآگاه کج می شود و دلیلش باور به این است که ما نفت داریم و پشتمان گرم است، پس خیالمان راحت و کار تعطیل!
محمد حسن حسینی



کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#نگاه_سیستمی
امسال پیام روز جهانی کتاب کودک که از سوی اینس زاندره، شاعر و نویسنده لتونیایی نوشته شده بسیار برایم جذاب بود. جذاب از این منظر که نویسندگان و شاعران و تصویرگران کودک این روزها نگاه سیستمی به دنیا پیدا کرده اند. این متن توسط خانم نسرین وکیلی ترجمه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
«همان‌گونه که براده‌های آهن در میدان مغناطیسی، شکلی منظم به خود می‌گیرند و دانه‌های برف، آب را به بلورهای‌ دارای نظم تبدیل می‌کنند، انسان‌ نیز خواهان نظم و ریتم است.  

در داستان‌های پریان یا شعر‌ها، آنچه به کودکان لذت می‌دهد، تکرارها، ترجیع بند‌‌ها و بن مایه‌های جهانی هستند، زیرا هر بار به شکلی نو مطرح می‌شوند و به متن نظم می‌دهند. جهان به نظم زیبایی دست می‌یابد. هنوز به یاد دارم که در دوران کودکی، عدالت و انصاف و برابری
چقدر برایم اهمیت داشتند. من به همان اندازه به دست چپ خودم سهم می‌دادم که به دست راستم. وقتی روی میز ضرب می‌گرفتم، ضربه‌های هر انگشتم را می‌شمردم تا سهم یک انگشت از دیگری بیش تر نشود. هنگام تشویق کردن، دست راستم را به دست چپ می‌زدم، اما بعد‌‌ها به این فکر افتادم
که باید دست چپم را نیز به همان اندازه به دست راستم بزنم. این شوق غریزی برای برابری، شاید خنده‌ دار به نظر برسد، اما نیاز جهان را به پرهیز از عدم تعادل نشان می‌دهد.

من احساس می‌کردم که برای ایجاد تعادل وبرابری، مسئولیتی به عهده دارم. گرایش کودکان به شعر و داستان، در نیاز آن‌ها به سامان بخشیدن به جهان آشفته ریشه دارد. همه چیز از نابسامانی به سامان می‌رسد. شعرهای کودکانه، ترانه‌های محلی، بازی‌ها، افسانه‌ها و شعرها، همه‌
این اشکال منظم و سازمان یافته‌ هستی، به کودکان کمک می‌کنند تا به حضور خود در این جهان آشفته ثبات بخشند. کودکان، به شکل غریزی آگاه‌اند که ایجاد نظم در جهان امکان پذیر است و هر کس در آن، جایگاه یگانه‌ خود را دارد. همه چیز در راستای این هدف پیش می‌رود: ساختار
ریتمیک متن، ردیف واژگان، طراحی صفحه و تأثیرگذاری کتاب به عنوان یک مجموعه‌ خوش‌ساخت.

این‌جا، بزرگ، خود را در کوچک آشکار می‌کند و ما از این الگو در ساخت کتاب کودکان پیروی می‌کنیم، حتی اگر به خدا و برخال‌ها (جزئی از یک ساختار که همانند کل آن ساختار است. خرده‌های یک سنگ که هر کدام ویژگی‌های ساختار آن سنگ سنگ بزرگ را در خود دارند) فکر نکنیم. کتاب
کودک، نیرویی شگفت انگیز است که شوق بزرگ یک انسان کوچک و توانایی او را در رسیدن به آن شوق بزرگ به نمایش می‌گذارد و این، جسارت زندگی کردن را در او نیرو می بخشد.

در یک کتاب، کوچک، همیشه بزرگ است. برای رسیدن به دنیای بزرگ، نیازی به بزرگ‌شدن نیست. کتاب، رازی است که در آن، همه‌ غیر‌ممکن‌ها یا دسترس ناپذیر‌ها، یافت می‌شوند. آنچه خواننده‌ای در یک گروه سنی خاص نمی‌تواند درک کند، در پس زمینه‌ ذهن ‌او باقی می‌ماند و بعدها،
اگر نه به تمامی، دست‌کم بخشی از آن برایش فهمیدنی خواهد شد. یک کتاب تصویری می‌تواند حتی برای بزرگسالان، گنجینه‌ای از آگاهی و فرهنگ باشد، همان گونه که خواننده‌ جوان، کتابی را که ویژه‌ بزرگسالان است، می‌خواند و داستان خود را در آن می‌یابد و بخشی از زندگی خویش
را در آن می‌بیند. بستر فرهنگی، ذهنیت آدم‌ها را شکل می‌دهد، چه آن‌‌گاه که چشم به راه تأثیرهای آن در آینده هستند و چه هنگامی که خود به تجربه کردن می‌پردازند.

 کتاب کودک، گواه بزرگداشت یک چیز کوچک است. کتاب کودک، نشانه‌ی آشکار آن است که یک چیز کوچک تا چه اندازه می‌تواند بزرگی و عظمت در خود داشته باشد. کتاب کودک، به جهانی که هر باره از نو خلق می‌شود، معنا می‌بخشد، به جهانی که در عین شادابی و بازیگوشی کودکانه‌اش، جدی
است. همه چیز حتی ادبیات کودک، بدون این جدی بودن، معنای خود را از دست می‌دهد.

کوتاه سخن: کتاب به انسان این آگاهی را می‌بخشد که سامان بخشیدن به جهان، شدنی است و در این سامان، هر کس جایگاه بی‌همتای خود را دارد. همه چیز در راستای رسیدن به این هدف گام بر می‌دارد: هماهنگی متن، ترتیب واژگان، طراحی صفحه و تأثیر گذاری کتاب به عنوان یک مجموعه‌ی
خوش ساخت. ما در کتاب کودک، الگوی بزرگ در کوچک را نشان می‌دهیم. یک کتاب کوچک کودک، الگوی ساده شده‌ای از دنیای بزرگ است. کتاب، همچون رازی است که ناخواسته‌ها و نایافته‌ها را در آن می‌یابیم. کتاب کودک، نمونه‌ی قابل احترامی از بزرگی و عظمت در قالبی کوچک است.»
به نقل از خبرگزاری کتاب



کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
 
#حضور
🔸پیامبر ما همان است که در سکوت کسی از او پیشی نمی توانست بگیرد. همان نگاری که به قول حافظ، به مکتب نرفت و خط ننوشت؛ ولی به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد‌.

با خود می اندیشم به راستی فرایند پیامبر شدن او چگونه بوده؟ چه "حضوری" داشته محمد(ص) در خلوت غار! لابد ساعتها به جایی خیره می شده و گوش فرا می داده به صدای تنفس کائنات. او شاهد و آگاه مطلق بوده و ذره ذره، این شهود و آگاهی را به مرز پیامبری رسانده است. چیزی فراتر از استادان مراقبه.

او رحمت عالمیان است. همه کائنات در او متجلی شده است. به تمامی حق شده است. چه ذکری بر لب داشته آن انسان بزرگ؟ لا اله الا الله؟ الله اکبر؟ قران؟ کتاب؟ همان کلماتی که محفوظند؟
درود بر او که پیامبر رحمت و اخلاق است. درود بر او که از بس ساکت بود آگاه مطلق بود چون خدا. درود بر او. درود....
عید پیامبری او مبارک باد!
تولدت مبارک استادِ مهربان! یادت همیشه با من است. هر بار با شعر روبرو می شوم، حضورت را در حوالی قلبم حس می کنم.
Forwarded from SUPERNOOVA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ذره ذره آب شدن يخهاي سياره مان،در قطب جنوب را همراه با پيانوي "لودويكو آناودي" ،سومين پيانيست مطرح جهان، روي يك قطعه يخ سرگردان ، تماشا كنيد

@SuperNoova

#تغییر
🔸در مقاله ای ژاپنی، مصرف فولاد در خودروها را به عمر کره ی زمین ربط داده بودند:
هرچه مصرف فولاد بالاتر برود، وزن خودرو بیشتر می شود. وزنِ بیشتر یعنی مصرف بیشتر سوخت. سوختِ بیشتر یعنی خروجی گاز بیشتر از اگزور و به تبع آن تراکم گازهای گلخانه ای در سطح زمین و بعد گرم شدن کره ی زمین و آب شدن یخ های قطبی و بالاتر آمدن آب دریاها و پیش روی آب در خشکی و....

این چرخه به آرامی حرکت می کند و حواس دنیا به این تغییر نیست.
ما که نمی توانیم جلوی رشد تکنولوژی و تخریب دنیا را بگیریم. اما زورمان می رسد برای تماشای شعله های آتش، جنگل را نسوزانیم. آسمان آبی از شعله های آتش تماشایی تر است.

جهان اگر به حال خودش رها بشود با موسیقی آرامی تغییر می کند. خداوند کائنات را دقیق و بر اساس منطق ریاضی خلق کرده است. آدم ها هستند که این معادله ی آرام را به هم می زنند. آدم ها سازشان اغلب با کائنات کوک نیست‌.



کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
در ماه پیامبر (ص) ، میلاد امام حسین، امام سجاد، امام مهدی، حضرت ابالفضل و حضرت علی اکبر علیهم السلام مبارک باد!
@THINKINGandLEARNING
متن مصاحبه با اینجانب در خصوص تاثیر فضاهای مجازی و مسابقه های مجازی روی دانش آموزان در روزنامه اطلاعات امروز👇👇👇👇
گویا در متن مصاحبه، نام کوچک هاوکینگ به اشتباه به جای استیون، جان نوشته شده. بدین وسیله پوزش می خواهم.
حسینی