💢یافتههای یک مطالعه جدید: احتمال ابتلا به سرطان در افراد متأهل کمتر از مجردها است
تحقیقات تازه نشان داده است که ازدواج با کاهش خطر ابتلا به سرطان مرتبط است.
مطالعهای روی بیش از ۴ میلیون فرد مبتلا به سرطان در ایالات متحده نشان داده است که نرخ سرطان در میان مردانی که هرگز ازدواج نکردهاند، در مقایسه با مردان متأهل حدود ۶۸ درصد بالاتر است.
بر اساس این تحقیق، این نسبت در میان زنان هرگز ازدواج نکرده حتی چشمگیرتر بود و نرخ ابتلا به سرطان در آنها تقریبا ۸۳ درصد بالاتر گزارش شد.
پائولو پینیرو، استاد اپیدمیولوژی سرطان در دانشکده پزشکی دانشگاه میامی و یکی از نویسندگان این مطالعه، میگوید: «افراد متأهل تمایل به ثبات اقتصادی بیشتر و سیستمهای حمایتی بهتری دارند و احتمال اینکه روند درمان را به طور کامل پیگیری کنند، در آنها بیشتر است.»
مطالعات قبلی نیز نشان داده بود که افراد متأهلی که به سرطان مبتلا میشوند، معمولا در مراحل اولیهتری بیماریشان تشخیص داده میشود و نرخ بقای بهتری دارند.
این مطالعه جدید، دادههای جمعآوری شده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ میلادی را مورد بررسی قرار داده است که شامل بیش از ۱۰۰ میلیون نفر از ۱۲ ایالت مختلف با سن ۳۰ سال به بالا بود. حدود ۲۰ درصد از این افراد مجرد بودند.
پژوهشگران نرخ ابتلا به سرطان را بر اساس وضعیت تاهل، جنسیت و نژاد مقایسه کردند. برخی از بارزترین یافتهها مربوط به سرطانهای قابل پیشگیری بود که با عفونتها یا رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و مصرف الکل مرتبط هستند.
مردان مجرد پنج برابر بیشتر به سرطان مقعد مبتلا شده بودند و زنان مجرد سه برابر بیشتر نرخ ابتلا به سرطان دهانه رحم را تجربه کردند.
هر دوی این سرطانها با عفونت مقاربتی اچپیوی (ویروس پاپیلومای انسانی) مرتبط هستند، بنابراین میزان ابتلا ممکن است منعکسکننده تفاوت در میزان قرارگیری در معرض ویروس و غربالگری باشد.
دکتر پینیرو اشاره کرد که افراد متأهل در مجموع رفتارهای سالمتری دارند؛ از جمله مصرف کمتر سیگار و الکل، و روابط جنسی و باروری پایدارتر که همگی از عوامل خطر سرطان محسوب میشوند. همچنین احتمال مشارکت آنها در مراقبتهای پیشگیرانه بیشتر است.
البته این پیوند همیشه صادق نیست. پینیرو افزود: «ازدواجهای زیادی وجود دارند که همراه با سوءرفتار و خشونت هستند و قطعا منجر به نتایج خوبی نمیشوند. از سوی دیگر، افراد مجردی هم هستند که سیستمهای حمایت اجتماعیشان جایگزین هرگونه اثر مفیدی میشود که ممکن است ازدواج برای فرد به ارمغان بیاورد.»
آقای پینیرو معتقد است دلسوزیهایی که با ازدواج همراه است، مانند شریکی که به دیگری یادآوری میکند بیش از حد سیگار میکشد یا مینوشد، یا به اندازه کافی نمیخوابد و ورزش نمیکند، منجر به نتایج سلامتی بهتری میشود.
او میگوید: «این نوع ریزمداخلات میتوانند پس از گذشت دههها، کمک شایانی به سلامت فرد کنند.»
نتایج تحقیقات تازه در نشریه مطالعات سرطان منتشر شده است.
https://news.med.miami.edu/marriage-is-anti-cancer/#:~:text=People%20who%20are%20or%20once,published%20in%20Cancer%20Research%20Communications.
🆔@ScientificDialectics
تحقیقات تازه نشان داده است که ازدواج با کاهش خطر ابتلا به سرطان مرتبط است.
مطالعهای روی بیش از ۴ میلیون فرد مبتلا به سرطان در ایالات متحده نشان داده است که نرخ سرطان در میان مردانی که هرگز ازدواج نکردهاند، در مقایسه با مردان متأهل حدود ۶۸ درصد بالاتر است.
بر اساس این تحقیق، این نسبت در میان زنان هرگز ازدواج نکرده حتی چشمگیرتر بود و نرخ ابتلا به سرطان در آنها تقریبا ۸۳ درصد بالاتر گزارش شد.
پائولو پینیرو، استاد اپیدمیولوژی سرطان در دانشکده پزشکی دانشگاه میامی و یکی از نویسندگان این مطالعه، میگوید: «افراد متأهل تمایل به ثبات اقتصادی بیشتر و سیستمهای حمایتی بهتری دارند و احتمال اینکه روند درمان را به طور کامل پیگیری کنند، در آنها بیشتر است.»
مطالعات قبلی نیز نشان داده بود که افراد متأهلی که به سرطان مبتلا میشوند، معمولا در مراحل اولیهتری بیماریشان تشخیص داده میشود و نرخ بقای بهتری دارند.
این مطالعه جدید، دادههای جمعآوری شده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ میلادی را مورد بررسی قرار داده است که شامل بیش از ۱۰۰ میلیون نفر از ۱۲ ایالت مختلف با سن ۳۰ سال به بالا بود. حدود ۲۰ درصد از این افراد مجرد بودند.
پژوهشگران نرخ ابتلا به سرطان را بر اساس وضعیت تاهل، جنسیت و نژاد مقایسه کردند. برخی از بارزترین یافتهها مربوط به سرطانهای قابل پیشگیری بود که با عفونتها یا رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و مصرف الکل مرتبط هستند.
مردان مجرد پنج برابر بیشتر به سرطان مقعد مبتلا شده بودند و زنان مجرد سه برابر بیشتر نرخ ابتلا به سرطان دهانه رحم را تجربه کردند.
هر دوی این سرطانها با عفونت مقاربتی اچپیوی (ویروس پاپیلومای انسانی) مرتبط هستند، بنابراین میزان ابتلا ممکن است منعکسکننده تفاوت در میزان قرارگیری در معرض ویروس و غربالگری باشد.
دکتر پینیرو اشاره کرد که افراد متأهل در مجموع رفتارهای سالمتری دارند؛ از جمله مصرف کمتر سیگار و الکل، و روابط جنسی و باروری پایدارتر که همگی از عوامل خطر سرطان محسوب میشوند. همچنین احتمال مشارکت آنها در مراقبتهای پیشگیرانه بیشتر است.
البته این پیوند همیشه صادق نیست. پینیرو افزود: «ازدواجهای زیادی وجود دارند که همراه با سوءرفتار و خشونت هستند و قطعا منجر به نتایج خوبی نمیشوند. از سوی دیگر، افراد مجردی هم هستند که سیستمهای حمایت اجتماعیشان جایگزین هرگونه اثر مفیدی میشود که ممکن است ازدواج برای فرد به ارمغان بیاورد.»
آقای پینیرو معتقد است دلسوزیهایی که با ازدواج همراه است، مانند شریکی که به دیگری یادآوری میکند بیش از حد سیگار میکشد یا مینوشد، یا به اندازه کافی نمیخوابد و ورزش نمیکند، منجر به نتایج سلامتی بهتری میشود.
او میگوید: «این نوع ریزمداخلات میتوانند پس از گذشت دههها، کمک شایانی به سلامت فرد کنند.»
نتایج تحقیقات تازه در نشریه مطالعات سرطان منتشر شده است.
https://news.med.miami.edu/marriage-is-anti-cancer/#:~:text=People%20who%20are%20or%20once,published%20in%20Cancer%20Research%20Communications.
🆔@ScientificDialectics
InventUM
Adults Who Never Married Have Higher Rates of Some Cancers - InventUM
Adults who were never married had higher rates of several cancers, according to a new Sylvester Comprehensive Cancer Center study.
❤4
💢نشانهای روی گوش که میتواند با بیماری قلبی مرتبط باشد
برخی معتقدند علت ایجاد این چین،کاهش الاستین و رشتههای الاستیک پوست است که مشابه آن در آسیبدیدگی سرخرگها در بیماری عروق کرونر نیز رخ میدهد،برخی هم بر نقش عوامل ژنتیکی تاکید دارند،زیرا ارتباط میان سکته قلبی و چین نرمه گوش در گروههای قومی نیز مشاهده شده
به گزارش نیویورکپست، نشانههای کلاسیک مشکل قلبی عبارتاند از تنگی نفس، درد قفسه سینه، خستگی، نامنظم بودن ضربان قلب یا تورم پاها، اما یک نشانه پنهان دیگر نیز وجود دارد که بهتدریج بیشتر مورد توجه قرار گرفته است: وجود یک خط یا چین روی لاله گوش که ممکن است نشانهای از بیماری قلبیعروقی زمینهای باشد.
این نشانه که با نام «علامت فرانک» (Frank's sign) شناخته میشود، بهصورت یک چین یا خط مورب روی نرمه گوش ظاهر میشود و تحقیقات نشان دادهاند که با خطر ابتلا به بیماریهای قلبی ارتباط قابلتوجهی دارد. البته متخصصان تاکید میکنند این نشانه بهتنهایی برای تشخیص بیماری کافی نیست و باید در کنار سایر عوامل خطر ارزیابی شود.
پزشکان این چین مورب را به یاد دکتر سندرز تی. فرانک نامگذاری کردهاند، زیرا نخستین بار او بود که متوجه شد این چین در تعداد زیادی از بیماران زیر ۶۰ سال که به آنژین صدری (درد قفسه سینه) یا انسداد اثباتشده عروق کرونر مبتلا بودند، دیده میشود.
پژوهشگران متوجه شدند ارتباط میان چین نرمه گوش و خطر بیماری قلبی زمانی قویتر است که این چین تمام طول نرمه گوش را دربر بگیرد، در هر دو گوش وجود داشته باشد، عمیق باشد و همراه با چینهای فرعی یا اضافی مشاهده شود.
برخی متخصصان معتقدند علت ایجاد این چین، کاهش الاستین و رشتههای الاستیک پوست است؛ فرایندی که مشابه آن در آسیبدیدگی سرخرگها در بیماری عروق کرونر نیز رخ میدهد.
البته نظریههای دیگری نیز مطرح شدهاند که بر نقش عوامل ژنتیکی تاکید دارند، زیرا ارتباط میان سکته قلبی و چین نرمه گوش در گروههای قومی مختلف نیز مشاهده شده است.
هنوز علت دقیق ارتباط میان این چین و سلامتی قلب بهطور کامل روشن نشده، اما یک مطالعه نشان داد افرادی که هم علامت فرانک و هم بیماری عروق کرونر دارند، سطح دو پروتئین به نامهای آدروپین (Adropin) و ایریزین (Irisin) در آنها پایینتر است.
پژوهشگران معتقدند کاهش این پروتئینها ممکن است هم این چین را روی نرمه گوش ایجاد کند و هم به آترواسکلروز (تصلب شرایین) بینجامد؛ وضعیتی که در آن، سرخرگها به دلیل تجمع پلاک باریک و سفت میشوند و میتواند در نهایت به حمله قلبی یا سکته مغزی منجر شود.
نحوه ظاهر شدن این چین نیز ممکن است شدت خطر بیماریهای قلبیعروقی را نشان دهد. کمخطرترین حالت زمانی است که چین ناقص باشد و فقط روی یک گوش دیده شود. در مقابل، بیشترین خطر زمانی مطرح است که چین کامل و روی هر دو گوش موجود باشد.
بر اساس این پژوهشها، افرادی که این چین را روی نرمه گوش داشتند، صرفنظر از سایر عوامل خطر مانند سن، سیگار کشیدن و دیابت، با خطر بالاتر مرگ ناشی از عوارض قلبی روبرو بودند.
مطالعات گستردهتر نیز این علامت را با بیماری عروق محیطی، بیماریهای عروق مغزی و بیماری عروق کرونر (CAD)ــ که شایعترین انواع بیماری قلبیــ مرتبط دانستند.
یک مطالعه هم که سال ۲۰۱۷ منتشر شد، نشان داد وجود چین مورب روی نرمه گوش با اختلالات ناشی از کاهش خونرسانی به مغز مانند حمله ایسکمیک گذرا (TIA یا سکته مغزی خفیف) و سکته مغزی نیز ارتباط دارد. همچنین دریافت افرادی که علاوه بر علامت فرانک، عوامل خطر سنتی بیماری قلبی مانند دیابت نوع ۲ و فشار خون بالا را نیز داشتند، با خطر بیشتری مواجه بودند.
البته وجود چین روی نرمه گوش بهتنهایی نباید معیار تشخیص بیماری قلبی باشد، اما اگر فرد علاوه بر این علامت، عوامل خطر دیگری نیز داشته باشد، بهتر است برای بررسیهای بیشتر با پزشک مشورت کند.
🆔@ScientificDialectics
برخی معتقدند علت ایجاد این چین،کاهش الاستین و رشتههای الاستیک پوست است که مشابه آن در آسیبدیدگی سرخرگها در بیماری عروق کرونر نیز رخ میدهد،برخی هم بر نقش عوامل ژنتیکی تاکید دارند،زیرا ارتباط میان سکته قلبی و چین نرمه گوش در گروههای قومی نیز مشاهده شده
به گزارش نیویورکپست، نشانههای کلاسیک مشکل قلبی عبارتاند از تنگی نفس، درد قفسه سینه، خستگی، نامنظم بودن ضربان قلب یا تورم پاها، اما یک نشانه پنهان دیگر نیز وجود دارد که بهتدریج بیشتر مورد توجه قرار گرفته است: وجود یک خط یا چین روی لاله گوش که ممکن است نشانهای از بیماری قلبیعروقی زمینهای باشد.
این نشانه که با نام «علامت فرانک» (Frank's sign) شناخته میشود، بهصورت یک چین یا خط مورب روی نرمه گوش ظاهر میشود و تحقیقات نشان دادهاند که با خطر ابتلا به بیماریهای قلبی ارتباط قابلتوجهی دارد. البته متخصصان تاکید میکنند این نشانه بهتنهایی برای تشخیص بیماری کافی نیست و باید در کنار سایر عوامل خطر ارزیابی شود.
پزشکان این چین مورب را به یاد دکتر سندرز تی. فرانک نامگذاری کردهاند، زیرا نخستین بار او بود که متوجه شد این چین در تعداد زیادی از بیماران زیر ۶۰ سال که به آنژین صدری (درد قفسه سینه) یا انسداد اثباتشده عروق کرونر مبتلا بودند، دیده میشود.
پژوهشگران متوجه شدند ارتباط میان چین نرمه گوش و خطر بیماری قلبی زمانی قویتر است که این چین تمام طول نرمه گوش را دربر بگیرد، در هر دو گوش وجود داشته باشد، عمیق باشد و همراه با چینهای فرعی یا اضافی مشاهده شود.
برخی متخصصان معتقدند علت ایجاد این چین، کاهش الاستین و رشتههای الاستیک پوست است؛ فرایندی که مشابه آن در آسیبدیدگی سرخرگها در بیماری عروق کرونر نیز رخ میدهد.
البته نظریههای دیگری نیز مطرح شدهاند که بر نقش عوامل ژنتیکی تاکید دارند، زیرا ارتباط میان سکته قلبی و چین نرمه گوش در گروههای قومی مختلف نیز مشاهده شده است.
هنوز علت دقیق ارتباط میان این چین و سلامتی قلب بهطور کامل روشن نشده، اما یک مطالعه نشان داد افرادی که هم علامت فرانک و هم بیماری عروق کرونر دارند، سطح دو پروتئین به نامهای آدروپین (Adropin) و ایریزین (Irisin) در آنها پایینتر است.
پژوهشگران معتقدند کاهش این پروتئینها ممکن است هم این چین را روی نرمه گوش ایجاد کند و هم به آترواسکلروز (تصلب شرایین) بینجامد؛ وضعیتی که در آن، سرخرگها به دلیل تجمع پلاک باریک و سفت میشوند و میتواند در نهایت به حمله قلبی یا سکته مغزی منجر شود.
نحوه ظاهر شدن این چین نیز ممکن است شدت خطر بیماریهای قلبیعروقی را نشان دهد. کمخطرترین حالت زمانی است که چین ناقص باشد و فقط روی یک گوش دیده شود. در مقابل، بیشترین خطر زمانی مطرح است که چین کامل و روی هر دو گوش موجود باشد.
بر اساس این پژوهشها، افرادی که این چین را روی نرمه گوش داشتند، صرفنظر از سایر عوامل خطر مانند سن، سیگار کشیدن و دیابت، با خطر بالاتر مرگ ناشی از عوارض قلبی روبرو بودند.
مطالعات گستردهتر نیز این علامت را با بیماری عروق محیطی، بیماریهای عروق مغزی و بیماری عروق کرونر (CAD)ــ که شایعترین انواع بیماری قلبیــ مرتبط دانستند.
یک مطالعه هم که سال ۲۰۱۷ منتشر شد، نشان داد وجود چین مورب روی نرمه گوش با اختلالات ناشی از کاهش خونرسانی به مغز مانند حمله ایسکمیک گذرا (TIA یا سکته مغزی خفیف) و سکته مغزی نیز ارتباط دارد. همچنین دریافت افرادی که علاوه بر علامت فرانک، عوامل خطر سنتی بیماری قلبی مانند دیابت نوع ۲ و فشار خون بالا را نیز داشتند، با خطر بیشتری مواجه بودند.
البته وجود چین روی نرمه گوش بهتنهایی نباید معیار تشخیص بیماری قلبی باشد، اما اگر فرد علاوه بر این علامت، عوامل خطر دیگری نیز داشته باشد، بهتر است برای بررسیهای بیشتر با پزشک مشورت کند.
🆔@ScientificDialectics
New York Post
Your earlobes may hold a sneaky clue about future heart disease
While there are some clear signs of heart disease, like shortness of breath or chest pain, others aren't as well-known, even when they're in plain sight.
❤4
💢آیا برق میتواند روند پیری را معکوس کند؟ کشف شگفتانگیز دانشمندان درباره جوانسازی سلولی
پژوهشگران میگویند پالسهای کوتاه الکتریکی توانستهاند برخی نشانههای پیری را در یک جانور دریایی که شباهت ژنتیکی قابلتوجهی با انسان دارد، کاهش دهند؛ یافتهای که میتواند مسیر تازهای را برای تحقیقات ضدپیری باز کند.
نتایج این مطالعه نشان میدهد قرار دادن «کوزهداران دریایی» در معرض پالسهای کوتاه الکتریکی باعث بهبود عملکرد سلولهای بنیادی، افزایش توانایی بازسازی بافتها و حتی طول عمر این جانوران شده است.
این جانوران دریایی که ۷۰ درصد ژنهایشان با انسان مشترک است، سالهاست به عنوان یکی از مدلهای مهم در تحقیقات زیستی مورد استفاده پژوهشگران قرار میگیرند.
پالسهای کوتاه برقی چگونه میتواند جلوی پیری را بگیرد؟
پژوهشگران در این آزمایش با استفاده از دستگاهی شبیه ضربانساز قلب، پالسهای کوتاه الکتریکی را به این جانوران منتقل کردند. پس از درمان آنها سالمتر به نظر میرسیدند، رشد بیشتری داشتند و نشانههای باروری در آنها افزایش یافته بود.
بر اساس یافتههای پژوهش تنها سه دوره پالس الکتریکی پنجدقیقهای توانست تغییراتی ایجاد کند که آثار آن برای چندین ماه باقی ماند.
نتایج این مطالعه جدید در مجله معتبر(PNAS) Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده است.
بررسیهای ژنتیکی نیز نشان داد این تحریک الکتریکی فعالیت شماری از فرایندهای کلیدی بدن مانند تولید انرژی، رشد و تقسیم سلولی، فعالیت سلولهای بنیادی، ترمیم دیانای آسیبدیده و پاسخهای ایمنی را تغییر میدهد.
پژوهشگران همچنین متوجه شدند الگوی فعالیت ژنها پس از دریافت پالسهای الکتریکی شباهت قابل توجهی به تغییراتی دارد که پس از ورزش شدید در بدن جانوران رخ میدهد. در پستانداران، ورزش باعث تغییر فعالیت ژنی نوعی از سلولهای ایمنی به نام «ماکروفاژ» میشود.
گام بعدی در تحقیقات ضدپیری چیست؟
این دستاورد از آن جهت اهمیت دارد که سلولهای بنیادی نقش حیاتی در حفظ سلامت بافتها، بازسازی اندامها و ترمیم آسیبهای بدن دارند. به گفته پژوهشگران درک بهتر چگونگی احیای عملکرد این سلولها میتواند در آینده به توسعه درمانهایی برای مقابله با مشکلات ناشی از افزایش سن، ناباروری و بیماریهای تحلیلبرنده کمک کند.
پژوهشگران در بیانیهای که از سوی دانشگاه استنفورد منتشر شد، نسبت به امکان بررسی این روش در انسان ابراز خوشبینی کردند. آنها میگویند استفاده از پالسهای برقی در پزشکی موضوع تازهای نیست و سالهاست در دستگاههایی مانند ضربانسازهای قلب برای تنظیم ریتم قلب به کار گرفته میشود.
به گفته نویسندگان این مطالعه، چالش بعدی این است که مشخص شود آیا میتوان همین مسیرهای زیستی مرتبط با جوانسازی را به شکلی ایمن در سلولهای انسانی هدف قرار داد یا نه؛ برای مثال در سلولهای بنیادی خون که نقش مهمی در تولید سلولهای جدید بدن دارند.
پژوهشگران میگویند این یافتهها به معنای دستیابی به «چشمه جوانی» نیست اما گامی مهم در این تحقیقات به شمار میرود که نشان میدهد آثار پیری ممکن است آنقدرها هم غیرقابل تغییر نباشند و در آینده بتوان بخشی از آنها را کند، ترمیم یا حتی معکوس کرد.
https://www.pnas.org/doi/full/10.1073/pnas.2610968123
🆔@ScientificDialectics
پژوهشگران میگویند پالسهای کوتاه الکتریکی توانستهاند برخی نشانههای پیری را در یک جانور دریایی که شباهت ژنتیکی قابلتوجهی با انسان دارد، کاهش دهند؛ یافتهای که میتواند مسیر تازهای را برای تحقیقات ضدپیری باز کند.
نتایج این مطالعه نشان میدهد قرار دادن «کوزهداران دریایی» در معرض پالسهای کوتاه الکتریکی باعث بهبود عملکرد سلولهای بنیادی، افزایش توانایی بازسازی بافتها و حتی طول عمر این جانوران شده است.
این جانوران دریایی که ۷۰ درصد ژنهایشان با انسان مشترک است، سالهاست به عنوان یکی از مدلهای مهم در تحقیقات زیستی مورد استفاده پژوهشگران قرار میگیرند.
پالسهای کوتاه برقی چگونه میتواند جلوی پیری را بگیرد؟
پژوهشگران در این آزمایش با استفاده از دستگاهی شبیه ضربانساز قلب، پالسهای کوتاه الکتریکی را به این جانوران منتقل کردند. پس از درمان آنها سالمتر به نظر میرسیدند، رشد بیشتری داشتند و نشانههای باروری در آنها افزایش یافته بود.
بر اساس یافتههای پژوهش تنها سه دوره پالس الکتریکی پنجدقیقهای توانست تغییراتی ایجاد کند که آثار آن برای چندین ماه باقی ماند.
نتایج این مطالعه جدید در مجله معتبر(PNAS) Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده است.
بررسیهای ژنتیکی نیز نشان داد این تحریک الکتریکی فعالیت شماری از فرایندهای کلیدی بدن مانند تولید انرژی، رشد و تقسیم سلولی، فعالیت سلولهای بنیادی، ترمیم دیانای آسیبدیده و پاسخهای ایمنی را تغییر میدهد.
پژوهشگران همچنین متوجه شدند الگوی فعالیت ژنها پس از دریافت پالسهای الکتریکی شباهت قابل توجهی به تغییراتی دارد که پس از ورزش شدید در بدن جانوران رخ میدهد. در پستانداران، ورزش باعث تغییر فعالیت ژنی نوعی از سلولهای ایمنی به نام «ماکروفاژ» میشود.
گام بعدی در تحقیقات ضدپیری چیست؟
این دستاورد از آن جهت اهمیت دارد که سلولهای بنیادی نقش حیاتی در حفظ سلامت بافتها، بازسازی اندامها و ترمیم آسیبهای بدن دارند. به گفته پژوهشگران درک بهتر چگونگی احیای عملکرد این سلولها میتواند در آینده به توسعه درمانهایی برای مقابله با مشکلات ناشی از افزایش سن، ناباروری و بیماریهای تحلیلبرنده کمک کند.
پژوهشگران در بیانیهای که از سوی دانشگاه استنفورد منتشر شد، نسبت به امکان بررسی این روش در انسان ابراز خوشبینی کردند. آنها میگویند استفاده از پالسهای برقی در پزشکی موضوع تازهای نیست و سالهاست در دستگاههایی مانند ضربانسازهای قلب برای تنظیم ریتم قلب به کار گرفته میشود.
به گفته نویسندگان این مطالعه، چالش بعدی این است که مشخص شود آیا میتوان همین مسیرهای زیستی مرتبط با جوانسازی را به شکلی ایمن در سلولهای انسانی هدف قرار داد یا نه؛ برای مثال در سلولهای بنیادی خون که نقش مهمی در تولید سلولهای جدید بدن دارند.
پژوهشگران میگویند این یافتهها به معنای دستیابی به «چشمه جوانی» نیست اما گامی مهم در این تحقیقات به شمار میرود که نشان میدهد آثار پیری ممکن است آنقدرها هم غیرقابل تغییر نباشند و در آینده بتوان بخشی از آنها را کند، ترمیم یا حتی معکوس کرد.
https://www.pnas.org/doi/full/10.1073/pnas.2610968123
🆔@ScientificDialectics
PNAS
Electrical stimulation promotes longevity and regeneration in a colonial chordate | PNAS
Endogenous bioelectric currents regulate development and regeneration, but their influence
on organismal longevity and stem cell–mediated repair is...
on organismal longevity and stem cell–mediated repair is...
❤4
💢کشف صدها گور جمعی عجیب و باستانی مربوط به عصر پیش از فراعنه در دل صحرای آفریقا
باستانشناسان در جریان یک پروژه گسترده سنجش از دور ماهوارهای، موفق به شناسایی بیش از ۲۶۰ بنای تدفینی ناشناخته در بیابانهای شرق سودان شدهاند.
این کشف که نتیجه سالها بررسی دقیق تصاویر هوایی از بیابان «اطبیه» است، پرده از سنتهای پیچیده مردمان کوچنشینی برمیدارد که پیش از ظهور پادشاهی فراعنه در مصر در این مناطق خشک زندگی میکردند.
این بناهای باستانی که به «گورهای حصاردار» شهرت یافتهاند، شامل دیوارهای مدور عظیمی هستند که قطر برخی از آنها به ۸۰ متر میرسد.
در داخل این حصارها، استخوانهای انسان در کنار بقایای حیواناتی نظیر گاو، گوسفند و بز دفن شدهاند.
یافتههای تیم مشترک باستانشناسی از دانشگاه مککواری استرالیا، واحد تحقیقاتی هیسوما فرانسه و آکادمی علوم لهستان نشان میدهد که این گورها الگویی ثابت در گسترهای به طول ۱۰۰۰ کیلومتر از شرق رود نیل تا دریای سرخ دارند.
نتایج این تحقیق که در ژورنال «مطالعات باستانشناسی آفریقا» منتشر شده، نشان میدهد که این بناها احتمالا بین هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد ساخته شدهاند؛ دورانی که دانشمندان آن را پایان «دوره مرطوب آفریقا» میدانند، یعنی زمانی که صحرای سبز آفریقا رو به خشکی نهاد.
ظهور نخستین طبقات اشرافی و نابرابری اجتماعی
یکی از جنبههای با اهمیت این کشف برای باستانشناسان، ساختار سلسلهمراتبی گورهاست. در بسیاری از این حصارها، یک تدفین «اصلی» در مرکز قرار دارد که سایر اعضای جامعه یا حیوانات به شکلی منظم در اطراف آن دفن شدهاند.
این چیدمان نشاندهنده ظهور یک طبقه «نخبه» یا روسای قبایل در جوامع پیشازتاریخ است.
اگرچه این نابرابری به اندازه شکاف عمیق میان فراعنه و کشاورزان در تمدن مصر نبود، اما نخستین نشانههای گذار از جوامع برابرخواه به جوامع طبقاتی را در دل صحرا نشان میدهد. این کوچنشینان برخلاف مصریان یکجانشین، تمام هویت خود را با گلههایشان تعریف میکردند.
گاو؛ «فراری» دنیای باستان
تصاویر ماهوارهای و هنر صخرهای منطقه نشان میدهد که گاو برای این مردمان از ارزشی نمادین و اقتصادی بسیار بالایی برخوردار بوده است.
باستانشناسان معتقدند در دورانی که صحرا در حال خشک شدن بود و مراتع رو به نابودی میرفتند، داشتن گلههای بزرگ گاو نشانهای از ثروت و قدرت بیکران بود؛ چیزی معادل داشتن یک خودروی لوکس مانند «فراری» در دنیای امروز.
همین دلبستگی شدید باعث میشد که صاحبان گلهها وصیت کنند حیواناتشان را در کنار آنها دفن کنند تا در دنیای پس از مرگ نیز همراهشان باشند.
انطباق با تغییرات اقلیمی و سرنوشت نامعلوم
محل قرارگیری این بناها تصادفی نیست؛ اکثر آنها در نزدیکی منابع آبی باستانی، گودالهای صخرهای و رودخانههای فصلی ساخته شدهاند.
این موضوع نشان میدهد که سازندگان این گورها، حتی در شرایط سخت جوی، سازماندهی اجتماعی فوقالعادهای داشتند.
با عقبنشینی بادهای موسمی تابستانی و کاهش بارندگی، این کوچنشینان مجبور شدند سبک زندگی خود را تغییر دهند؛ برخی به سمت جنوب مهاجرت کردند، برخی به حاشیه نیل پناه بردند و برخی دیگر بز و گوسفند را جایگزین گاوهای تشنه کردند.
میراثی در خطر نابودی
با وجود اینکه این گورهای منحصربهفرد برای هزاران سال از گزند زمان در امان ماندهاند، امروز با تهدیدی جدی روبرو هستند.
جولین کوپر، سرپرست این تحقیق، هشدار میدهد که فعالیتهای معدنکاوی غیرقانونی و تنظیمنشده در منطقه سودان، در حال تخریب و سرقت از این محوطههای باستانی است.
بناهایی که ۵ هزار سال تاریخ را در خود جای دادهاند، ممکن است در عرض کمتر از یک هفته زیر چرخ لودرهای معدنکاوان از بین بروند.
https://www.sciencealert.com/archaeologists-discover-hundreds-of-strange-ancient-mass-graves-in-the-desert
🆔@ScientificDialectics
باستانشناسان در جریان یک پروژه گسترده سنجش از دور ماهوارهای، موفق به شناسایی بیش از ۲۶۰ بنای تدفینی ناشناخته در بیابانهای شرق سودان شدهاند.
این کشف که نتیجه سالها بررسی دقیق تصاویر هوایی از بیابان «اطبیه» است، پرده از سنتهای پیچیده مردمان کوچنشینی برمیدارد که پیش از ظهور پادشاهی فراعنه در مصر در این مناطق خشک زندگی میکردند.
این بناهای باستانی که به «گورهای حصاردار» شهرت یافتهاند، شامل دیوارهای مدور عظیمی هستند که قطر برخی از آنها به ۸۰ متر میرسد.
در داخل این حصارها، استخوانهای انسان در کنار بقایای حیواناتی نظیر گاو، گوسفند و بز دفن شدهاند.
یافتههای تیم مشترک باستانشناسی از دانشگاه مککواری استرالیا، واحد تحقیقاتی هیسوما فرانسه و آکادمی علوم لهستان نشان میدهد که این گورها الگویی ثابت در گسترهای به طول ۱۰۰۰ کیلومتر از شرق رود نیل تا دریای سرخ دارند.
نتایج این تحقیق که در ژورنال «مطالعات باستانشناسی آفریقا» منتشر شده، نشان میدهد که این بناها احتمالا بین هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد ساخته شدهاند؛ دورانی که دانشمندان آن را پایان «دوره مرطوب آفریقا» میدانند، یعنی زمانی که صحرای سبز آفریقا رو به خشکی نهاد.
ظهور نخستین طبقات اشرافی و نابرابری اجتماعی
یکی از جنبههای با اهمیت این کشف برای باستانشناسان، ساختار سلسلهمراتبی گورهاست. در بسیاری از این حصارها، یک تدفین «اصلی» در مرکز قرار دارد که سایر اعضای جامعه یا حیوانات به شکلی منظم در اطراف آن دفن شدهاند.
این چیدمان نشاندهنده ظهور یک طبقه «نخبه» یا روسای قبایل در جوامع پیشازتاریخ است.
اگرچه این نابرابری به اندازه شکاف عمیق میان فراعنه و کشاورزان در تمدن مصر نبود، اما نخستین نشانههای گذار از جوامع برابرخواه به جوامع طبقاتی را در دل صحرا نشان میدهد. این کوچنشینان برخلاف مصریان یکجانشین، تمام هویت خود را با گلههایشان تعریف میکردند.
گاو؛ «فراری» دنیای باستان
تصاویر ماهوارهای و هنر صخرهای منطقه نشان میدهد که گاو برای این مردمان از ارزشی نمادین و اقتصادی بسیار بالایی برخوردار بوده است.
باستانشناسان معتقدند در دورانی که صحرا در حال خشک شدن بود و مراتع رو به نابودی میرفتند، داشتن گلههای بزرگ گاو نشانهای از ثروت و قدرت بیکران بود؛ چیزی معادل داشتن یک خودروی لوکس مانند «فراری» در دنیای امروز.
همین دلبستگی شدید باعث میشد که صاحبان گلهها وصیت کنند حیواناتشان را در کنار آنها دفن کنند تا در دنیای پس از مرگ نیز همراهشان باشند.
انطباق با تغییرات اقلیمی و سرنوشت نامعلوم
محل قرارگیری این بناها تصادفی نیست؛ اکثر آنها در نزدیکی منابع آبی باستانی، گودالهای صخرهای و رودخانههای فصلی ساخته شدهاند.
این موضوع نشان میدهد که سازندگان این گورها، حتی در شرایط سخت جوی، سازماندهی اجتماعی فوقالعادهای داشتند.
با عقبنشینی بادهای موسمی تابستانی و کاهش بارندگی، این کوچنشینان مجبور شدند سبک زندگی خود را تغییر دهند؛ برخی به سمت جنوب مهاجرت کردند، برخی به حاشیه نیل پناه بردند و برخی دیگر بز و گوسفند را جایگزین گاوهای تشنه کردند.
میراثی در خطر نابودی
با وجود اینکه این گورهای منحصربهفرد برای هزاران سال از گزند زمان در امان ماندهاند، امروز با تهدیدی جدی روبرو هستند.
جولین کوپر، سرپرست این تحقیق، هشدار میدهد که فعالیتهای معدنکاوی غیرقانونی و تنظیمنشده در منطقه سودان، در حال تخریب و سرقت از این محوطههای باستانی است.
بناهایی که ۵ هزار سال تاریخ را در خود جای دادهاند، ممکن است در عرض کمتر از یک هفته زیر چرخ لودرهای معدنکاوان از بین بروند.
https://www.sciencealert.com/archaeologists-discover-hundreds-of-strange-ancient-mass-graves-in-the-desert
🆔@ScientificDialectics
ScienceAlert
Archaeologists Discover Hundreds of Strange, Ancient Mass Graves in The Desert
Much older than the Pyramids.
❤4🔥3👌1
💢دولت ترامپ دسترسی جهانی به پیشرفتهترین هوش مصنوعی آنتروپیک را متوقف کرد
آنتروپیک چند روز پس از معرفی Fable 5، اعلام کرد دسترسی جهانی به این مدل را به طور موقت متوقف کرده است. تصمیمی که به گفته آنتروپیک در پی درخواست دولت آمریکا و بررسی نگرانیهای امنیتی اتخاذ شده است.
شرکت آنتروپیک روز جمعه اعلام کرد به دنبال دریافت دستور رسمی از دولت ایالات متحده، دسترسی به مدلهای Fable 5 و Mythos 5 را موقتاً متوقف کرده است. این دو مدل پیشرفتهترین سامانههای هوش مصنوعی این شرکت محسوب میشوند و بهتازگی در مرکز توجه رسانهها و کارشناسان امنیت سایبری قرار گرفته بودند.
دولت آمریکا خواستار جلوگیری از دسترسی اتباع خارجی به این مدلها شده است. آنتروپیک میگوید برای اطمینان از رعایت این دستور، ناچار شده دسترسی به این مدلها را برای همه کاربران متوقف کند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مقامهای آمریکایی نگران هستند که برخی از قابلیتهای پیشرفته این مدل بتواند برای کشف آسیبپذیریهای نرمافزاری یا تحلیل زیرساختهای حساس مورد سوءاستفاده قرار گیرد.
ماجرای Mythos چیست؟
نام Mythos نخستین بار در اوایل سال ۲۰۲۶ مطرح شد زمانی که آنتروپیک اعلام کرد این مدل تواناییهای کمسابقهای در حوزه امنیت سایبری از خود نشان داده است.
به گفته شرکت، Mythos قادر بود آسیبپذیریهای ناشناخته نرمافزاری را شناسایی کند. قابلیتی که از یک سو میتواند به تقویت امنیت زیرساختهای دیجیتال کمک کند و از سوی دیگر در صورت سوءاستفاده، امکان کشف نقاط ضعف سامانههای حساس را فراهم میکند. به همین دلیل نسخه اولیه این مدل تنها در اختیار گروه محدودی از سازمانها و شرکتهای فناوری قرار گرفت.
چند روز پیش آنتروپیک نسخهای عمومیتر از این فناوری را با نام Fable 5 منتشر کرد. این مدل بر پایه همان معماری توسعه یافته بود اما با محدودیتهای سختگیرانه برای جلوگیری از سوءاستفاده در حوزههایی مانند امنیت سایبری و سلاحهای زیستی عرضه شد.
هرچند آنتروپیک تأکید کرده که Fable 5 با لایههای متعدد حفاظتی عرضه شده و بسیاری از درخواستهای پرخطر را رد میکند، اما ظاهراً این تضمینها برای رفع نگرانی نهادهای دولتی کافی نبوده است. در سالهای گذشته محدودیتهای صادراتی عمدتاً بر تراشههای پیشرفته و سختافزارهای مرتبط با هوش مصنوعی متمرکز بود. اکنون اما به نظر میرسد خود مدلهای هوش مصنوعی نیز به موضوعی مرتبط با امنیت ملی تبدیل شدهاند.
آنتروپیک با تصمیم دولت آمریکا موافق نیست و در بیانیهای اعلام کرده که شواهد ارائهشده برای این اقدام کافی نبوده است. این شرکت تأکید کرده که مدلهای مورد نظر پیش از انتشار تحت آزمایشهای گسترده ایمنی قرار گرفتهاند و محدودیتهای متعددی برای جلوگیری از سوءاستفاده در آنها وجود دارد.
این شرکت همچنین گفته است تصور میکند بخشی از نگرانیهای مطرحشده ناشی از سوءبرداشت باشد و امیدوار است بتواند در آینده نزدیک دسترسی به این مدلها را دوباره برقرار کند.
اهمیت این اتفاق فراتر از آنتروپیک است. طی سالهای گذشته دولت آمریکا عمدتاً صادرات تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی را محدود میکرد، اما اکنون به نظر میرسد خود مدلهای هوش مصنوعی نیز به عنوان داراییهای راهبردی و حساس در نظر گرفته میشوند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند این تصمیم میتواند آغاز مرحله جدیدی از رقابت ژئوپلیتیکی بر سر هوش مصنوعی باشد. مرحلهای که در آن دولتها نهتنها بر سختافزار، بلکه بر دسترسی به پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی نیز نظارت خواهند کرد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا هوش مصنوعی به فناوریای مشابه فناوری هستهای یا رمزنگاری پیشرفته تبدیل خواهد شد که دسترسی به آن بیش از پیش تحت کنترل دولتها قرار میگیرد یا خیر.
https://www.aljazeera.com/amp/news/2026/6/14/us-asks-anthropic-to-block-global-access-to-top-ai-models-why-it-matters
🆔@ScientificDialectics
آنتروپیک چند روز پس از معرفی Fable 5، اعلام کرد دسترسی جهانی به این مدل را به طور موقت متوقف کرده است. تصمیمی که به گفته آنتروپیک در پی درخواست دولت آمریکا و بررسی نگرانیهای امنیتی اتخاذ شده است.
شرکت آنتروپیک روز جمعه اعلام کرد به دنبال دریافت دستور رسمی از دولت ایالات متحده، دسترسی به مدلهای Fable 5 و Mythos 5 را موقتاً متوقف کرده است. این دو مدل پیشرفتهترین سامانههای هوش مصنوعی این شرکت محسوب میشوند و بهتازگی در مرکز توجه رسانهها و کارشناسان امنیت سایبری قرار گرفته بودند.
دولت آمریکا خواستار جلوگیری از دسترسی اتباع خارجی به این مدلها شده است. آنتروپیک میگوید برای اطمینان از رعایت این دستور، ناچار شده دسترسی به این مدلها را برای همه کاربران متوقف کند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مقامهای آمریکایی نگران هستند که برخی از قابلیتهای پیشرفته این مدل بتواند برای کشف آسیبپذیریهای نرمافزاری یا تحلیل زیرساختهای حساس مورد سوءاستفاده قرار گیرد.
ماجرای Mythos چیست؟
نام Mythos نخستین بار در اوایل سال ۲۰۲۶ مطرح شد زمانی که آنتروپیک اعلام کرد این مدل تواناییهای کمسابقهای در حوزه امنیت سایبری از خود نشان داده است.
به گفته شرکت، Mythos قادر بود آسیبپذیریهای ناشناخته نرمافزاری را شناسایی کند. قابلیتی که از یک سو میتواند به تقویت امنیت زیرساختهای دیجیتال کمک کند و از سوی دیگر در صورت سوءاستفاده، امکان کشف نقاط ضعف سامانههای حساس را فراهم میکند. به همین دلیل نسخه اولیه این مدل تنها در اختیار گروه محدودی از سازمانها و شرکتهای فناوری قرار گرفت.
چند روز پیش آنتروپیک نسخهای عمومیتر از این فناوری را با نام Fable 5 منتشر کرد. این مدل بر پایه همان معماری توسعه یافته بود اما با محدودیتهای سختگیرانه برای جلوگیری از سوءاستفاده در حوزههایی مانند امنیت سایبری و سلاحهای زیستی عرضه شد.
هرچند آنتروپیک تأکید کرده که Fable 5 با لایههای متعدد حفاظتی عرضه شده و بسیاری از درخواستهای پرخطر را رد میکند، اما ظاهراً این تضمینها برای رفع نگرانی نهادهای دولتی کافی نبوده است. در سالهای گذشته محدودیتهای صادراتی عمدتاً بر تراشههای پیشرفته و سختافزارهای مرتبط با هوش مصنوعی متمرکز بود. اکنون اما به نظر میرسد خود مدلهای هوش مصنوعی نیز به موضوعی مرتبط با امنیت ملی تبدیل شدهاند.
آنتروپیک با تصمیم دولت آمریکا موافق نیست و در بیانیهای اعلام کرده که شواهد ارائهشده برای این اقدام کافی نبوده است. این شرکت تأکید کرده که مدلهای مورد نظر پیش از انتشار تحت آزمایشهای گسترده ایمنی قرار گرفتهاند و محدودیتهای متعددی برای جلوگیری از سوءاستفاده در آنها وجود دارد.
این شرکت همچنین گفته است تصور میکند بخشی از نگرانیهای مطرحشده ناشی از سوءبرداشت باشد و امیدوار است بتواند در آینده نزدیک دسترسی به این مدلها را دوباره برقرار کند.
اهمیت این اتفاق فراتر از آنتروپیک است. طی سالهای گذشته دولت آمریکا عمدتاً صادرات تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی را محدود میکرد، اما اکنون به نظر میرسد خود مدلهای هوش مصنوعی نیز به عنوان داراییهای راهبردی و حساس در نظر گرفته میشوند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند این تصمیم میتواند آغاز مرحله جدیدی از رقابت ژئوپلیتیکی بر سر هوش مصنوعی باشد. مرحلهای که در آن دولتها نهتنها بر سختافزار، بلکه بر دسترسی به پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی نیز نظارت خواهند کرد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا هوش مصنوعی به فناوریای مشابه فناوری هستهای یا رمزنگاری پیشرفته تبدیل خواهد شد که دسترسی به آن بیش از پیش تحت کنترل دولتها قرار میگیرد یا خیر.
https://www.aljazeera.com/amp/news/2026/6/14/us-asks-anthropic-to-block-global-access-to-top-ai-models-why-it-matters
🆔@ScientificDialectics
Al Jazeera
US asks Anthropic to block global access to top AI models: Why it matters
Foreigners barred from accessing top AI models, underscoring Donald Trump's policy of export controls over high tech.
❤2
💢هشدار دندانپزشکان درباره درمانهای خانگی و روندهای رایج در شبکههای اجتماعی
بسیاری از افراد تنها بر سفیدتر شدن سریع دندانها تمرکز میکنند، درحالیکه حفظ سلامت مینا در بلندمدت نسبت به دستیابی به دندانهایی فوقالعاده سفید، اهمیت بسیار بیشتری دارد
بسیاری از افراد میدانند که به تعویق انداختن مراجعه به دندانپزشک یا نادیدهگرفتن نخ دندان کشیدن میتواند به سلامت دهان و دندان آسیب برساند، اما به گفته یک دندانپزشک آمریکایی، برخی از مخربترین آسیبها ناشی از عادتها و راهحلهای خانگی و بهظاهر بیخطری است که افراد برای رفع مشکلات دندانی به کار میگیرند. استفاده از چسب قطرهای برای چسباندن روکش دندان، صاف کردن دندان با سوهان، سفر به خارج از کشور برای درمانهای دندانپزشکی ارزانقیمت و ترفندهای سفیدکنندگی محبوب در شبکههای اجتماعی ازجمله اقدامهاییاند که میتوانند پیامدهایی جدی و پرهزینه برای سلامت دهان و دندان داشته باشند.
دکتر کریستوفر آلپرس، دندانپزشک و از پزشکان برگزیده ایالت آریزونا در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، به یاهو میگوید در طول سالهای فعالیت حرفهای خود با موارد متعددی روبهرو شده است که بیماران پس از امتحانکردن راهحلهای خانگی و اینترنتی، با مشکلاتی پیچیدهتر، به مطب مراجعه کردهاند.
به گفته او، یکی از عجیبترین موارد مربوط به بیماری بود که پس از جدا شدن روکش دندان، برای چسباندن مجدد آن از چسب قطرهای استفاده کرد. آلپرس توضیح میدهد که هرچند قابلدرک است افراد هنگام شکستن یا جدا شدن بخشی از دندان نگران شوند، این نوع تعمیرات خانگی معمولا مشکلات بزرگتر و پرهزینهتری ایجاد میکنند و در نهایت به درمانهای پیچیدهتر و گرانتر منجر میشوند.
این دندانپزشک همچنین درباره روندهایی که در سالهای اخیر در شبکههای اجتماعی رواج یافتهاند، هشدار میدهد. یکی از این موارد، کیتهای ارتودنسی خانگی است که به افراد وعده میدهد بدون مراجعه حضوری به دندانپزشک، دندانهایشان را مرتب کنند. هرچند از این روشها بهدلیل هزینه کمتر و سهولت استفاده بسیار استقبال شده، آلپرس میگوید حرکتدادن دندانها فرایندی بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که در تبلیغات یا شبکههای اجتماعی نشان داده میشود.
به گفته او، برخی از بیمارانی که از این روشها استفاده کردهاند، درنهایت به درمانهای اصلاحی گستردهتری نیاز پیدا کردهاند، زیرا جابهجایی دندانها بدون نظارت منظم و حضوری متخصص، میتواند مشکلات جدیدی ایجاد کند.
آلپرس تاکید میکند بسیاری از آسیبهای دندانی هم از عادتهای روزمره ناشی میشوند. او استفاده از دندان بهعنوان ابزار را یکی از شایعترین رفتارهای آسیبزا میداند. باز کردن در بطری، پاره کردن بستهبندیها، شکستن مغزها یا جویدن یخ از جمله کارهاییاند که فشار زیادی به مینای دندان وارد میکنند و میتوانند باعث لبپریدگی یا ترک خوردن دندان شوند.
او همچنین درباره روشهای سفیدکردن دندانها که در فضای مجازی تبلیغ میشوند، هشدار میدهد و میگوید استفاده از مواد ساینده یا بیشازحد اسیدی میتواند به مینای دندان آسیب برساند. پودرهای زغالی، آبلیمو، خمیرهای حاوی جوششیرین و استفاده افراطی از محصولات سفیدکننده از جمله روشهاییاند که ممکن است در بلندمدت، موجب فرسایش مینای دندان یا افزایش حساسیت دندانها شوند.
به گفته این متخصص، بسیاری از افراد تنها بر سفیدتر شدن سریع دندانها تمرکز میکنند، در حالی که حفظ سلامت مینا در بلندمدت نسبت به دستیابی به دندانهایی فوقالعاده سفید، اهمیت بسیار بیشتری دارد. حتی برخی خمیردندانهای سفیدکننده که بهطور گسترده در بازار عرضه میشوند، نیز در صورت استفاده مداوم، ممکن است به مینای دندان آسیب برسانند. این محصولات هرچند به کاهش لکههای سطحی کمک میکنند، برخی از آنها خاصیت سایندگی نسبتا بالایی دارند و استفاده بیشازحد از آنها میتواند به فرسایش مینا و افزایش حساسیت دندانها منجر شود.
به گفته او، با نازک شدن مینا، دندانها ممکن است ظاهری صافتر، کدرتر و پیرتر پیدا کنند و در عین حال در برابر لبپریدگی و ترکخوردگی آسیبپذیرتر شوند. در حالی که مینای سالم یکی از مهمترین عوامل حفظ استحکام و ظاهر جوان دندانها است.
🆔@ScientificDialectics
بسیاری از افراد تنها بر سفیدتر شدن سریع دندانها تمرکز میکنند، درحالیکه حفظ سلامت مینا در بلندمدت نسبت به دستیابی به دندانهایی فوقالعاده سفید، اهمیت بسیار بیشتری دارد
بسیاری از افراد میدانند که به تعویق انداختن مراجعه به دندانپزشک یا نادیدهگرفتن نخ دندان کشیدن میتواند به سلامت دهان و دندان آسیب برساند، اما به گفته یک دندانپزشک آمریکایی، برخی از مخربترین آسیبها ناشی از عادتها و راهحلهای خانگی و بهظاهر بیخطری است که افراد برای رفع مشکلات دندانی به کار میگیرند. استفاده از چسب قطرهای برای چسباندن روکش دندان، صاف کردن دندان با سوهان، سفر به خارج از کشور برای درمانهای دندانپزشکی ارزانقیمت و ترفندهای سفیدکنندگی محبوب در شبکههای اجتماعی ازجمله اقدامهاییاند که میتوانند پیامدهایی جدی و پرهزینه برای سلامت دهان و دندان داشته باشند.
دکتر کریستوفر آلپرس، دندانپزشک و از پزشکان برگزیده ایالت آریزونا در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، به یاهو میگوید در طول سالهای فعالیت حرفهای خود با موارد متعددی روبهرو شده است که بیماران پس از امتحانکردن راهحلهای خانگی و اینترنتی، با مشکلاتی پیچیدهتر، به مطب مراجعه کردهاند.
به گفته او، یکی از عجیبترین موارد مربوط به بیماری بود که پس از جدا شدن روکش دندان، برای چسباندن مجدد آن از چسب قطرهای استفاده کرد. آلپرس توضیح میدهد که هرچند قابلدرک است افراد هنگام شکستن یا جدا شدن بخشی از دندان نگران شوند، این نوع تعمیرات خانگی معمولا مشکلات بزرگتر و پرهزینهتری ایجاد میکنند و در نهایت به درمانهای پیچیدهتر و گرانتر منجر میشوند.
این دندانپزشک همچنین درباره روندهایی که در سالهای اخیر در شبکههای اجتماعی رواج یافتهاند، هشدار میدهد. یکی از این موارد، کیتهای ارتودنسی خانگی است که به افراد وعده میدهد بدون مراجعه حضوری به دندانپزشک، دندانهایشان را مرتب کنند. هرچند از این روشها بهدلیل هزینه کمتر و سهولت استفاده بسیار استقبال شده، آلپرس میگوید حرکتدادن دندانها فرایندی بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که در تبلیغات یا شبکههای اجتماعی نشان داده میشود.
به گفته او، برخی از بیمارانی که از این روشها استفاده کردهاند، درنهایت به درمانهای اصلاحی گستردهتری نیاز پیدا کردهاند، زیرا جابهجایی دندانها بدون نظارت منظم و حضوری متخصص، میتواند مشکلات جدیدی ایجاد کند.
آلپرس تاکید میکند بسیاری از آسیبهای دندانی هم از عادتهای روزمره ناشی میشوند. او استفاده از دندان بهعنوان ابزار را یکی از شایعترین رفتارهای آسیبزا میداند. باز کردن در بطری، پاره کردن بستهبندیها، شکستن مغزها یا جویدن یخ از جمله کارهاییاند که فشار زیادی به مینای دندان وارد میکنند و میتوانند باعث لبپریدگی یا ترک خوردن دندان شوند.
او همچنین درباره روشهای سفیدکردن دندانها که در فضای مجازی تبلیغ میشوند، هشدار میدهد و میگوید استفاده از مواد ساینده یا بیشازحد اسیدی میتواند به مینای دندان آسیب برساند. پودرهای زغالی، آبلیمو، خمیرهای حاوی جوششیرین و استفاده افراطی از محصولات سفیدکننده از جمله روشهاییاند که ممکن است در بلندمدت، موجب فرسایش مینای دندان یا افزایش حساسیت دندانها شوند.
به گفته این متخصص، بسیاری از افراد تنها بر سفیدتر شدن سریع دندانها تمرکز میکنند، در حالی که حفظ سلامت مینا در بلندمدت نسبت به دستیابی به دندانهایی فوقالعاده سفید، اهمیت بسیار بیشتری دارد. حتی برخی خمیردندانهای سفیدکننده که بهطور گسترده در بازار عرضه میشوند، نیز در صورت استفاده مداوم، ممکن است به مینای دندان آسیب برسانند. این محصولات هرچند به کاهش لکههای سطحی کمک میکنند، برخی از آنها خاصیت سایندگی نسبتا بالایی دارند و استفاده بیشازحد از آنها میتواند به فرسایش مینا و افزایش حساسیت دندانها منجر شود.
به گفته او، با نازک شدن مینا، دندانها ممکن است ظاهری صافتر، کدرتر و پیرتر پیدا کنند و در عین حال در برابر لبپریدگی و ترکخوردگی آسیبپذیرتر شوند. در حالی که مینای سالم یکی از مهمترین عوامل حفظ استحکام و ظاهر جوان دندانها است.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Creators
Some of the damage can't be undone: a dentist on the at-home fixes and social media trends that are hurting people's teeth
From superglue to nail files, a dentist shares the shocking things patients do to their own teeth, and why some of the damage can't be undone.
👏6
💢ترک سیگار میتواند خطر ابتلا به آلزایمر را کاهش دهد
سیگار کشیدن موجب التهاب مزمن و آسیب به رگهای خونی میشود که وظیفه خونرسانی به مغز را بر عهده دارند
یک پژوهش جدید نشان داد افرادی که سیگار را ترک میکنند، ممکن است خطر ابتلا به زوال عقل در سالهای بعدی زندگی خود را کاهش دهند.
بر اساس نتایج این تحقیق که در نشریه «نورولوژی» (Neurology) منتشر شد، پژوهشگران همچنین دریافتند هرچه مدت بیشتری از ترک سیگار بگذرد، خطر زوال عقل بیشتر کاهش مییابد. بهطوری که پس از حدود هفت سال، این خطر به سطح افرادی نزدیک میشود که هرگز سیگار نکشیدهاند.
این مزایا بیش از همه در افرادی مشاهده شد که پس از ترک سیگار، یا افزایش وزن ناچیز داشتند یا هیچ افزایش وزنی نداشتند.
برای این تحقیق، تیمی از پژوهشگران در یکی از دانشگاههای چین دادههای بیش از ۳۲ هزار بزرگسال را در یک دوره ۲۵ ساله بررسی کردند و دریافتند افرادی که سیگار را ترک کردهاند، در مقایسه با کسانی که همچنان سیگار میکشند، کمتر در خطر ابتلا به زوال عقل قرار دارند.
محققان در طول دوره مطالعه، پنج هزار و ۸۶۸ مورد زوال عقل را ثبت کردند. بررسیها نشان داد شرکتکنندگانی که در طول مطالعه سیگار را ترک کرده بودند، در مقایسه با سیگاریهای فعلی، بهطور قابلتوجهی کمتر در معرض ابتلا به زوال عقل قرار داشتند. میزان خطر در این گروه مشابه افرادی بود که پیش از آغاز مطالعه سیگار را ترک کرده بودند و همچنین افرادی که هرگز سیگار نکشیده بودند.
هوی چن، پژوهشگر ارشد این مطالعه، در بیانیهای گفت: «یافتههای ما نشان داد ترک سیگار میتواند از سلامت مغز در بلندمدت حمایت کند، اما در عین حال نشان میدهد آنچه پس از ترک سیگار رخ میدهد، نیز اهمیت دارد.»
زید فادول، پزشک آموزشدیده دانشگاه هاروارد و رئیس بخش پزشکی مرکز خدمات پزشکی ویژه «بسپوک کانسیرج امدی» (Bespoke Concierge MD) که در این پژوهش مشارکت نداشت، گفت این یافتهها به مجموعه روبهرشد شواهدی که نشان دادهاند ترک سیگار میتواند به حفظ سلامتی مغز در بلندمدت کمک کند، اضافه میشود.
«نکته اصلی این است که به نظر میرسد مغز تقریبا در هر مرحلهای از زندگی، از ترک سیگار سود میبرد.»
به گفته فادول، سیگار کشیدن موجب التهاب مزمن، استرس اکسیداتیو و آسیب به رگهای خونی میشود که وظیفه خونرسانی به مغز را بر عهده دارند. تمامی این عوامل با افت تواناییهای شناختی و افزایش خطر زوال عقل ارتباط دارند.
او افزود: «این نتایج میتواند برای افرادی که تصور میکنند دیگر فرصت ترک سیگار را از دست دادهاند، دلگرمکننده باشد. نکته مهم این است که تقریبا هیچوقت برای ترک سیگار دیر نیست. هرچند ترک در سنین پایینتر بیشترین فایده را دارد، بدن و مغز به هر حال، مدت کوتاهی پس از قطع مصرف سیگار، روند بهبودی خود را آغاز میکنند. بهبود گردش خون، کاهش التهاب و سلامت بهتر قلب و عروق میتواند به حفظ عملکرد شناختی در سالهای بعدی زندگی کمک کند.»
فادول گفت: «هر سالی که بدون مصرف دخانیات سپری شود، گامی در جهت کاهش خطر ابتلا به زوال عقل در آینده و بهبود سلامت کلی بدن است.»
البته این مطالعه با وجود نتایج امیدوارکننده، محدودیتهایی نیز دارد. پژوهشگران توانستند میان ترک سیگار و کاهش خطر زوال عقل ارتباطی را شناسایی کنند، اما طراحی این مطالعه به گونهای نبود که ثابت کند ترک سیگار بهطور مستقیم از بروز زوال عقل جلوگیری میکند. محققان همچنین تاکید کردند که عوامل دیگری از جمله وضعیت سلامت، سبک زندگی و شرایط محیطی نیز ممکن است بر نتایج مشاهدهشده تاثیر گذاشته باشند.
https://www.foxnews.com/health/quitting-smoking-could-offer-major-benefit-beyond-heart-lung-health-study-finds
🆔@ScientificDialectics
سیگار کشیدن موجب التهاب مزمن و آسیب به رگهای خونی میشود که وظیفه خونرسانی به مغز را بر عهده دارند
یک پژوهش جدید نشان داد افرادی که سیگار را ترک میکنند، ممکن است خطر ابتلا به زوال عقل در سالهای بعدی زندگی خود را کاهش دهند.
بر اساس نتایج این تحقیق که در نشریه «نورولوژی» (Neurology) منتشر شد، پژوهشگران همچنین دریافتند هرچه مدت بیشتری از ترک سیگار بگذرد، خطر زوال عقل بیشتر کاهش مییابد. بهطوری که پس از حدود هفت سال، این خطر به سطح افرادی نزدیک میشود که هرگز سیگار نکشیدهاند.
این مزایا بیش از همه در افرادی مشاهده شد که پس از ترک سیگار، یا افزایش وزن ناچیز داشتند یا هیچ افزایش وزنی نداشتند.
برای این تحقیق، تیمی از پژوهشگران در یکی از دانشگاههای چین دادههای بیش از ۳۲ هزار بزرگسال را در یک دوره ۲۵ ساله بررسی کردند و دریافتند افرادی که سیگار را ترک کردهاند، در مقایسه با کسانی که همچنان سیگار میکشند، کمتر در خطر ابتلا به زوال عقل قرار دارند.
محققان در طول دوره مطالعه، پنج هزار و ۸۶۸ مورد زوال عقل را ثبت کردند. بررسیها نشان داد شرکتکنندگانی که در طول مطالعه سیگار را ترک کرده بودند، در مقایسه با سیگاریهای فعلی، بهطور قابلتوجهی کمتر در معرض ابتلا به زوال عقل قرار داشتند. میزان خطر در این گروه مشابه افرادی بود که پیش از آغاز مطالعه سیگار را ترک کرده بودند و همچنین افرادی که هرگز سیگار نکشیده بودند.
هوی چن، پژوهشگر ارشد این مطالعه، در بیانیهای گفت: «یافتههای ما نشان داد ترک سیگار میتواند از سلامت مغز در بلندمدت حمایت کند، اما در عین حال نشان میدهد آنچه پس از ترک سیگار رخ میدهد، نیز اهمیت دارد.»
زید فادول، پزشک آموزشدیده دانشگاه هاروارد و رئیس بخش پزشکی مرکز خدمات پزشکی ویژه «بسپوک کانسیرج امدی» (Bespoke Concierge MD) که در این پژوهش مشارکت نداشت، گفت این یافتهها به مجموعه روبهرشد شواهدی که نشان دادهاند ترک سیگار میتواند به حفظ سلامتی مغز در بلندمدت کمک کند، اضافه میشود.
«نکته اصلی این است که به نظر میرسد مغز تقریبا در هر مرحلهای از زندگی، از ترک سیگار سود میبرد.»
به گفته فادول، سیگار کشیدن موجب التهاب مزمن، استرس اکسیداتیو و آسیب به رگهای خونی میشود که وظیفه خونرسانی به مغز را بر عهده دارند. تمامی این عوامل با افت تواناییهای شناختی و افزایش خطر زوال عقل ارتباط دارند.
او افزود: «این نتایج میتواند برای افرادی که تصور میکنند دیگر فرصت ترک سیگار را از دست دادهاند، دلگرمکننده باشد. نکته مهم این است که تقریبا هیچوقت برای ترک سیگار دیر نیست. هرچند ترک در سنین پایینتر بیشترین فایده را دارد، بدن و مغز به هر حال، مدت کوتاهی پس از قطع مصرف سیگار، روند بهبودی خود را آغاز میکنند. بهبود گردش خون، کاهش التهاب و سلامت بهتر قلب و عروق میتواند به حفظ عملکرد شناختی در سالهای بعدی زندگی کمک کند.»
فادول گفت: «هر سالی که بدون مصرف دخانیات سپری شود، گامی در جهت کاهش خطر ابتلا به زوال عقل در آینده و بهبود سلامت کلی بدن است.»
البته این مطالعه با وجود نتایج امیدوارکننده، محدودیتهایی نیز دارد. پژوهشگران توانستند میان ترک سیگار و کاهش خطر زوال عقل ارتباطی را شناسایی کنند، اما طراحی این مطالعه به گونهای نبود که ثابت کند ترک سیگار بهطور مستقیم از بروز زوال عقل جلوگیری میکند. محققان همچنین تاکید کردند که عوامل دیگری از جمله وضعیت سلامت، سبک زندگی و شرایط محیطی نیز ممکن است بر نتایج مشاهدهشده تاثیر گذاشته باشند.
https://www.foxnews.com/health/quitting-smoking-could-offer-major-benefit-beyond-heart-lung-health-study-finds
🆔@ScientificDialectics
Fox News
Quitting smoking could offer a major benefit beyond heart and lung health, study finds
New research analyzing over 32,000 adults over 25 years suggests quitting smoking may reduce dementia risk and support long-term brain health.
❤3🔥2
💢بیمار مبتلا به آلزایمر در آزمایش جدید حافظه و گفتار خود را بازیافت
در بیمار ۸۰ ساله مبتلا به آلزایمر پیشرفته پس از مصرف یک دوز ماده روانگردان نشانههای بهبود مشاهده شد
در این مطالعه موردی که در نشریه علمی «فرانتیرز این نوروساینس» (Frontiers in Neuroscience) منتشر شده است، پژوهشگران وضعیت یک زن ۸۰ ساله ژاپنیـآمریکایی مبتلا به آلزایمر را بررسی کردند. بنابر گزارش محققان، وضعیت سلامت او در طول ده سال گذشته بهتدریج وخیمتر شده بود، تا جایی که به بیاختیاری ادرار دچار، توانایی گفتارش به بیان هجاهای منفرد محدود و برای جابهجایی و حرکت به کمک مراقبان خود وابسته بود.
پژوهشگران پنج گرم قارچ حاوی سیلوسایبین به او دادند. در ساعات اولیه پس از مصرف، بیمار دچار اضطراب شد، بهشدت عرق کرد و سپس به خوابی عمیق و طولانی فرو رفت. پژوهشگران وضعیت آن خواب او را مشابه بیهوشی توصیف کردند، اما حدود ۱۹ ساعت بعد، اتفاقی رخ داد که توجه تیم تحقیقاتی را جلب کرد؛ او با ادای جملات کامل شروع به حرف زدن کرد و توانست رویدادها و خاطراتی از زندگیاش را به یاد بیاورد که سالها قادر نبود درمورد آنها چیزی بگوید.
نویسندگان مقاله در عین حال یادآور شدهاند که مهمترین محدودیت این پژوهش، بررسی تنها یک بیمار است و بنابراین نمیتوان نتایج آن را به تمامی مبتلایان به آلزایمر تعمیم داد.
مطالعات پیشین نشان دادهاند که ترکیبات موجود در سیلوسایبین میتوانند به شکلگیری ارتباطات عصبی جدید در مغز کمک کنند. این ماده همچنین گیرندههای سروتونین را فعال میکند، گیرندههایی که در تنظیم خلقوخو، عملکرد شناختی، ادراک و بسیاری از فرایندهای ذهنی نقش دارند. پژوهشهای گذشته نیز نشان دادهاند که تنها یک دوز سیلوسایبین میتواند آثار ضدافسردگی پایداری ایجاد کند که در برخی افراد تا پنج سال دوام داشته است.
اثرات مثبت این ماده باعث شده است برخی افراد در سالهای اخیر به مصرف «ریزدوز» یا مقادیر بسیار کم آن روی بیاورند، روشی که طرفدارانش معتقدند در بهبود خلقوخو و افزایش کیفیت زندگی روزمره تاثیرگذار است. با این حال، متخصصان هشدار میدهند که مصرف سیلوسایبین بدون نظارت پزشکی مخاطرهآمیز است.
این ماده ممکن است باعث تجربهای ناخوشایند شود که در میان مصرفکنندگان به «سفر بد» معروف است، حالتی که با توهمهای شدید، اضطراب، ترس و آشفتگی روانی همراه است. مصرفکنندگان ممکن است چیزهایی را ببینند، بشنوند یا احساس کنند که وجود خارجی ندارند، تجربهای که ممکن است بسیار آزاردهنده باشد و حتی خطر بروز حادثه را افزایش دهد.
در شدیدترین موارد، سیلوسایبین ممکن است به بروز روانپریشی منجر شود. خطر این عارضه بهویژه در افرادی که سابقه اختلالات روانی مانند اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی دارند، بیشتر است.
به همین دلیل، هرچند نتایج این مطالعه امید تازهای در پژوهشهای مربوط به آلزایمر دمیده است، اما دانشمندان تاکید میکنند که هنوز راه درازی تا تبدیل سیلوسایبین به یک درمان تاییدشده، ایمن و قابل استفاده برای زوال عقل باقی است.
https://nypost.com/2026/06/04/health/alzheimers-patient-recovers-speech-continence-and-memory-with-this-drug/?utm_source=twitter&utm_campaign=nypost&utm_medium=social
🆔@ScientificDialectics
در بیمار ۸۰ ساله مبتلا به آلزایمر پیشرفته پس از مصرف یک دوز ماده روانگردان نشانههای بهبود مشاهده شد
در این مطالعه موردی که در نشریه علمی «فرانتیرز این نوروساینس» (Frontiers in Neuroscience) منتشر شده است، پژوهشگران وضعیت یک زن ۸۰ ساله ژاپنیـآمریکایی مبتلا به آلزایمر را بررسی کردند. بنابر گزارش محققان، وضعیت سلامت او در طول ده سال گذشته بهتدریج وخیمتر شده بود، تا جایی که به بیاختیاری ادرار دچار، توانایی گفتارش به بیان هجاهای منفرد محدود و برای جابهجایی و حرکت به کمک مراقبان خود وابسته بود.
پژوهشگران پنج گرم قارچ حاوی سیلوسایبین به او دادند. در ساعات اولیه پس از مصرف، بیمار دچار اضطراب شد، بهشدت عرق کرد و سپس به خوابی عمیق و طولانی فرو رفت. پژوهشگران وضعیت آن خواب او را مشابه بیهوشی توصیف کردند، اما حدود ۱۹ ساعت بعد، اتفاقی رخ داد که توجه تیم تحقیقاتی را جلب کرد؛ او با ادای جملات کامل شروع به حرف زدن کرد و توانست رویدادها و خاطراتی از زندگیاش را به یاد بیاورد که سالها قادر نبود درمورد آنها چیزی بگوید.
نویسندگان مقاله در عین حال یادآور شدهاند که مهمترین محدودیت این پژوهش، بررسی تنها یک بیمار است و بنابراین نمیتوان نتایج آن را به تمامی مبتلایان به آلزایمر تعمیم داد.
مطالعات پیشین نشان دادهاند که ترکیبات موجود در سیلوسایبین میتوانند به شکلگیری ارتباطات عصبی جدید در مغز کمک کنند. این ماده همچنین گیرندههای سروتونین را فعال میکند، گیرندههایی که در تنظیم خلقوخو، عملکرد شناختی، ادراک و بسیاری از فرایندهای ذهنی نقش دارند. پژوهشهای گذشته نیز نشان دادهاند که تنها یک دوز سیلوسایبین میتواند آثار ضدافسردگی پایداری ایجاد کند که در برخی افراد تا پنج سال دوام داشته است.
اثرات مثبت این ماده باعث شده است برخی افراد در سالهای اخیر به مصرف «ریزدوز» یا مقادیر بسیار کم آن روی بیاورند، روشی که طرفدارانش معتقدند در بهبود خلقوخو و افزایش کیفیت زندگی روزمره تاثیرگذار است. با این حال، متخصصان هشدار میدهند که مصرف سیلوسایبین بدون نظارت پزشکی مخاطرهآمیز است.
این ماده ممکن است باعث تجربهای ناخوشایند شود که در میان مصرفکنندگان به «سفر بد» معروف است، حالتی که با توهمهای شدید، اضطراب، ترس و آشفتگی روانی همراه است. مصرفکنندگان ممکن است چیزهایی را ببینند، بشنوند یا احساس کنند که وجود خارجی ندارند، تجربهای که ممکن است بسیار آزاردهنده باشد و حتی خطر بروز حادثه را افزایش دهد.
در شدیدترین موارد، سیلوسایبین ممکن است به بروز روانپریشی منجر شود. خطر این عارضه بهویژه در افرادی که سابقه اختلالات روانی مانند اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی دارند، بیشتر است.
به همین دلیل، هرچند نتایج این مطالعه امید تازهای در پژوهشهای مربوط به آلزایمر دمیده است، اما دانشمندان تاکید میکنند که هنوز راه درازی تا تبدیل سیلوسایبین به یک درمان تاییدشده، ایمن و قابل استفاده برای زوال عقل باقی است.
https://nypost.com/2026/06/04/health/alzheimers-patient-recovers-speech-continence-and-memory-with-this-drug/?utm_source=twitter&utm_campaign=nypost&utm_medium=social
🆔@ScientificDialectics
New York Post
Alzheimer’s patient gets back speech, bladder control and memory in groundbreaking drug trial
A patient with advanced Alzheimer’s disease showed remarkable signs of improvement after taking a heroic dose of an experimental hallucinogen.
❤5
💢 شمشیر دولبه هوش مصنوعی و حریم خصوصی؛ چگونه فناوری میتواند هم تهدید باشد و هم سپر محافظ؟
در یک مقاله مروری با نگاهی جامع به رابطه پیچیده میان هوش مصنوعی و حریم خصوصی، نشان داده شده که هوش مصنوعی بهطور همزمان میتواند عامل نقض حریم خصوصی و ابزاری برای حفاظت از آن باشد.
نویسندگان با بررسی پژوهشهای منتشرشده در سالهای اخیر، تأکید میکنند که گسترش فناوریهای هوشمند در حوزههایی مانند سلامت، شبکههای اجتماعی، خدمات مالی و اینترنت اشیا، حجم بیسابقهای از دادههای شخصی را در معرض پردازش قرار داده است. از یک سو، الگوریتمهای هوش مصنوعی قادرند با تحلیل کلاندادهها، الگوهای رفتاری افراد را شناسایی کرده و حتی اطلاعات حساسی را بدون رضایت کاربران استخراج کنند. از سوی دیگر، همین فناوری میتواند برای شناسایی حملات سایبری، تشخیص نشت اطلاعات و توسعه سامانههای حفظ حریم خصوصی به کار گرفته شود.
یافتههای مقاله نشان میدهد که تهدیدهایی مانند بازشناسایی هویت افراد، سوگیری الگوریتمی، نظارت گسترده، سوءاستفاده از دادههای زیستی و نبود شفافیت در تصمیمگیریهای مبتنی بر هوش مصنوعی، از مهمترین نگرانیهای عصر دیجیتال محسوب میشوند. در مقابل، راهکارهایی نظیر «یادگیری فدرال»، «حریم خصوصی تفاضلی»، رمزنگاری پیشرفته و سامانههای هوشمند تشخیص نفوذ، بهعنوان ابزارهای نوین حفاظت از دادهها معرفی شدهاند. نویسندگان تأکید میکنند که ایجاد تعادل میان نوآوری و صیانت از حقوق کاربران، نیازمند همکاری میان متخصصان فناوری، قانونگذاران و نهادهای نظارتی است.
از منظر آموزشی، این مقاله بر ضرورت ارتقای سواد داده و سواد هوش مصنوعی در میان شهروندان تأکید دارد تا افراد بتوانند مخاطرات احتمالی را تشخیص دهند و آگاهانه درباره اشتراکگذاری اطلاعات شخصی تصمیم بگیرند. در نهایت، پژوهش نتیجه میگیرد که آینده هوش مصنوعی نه در محدود کردن کامل این فناوری و نه در رهاسازی بیقیدوشرط آن، بلکه در توسعه «هوش مصنوعی مسئولانه» و طراحی سامانههایی نهفته است که حفظ حریم خصوصی را از همان مراحل اولیه توسعه در نظر بگیرند. به بیان دیگر، آیندهای امنتر زمانی رقم خواهد خورد که حفاظت از دادهها به بخشی جداییناپذیر از معماری هوش مصنوعی تبدیل شود.
این مقاله یادآور میشود که بزرگترین چالش عصر هوش مصنوعی، انتخاب میان «پیشرفت» و «حریم خصوصی» نیست؛ بلکه یافتن راهی برای تحقق هر دوی آنها بهصورت همزمان و مسئولانه است.
Voloch, N., & Hirschprung, R. S. (2026). Both ends of artificial intelligence impacting privacy: a review of violation and protection. Frontiers in artificial intelligence, 9, 1686454.
https://doi.org/10.3389/frai.2026.1686454
UT Central Library
🆔@ScientificDialectics
در یک مقاله مروری با نگاهی جامع به رابطه پیچیده میان هوش مصنوعی و حریم خصوصی، نشان داده شده که هوش مصنوعی بهطور همزمان میتواند عامل نقض حریم خصوصی و ابزاری برای حفاظت از آن باشد.
نویسندگان با بررسی پژوهشهای منتشرشده در سالهای اخیر، تأکید میکنند که گسترش فناوریهای هوشمند در حوزههایی مانند سلامت، شبکههای اجتماعی، خدمات مالی و اینترنت اشیا، حجم بیسابقهای از دادههای شخصی را در معرض پردازش قرار داده است. از یک سو، الگوریتمهای هوش مصنوعی قادرند با تحلیل کلاندادهها، الگوهای رفتاری افراد را شناسایی کرده و حتی اطلاعات حساسی را بدون رضایت کاربران استخراج کنند. از سوی دیگر، همین فناوری میتواند برای شناسایی حملات سایبری، تشخیص نشت اطلاعات و توسعه سامانههای حفظ حریم خصوصی به کار گرفته شود.
یافتههای مقاله نشان میدهد که تهدیدهایی مانند بازشناسایی هویت افراد، سوگیری الگوریتمی، نظارت گسترده، سوءاستفاده از دادههای زیستی و نبود شفافیت در تصمیمگیریهای مبتنی بر هوش مصنوعی، از مهمترین نگرانیهای عصر دیجیتال محسوب میشوند. در مقابل، راهکارهایی نظیر «یادگیری فدرال»، «حریم خصوصی تفاضلی»، رمزنگاری پیشرفته و سامانههای هوشمند تشخیص نفوذ، بهعنوان ابزارهای نوین حفاظت از دادهها معرفی شدهاند. نویسندگان تأکید میکنند که ایجاد تعادل میان نوآوری و صیانت از حقوق کاربران، نیازمند همکاری میان متخصصان فناوری، قانونگذاران و نهادهای نظارتی است.
از منظر آموزشی، این مقاله بر ضرورت ارتقای سواد داده و سواد هوش مصنوعی در میان شهروندان تأکید دارد تا افراد بتوانند مخاطرات احتمالی را تشخیص دهند و آگاهانه درباره اشتراکگذاری اطلاعات شخصی تصمیم بگیرند. در نهایت، پژوهش نتیجه میگیرد که آینده هوش مصنوعی نه در محدود کردن کامل این فناوری و نه در رهاسازی بیقیدوشرط آن، بلکه در توسعه «هوش مصنوعی مسئولانه» و طراحی سامانههایی نهفته است که حفظ حریم خصوصی را از همان مراحل اولیه توسعه در نظر بگیرند. به بیان دیگر، آیندهای امنتر زمانی رقم خواهد خورد که حفاظت از دادهها به بخشی جداییناپذیر از معماری هوش مصنوعی تبدیل شود.
این مقاله یادآور میشود که بزرگترین چالش عصر هوش مصنوعی، انتخاب میان «پیشرفت» و «حریم خصوصی» نیست؛ بلکه یافتن راهی برای تحقق هر دوی آنها بهصورت همزمان و مسئولانه است.
Voloch, N., & Hirschprung, R. S. (2026). Both ends of artificial intelligence impacting privacy: a review of violation and protection. Frontiers in artificial intelligence, 9, 1686454.
https://doi.org/10.3389/frai.2026.1686454
UT Central Library
🆔@ScientificDialectics
Frontiers
Frontiers | Both ends of artificial intelligence impacting privacy: a review of violation and protection
The intersection of Artificial Intelligence (AI) and privacy presents both significant challenges and opportunities. As AI systems become increasingly embedd...
❤3
💢شکارچی غولآسای دوران باستان؛ کشف عقرب یکمتری با چنگالهای ۱۶ سانتیمتری
عقرب عظیمالجثهای را تصور کنید به اندازه یک چوب بیسبال که روی صخرهها میخزد، چنگالهای غولآسایش را تکان میدهد و سپس به درون یک نهر آب میلغزد. این تصویری است که دانشمندان از بزرگترین عقرب شناختهشده تاریخ ارائه دادهاند؛ موجودی کابوسوار که میلیونها سال پیش در بریتانیای امروزی پرسه میزد.
به گزارش رسانهها، دانشمندان بریتانیایی با بازبینی فسیلهایی که بیش از یک قرن در موزه تاریخ طبیعی لندن خاک میخوردند، در کنار یافتههای جدید، موفق به این جراحی بزرگ در تاریخ زیستشناسی شدند.
این موجود که «پراارکتوروس گیگاس» (Praearcturus gigas) نام دارد، از سال ۱۸۷۰ تاکنون به اشتباه یک سختپوست (شبیه به خرچنگها) تلقی میشد، اما حالا مشخص شده که یک عقرب تمامعیار بوده است؛ یک جانور کابوسوار که حدود ۴۱۵ میلیون سال پیش در بریتانیای امروزی پرسه میزد.
بر اساس این مطالعه که در نشریه تخصصی Palaeontology منتشر شده، «پراارکتوروس گیگاس» در آغاز دوره دونین (Devonian) زندگی میکرده است؛ یعنی زمانی که حیات روی زمین هنوز عمدتا در محیطهای آبی جریان داشت.
ریچارد هاوارد، نویسنده اصلی این پژوهش میگوید: «این کشف بسیار قدیمیتر از چیزی است که انتظار داشتیم. بندپایان غولپیکر، مانند سنجاقکها و هزارپاهای غولآسا، حدود ۵۰ میلیون سال بعد ظاهر شدند؛ یعنی زمانی که با پیدایش جنگلها، اکسیژن زمین زیاد شد. اما این عقرب در دورانی غولپیکر شد که اکسیژن زیادی وجود نداشت و مرز بین موجودات خشکیزی و آبزی بسیار مبهم بود.»
چنگالهایی به اندازه یک اسکناس دلار!
مطابق با جثه یکمتری این جانور، دانشمندان تخمین میزنند که این عقرب چنگالهایی به طول حدود ۱۶ سانتیمتر داشته است.
راسل بیکنل، دیرینزیستشناس دانشگاه فلایندرز استرالیا با لحنی طنزآمیز میگوید: «این یک موجود واقعا تپل و هیکلی است! اصلا دلت نمیخواهد در یک کوچه تاریک به تور این جانور بخوری. چنگالهای او چهار برابر بزرگتر از یک عقرب غولپیکر امروزی است.»
برای درک بهتر، بزرگترین عقرب زنده جهان (عقرب غولپیکر جنگلی)، کل جثهاش بین ۱۰ تا ۱۳ سانتیمتر است، در حالی که فقط چنگال این هیولای باستانی ۱۶ سانتیمتر بوده است.
این اندازه تقریبا چهار برابر طول چنگال یک عقرب بزرگ امروزی است.
ویژگیهای عجیب: عقربی با توانایی شنا کردن!
تمام بدن، سر و چنگالهای این موجود با زوائد و برجستگیهای زبری پوشانده شده بود که شناسنامه عقربهاست. هرچند چشمهای او در فسیل باقی نمانده، اما دانشمندان حدس میزنند مثل عقربهای مدرن، چشمهایی در جلوی سر داشته است.
نکته شگفتانگیز دیگر، وجود بالههایی چینخورده در دو طرف شکم این جانور (به نام اپیمرهای جانبی) است که پیش از این فقط در موجودات دریایی مثل خرچنگهای نعلاسبی دیده شده بود. این ویژگی نشان میدهد که او احتمالا یک موجود دوزیست بوده و توانایی شنا کردن داشته است.
این غول یکمتری چه میخورده است؟
بزرگ شدن این عقرب احتمالا یک ترفند تکاملی برای این بوده که توسط موجودات دیگر خورده نشود. اما این جثه بزرگ، یک مشکل اساسی داشت: موجودات روی خشکی در آن زمان همگی در حد کنه و بسیار ریز بودند.
هاوارد میگوید: «موجوداتی به اندازه یک سگ نمیتوانند مدام راه بروند و حشرات مینیاتوری بخورند! اصلا نمیدانم چطور آنها را شکار میکرده است.»
به همین دلیل دانشمندان حدس میزنند این عقرب دوزیست، بیشتر وقتها در آب شنا میکرده و از ماهیهای اولیه باستانی تغذیه میکرده است.
بدبینی و شکاکیت در دنیای علم
مثل هر کشف بزرگ دیگری، همه دانشمندان با این نظریه موافق نیستند. «جیسون دانلوپ» از موزه تاریخ طبیعی برلین میگوید فسیلهای واقعی معمولا ناقص و شکستهاند.
از آنجا که دو نشانه اصلی عقربها یعنی نیش انتهای دم و اندام حسی زیر شکم، در این فسیلها پیدا نشده، او کمی بدبین است.
با این حال، هاوارد در پاسخ میگوید: «اگر شما اسکلت یک دایناسور را بدون سر پیدا کنید، فرض را بر این نمیگذارید که او اصلا سر نداشته است!»
این تحقیق چندین پیامد مهم دارد. بیکنل میگوید: «این کار بستر را برای بازسازی و پویایی تفکر ما درباره حیوانات این دوره زمانی آماده میکند. فکر میکنم آنچه ممکن است در ۵ تا ۱۰ سال آینده شاهدش باشیم، افزایش سرعت مستندسازی عقربهای جدید متعلق به این دوره زمانی باشد.»
این کشف بزرگ، علم دیرینهشناسی را مجبور به بازنویسی کتابها و بانکهای اطلاعاتی خود خواهد کرد و درک ما را از تنوع حیات در گذشتههای دور زمین کاملا تغییر میدهد.
https://www.archaeology.wiki/blog/2026/06/15/worlds-largest-scorpion-revealed-by-415-million-year-old-fossils/
🆔@ScientificDialectics
عقرب عظیمالجثهای را تصور کنید به اندازه یک چوب بیسبال که روی صخرهها میخزد، چنگالهای غولآسایش را تکان میدهد و سپس به درون یک نهر آب میلغزد. این تصویری است که دانشمندان از بزرگترین عقرب شناختهشده تاریخ ارائه دادهاند؛ موجودی کابوسوار که میلیونها سال پیش در بریتانیای امروزی پرسه میزد.
به گزارش رسانهها، دانشمندان بریتانیایی با بازبینی فسیلهایی که بیش از یک قرن در موزه تاریخ طبیعی لندن خاک میخوردند، در کنار یافتههای جدید، موفق به این جراحی بزرگ در تاریخ زیستشناسی شدند.
این موجود که «پراارکتوروس گیگاس» (Praearcturus gigas) نام دارد، از سال ۱۸۷۰ تاکنون به اشتباه یک سختپوست (شبیه به خرچنگها) تلقی میشد، اما حالا مشخص شده که یک عقرب تمامعیار بوده است؛ یک جانور کابوسوار که حدود ۴۱۵ میلیون سال پیش در بریتانیای امروزی پرسه میزد.
بر اساس این مطالعه که در نشریه تخصصی Palaeontology منتشر شده، «پراارکتوروس گیگاس» در آغاز دوره دونین (Devonian) زندگی میکرده است؛ یعنی زمانی که حیات روی زمین هنوز عمدتا در محیطهای آبی جریان داشت.
ریچارد هاوارد، نویسنده اصلی این پژوهش میگوید: «این کشف بسیار قدیمیتر از چیزی است که انتظار داشتیم. بندپایان غولپیکر، مانند سنجاقکها و هزارپاهای غولآسا، حدود ۵۰ میلیون سال بعد ظاهر شدند؛ یعنی زمانی که با پیدایش جنگلها، اکسیژن زمین زیاد شد. اما این عقرب در دورانی غولپیکر شد که اکسیژن زیادی وجود نداشت و مرز بین موجودات خشکیزی و آبزی بسیار مبهم بود.»
چنگالهایی به اندازه یک اسکناس دلار!
مطابق با جثه یکمتری این جانور، دانشمندان تخمین میزنند که این عقرب چنگالهایی به طول حدود ۱۶ سانتیمتر داشته است.
راسل بیکنل، دیرینزیستشناس دانشگاه فلایندرز استرالیا با لحنی طنزآمیز میگوید: «این یک موجود واقعا تپل و هیکلی است! اصلا دلت نمیخواهد در یک کوچه تاریک به تور این جانور بخوری. چنگالهای او چهار برابر بزرگتر از یک عقرب غولپیکر امروزی است.»
برای درک بهتر، بزرگترین عقرب زنده جهان (عقرب غولپیکر جنگلی)، کل جثهاش بین ۱۰ تا ۱۳ سانتیمتر است، در حالی که فقط چنگال این هیولای باستانی ۱۶ سانتیمتر بوده است.
این اندازه تقریبا چهار برابر طول چنگال یک عقرب بزرگ امروزی است.
ویژگیهای عجیب: عقربی با توانایی شنا کردن!
تمام بدن، سر و چنگالهای این موجود با زوائد و برجستگیهای زبری پوشانده شده بود که شناسنامه عقربهاست. هرچند چشمهای او در فسیل باقی نمانده، اما دانشمندان حدس میزنند مثل عقربهای مدرن، چشمهایی در جلوی سر داشته است.
نکته شگفتانگیز دیگر، وجود بالههایی چینخورده در دو طرف شکم این جانور (به نام اپیمرهای جانبی) است که پیش از این فقط در موجودات دریایی مثل خرچنگهای نعلاسبی دیده شده بود. این ویژگی نشان میدهد که او احتمالا یک موجود دوزیست بوده و توانایی شنا کردن داشته است.
این غول یکمتری چه میخورده است؟
بزرگ شدن این عقرب احتمالا یک ترفند تکاملی برای این بوده که توسط موجودات دیگر خورده نشود. اما این جثه بزرگ، یک مشکل اساسی داشت: موجودات روی خشکی در آن زمان همگی در حد کنه و بسیار ریز بودند.
هاوارد میگوید: «موجوداتی به اندازه یک سگ نمیتوانند مدام راه بروند و حشرات مینیاتوری بخورند! اصلا نمیدانم چطور آنها را شکار میکرده است.»
به همین دلیل دانشمندان حدس میزنند این عقرب دوزیست، بیشتر وقتها در آب شنا میکرده و از ماهیهای اولیه باستانی تغذیه میکرده است.
بدبینی و شکاکیت در دنیای علم
مثل هر کشف بزرگ دیگری، همه دانشمندان با این نظریه موافق نیستند. «جیسون دانلوپ» از موزه تاریخ طبیعی برلین میگوید فسیلهای واقعی معمولا ناقص و شکستهاند.
از آنجا که دو نشانه اصلی عقربها یعنی نیش انتهای دم و اندام حسی زیر شکم، در این فسیلها پیدا نشده، او کمی بدبین است.
با این حال، هاوارد در پاسخ میگوید: «اگر شما اسکلت یک دایناسور را بدون سر پیدا کنید، فرض را بر این نمیگذارید که او اصلا سر نداشته است!»
این تحقیق چندین پیامد مهم دارد. بیکنل میگوید: «این کار بستر را برای بازسازی و پویایی تفکر ما درباره حیوانات این دوره زمانی آماده میکند. فکر میکنم آنچه ممکن است در ۵ تا ۱۰ سال آینده شاهدش باشیم، افزایش سرعت مستندسازی عقربهای جدید متعلق به این دوره زمانی باشد.»
این کشف بزرگ، علم دیرینهشناسی را مجبور به بازنویسی کتابها و بانکهای اطلاعاتی خود خواهد کرد و درک ما را از تنوع حیات در گذشتههای دور زمین کاملا تغییر میدهد.
https://www.archaeology.wiki/blog/2026/06/15/worlds-largest-scorpion-revealed-by-415-million-year-old-fossils/
🆔@ScientificDialectics
Archaeology Wiki
World’s largest scorpion revealed by 415-million-year-old fossils
Measuring over a metre in length, Praearcturus gigas, a large scorpion, was among the first large predators to ever stalk the land.
👏3
💢چرا نسل زد از «عاشق شدن» میترسد؟ نسلی که لایک را به رابطه ترجیح میدهد
امروزه اکثر جوانان در بسیاری از کشورهای دنیا علاوه بر فشارهای سنگین شغلی و مالی، با سطح بالای تنهایی و افسردگی مواجه هستند. در کنار آن، یک نگرانی جدید هم پررنگ شده؛ ورود به یک رابطه عاشقانه ممکن است مسیر زندگی را به هم بزند.
پژوهشهای اخیر نشان میدهد نسل زد بیش از حد از ریسک کردن دوری میکنند و همین موضوع روی زندگی عاطفی آنها تاثیر گذاشته است. سوالهایی مثل «اگر این رابطه به نتیجه نرسد چه؟»، «اگر طرد شوم چه حسی خواهد داشت؟» یا «آیا دوباره میتوانم این درد عاطفی را تحمل کنم؟» برای بسیاری به یک مانع جدی تبدیل شده است.
پل ایستویک، استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا معتقد است انسانها همیشه با چنین ترسی روبهرو بودهاند؛ اینکه اگر طرد شوم چه میشود یا اگر یک موضوع خصوصی را بگویم و علیه من استفاده شود چه خواهد شد؟»، در واقع دغدغههای تازه بشر نیستند و فقط در این برهه زمانی برجسته شدهاند.
طبق یک مطالعه مشترک از موسسه ویتلی دانشگاه بریگم یانگ و موسسه مطالعات خانواده، فقط حدود یک نفر از هر ۳ مرد جوان و یک نفر از هر ۵ زن جوان در بازه ۲۲ تا ۳۵ سال گفتهاند که اعتمادبهنفس کافی برای نزدیک شدن به فرد مورد علاقه دارند.
از طرف دیگر، شبکههای اجتماعی باعث شده طرد شدن فقط یک تجربه شخصی نباشد، بلکه به یک نمایش عمومی تبدیل شود؛ نمایشی که میتواند از دایره دوستان و محیط محلی خیلی فراتر برود.
با این حال، رابطه عاطفی ذاتا همراه با ریسک است. هرچه نسل زد بیشتر برای محافظت از خود عقب میکشد، بیشتر از فرصت ارتباط واقعی دور میشود؛ در حالی که همین ارتباط میتواند راهی برای کاهش تنهایی باشد.
ریچارد وایزبورد، روانشناس کودک و خانواده در دانشگاه هاروارد، در مقالهای که در وبسایت سیانان به قلم آونی تریودی منتشر شده؛ میگوید: «ما در رابطهها چیزهای زیادی درباره خودمان یاد میگیریم. یاد گرفتن ساختن رابطه سالم یکی از مهم ترین مهارت های انسانی است.»
ترس جنجالی نسل زد از یک کلمه ۴ حرفی؛ وقتی «ریسک» جای عشق را میگیرد
نسل زد که در فضای دیجیتال رشد کرده، خوب میداند هر رفتار کوچک میتواند در شبکههای اجتماعی منتشر شود. همین موضوع باعث شده حتی کارهای ساده هم برایشان پرریسک به نظر برسد.
گابریل روبین، استاد دانشگاه مونتکلر، میگوید از میزان کمبود حریم خصوصی دانشجوها شگفت زده شده است. او میگوید: «با این حجم قضاوت و مقایسه و اطلاعات، چطور ممکن است یک جوان ۲۰ ساله بیش از حد فکر نکند؟»
او در پژوهشی بر اساس ۱۰۸ مصاحبه به این نتیجه رسیده که نسل زد خطر را بیشتر از نسلهای قبل احساس میکند.
روبین میگوید در روابط عاطفی، بسیاری از جوانها از هر چیزی که احتمال شکست داشته باشد دوری میکنند.
او بر اساس محتوای حرفهای مصاحبهشوندگان به این نتیجه رسیده است: «میترسند رد شوند یا مسخره شوند، پس میپرسند چرا اصلا وارد این ماجرا شویم؟»
به گفته هری رِیس، استاد روانشناسی دانشگاه روچستر در نیویورک، حتی خود واژه «رابطه» برای نسل زد معنای بسیار جدیتر و سنگینتری نسبت به نسلهای قبل پیدا کرده است.
او میگوید:«مردم کارهایی را انجام میدهند که قبلا قرار گذاشتن یا رابطه نامیده میشد، اما دیگر روی آن اسم رابطه نمیگذارند.»
با تمام اینها، میل به ارتباط هرگز از بین نخواهد رفت؛ جوانان فقط در پیدا کردن مسیر آن دچار مشکل شدهاند، چه به دلیل ترس، چه به دلیل کمبود مهارتهای ارتباطی یا تغییر اولویتها.
وایزبورد تاکید میکند: «ما باید شیوههای جدیدی برای ساختن جوامع محلی طراحی کنیم تا جوانان فرصتهای طبیعی برای ملاقات و ارتباط حضوری با یکدیگر داشته باشند؛ این یک مسئله فوری و بسیار مهم است.»
همزمان، داده های اخیر یک مرکز تحقیقاتی در دانشگاه کالیفرنیا ، بر این نکته صحه گذاشته که گروه سنی نسل زد عمدتا از تماشای تصاویر و محتواهای عریان جنسی در رسانهها لذت نمیبرند و بهنوعی نسبت به آن موضعگیری منفی دارند. طبق این گزارش، آنها بیش از هر چیز به دنبال روابط واقعی، ملموس و صمیمانه هستند و بالای ۵۰ درصد آنها ترجیح میدهند شخصیتهای فیلمهای محبوبشان اصلا جریانات و علاقهمندیهای عاشقانه نداشته باشند.
به طوری که در فهرست موضوعات مورد پسند جوانان در آثار نمایشی، «رمانس» (عشق) در رتبه سوم از آخر قرار گرفته است. مثلثهای عشقی و روابط سمی نیز از نگاه این نسل، به عنوان خستهکنندهترین کلیشههای سینمایی شمرده میشوند.
https://m.economictimes.com/news/international/us/psychology-says-gen-z-hides-feelings-to-avoid-looking-needy-why-double-texting-confessing-love-or-asking-for-clarity-feels-emotionally-risky/amp_articleshow/131744620.cms
🆔@ScientificDialectics
امروزه اکثر جوانان در بسیاری از کشورهای دنیا علاوه بر فشارهای سنگین شغلی و مالی، با سطح بالای تنهایی و افسردگی مواجه هستند. در کنار آن، یک نگرانی جدید هم پررنگ شده؛ ورود به یک رابطه عاشقانه ممکن است مسیر زندگی را به هم بزند.
پژوهشهای اخیر نشان میدهد نسل زد بیش از حد از ریسک کردن دوری میکنند و همین موضوع روی زندگی عاطفی آنها تاثیر گذاشته است. سوالهایی مثل «اگر این رابطه به نتیجه نرسد چه؟»، «اگر طرد شوم چه حسی خواهد داشت؟» یا «آیا دوباره میتوانم این درد عاطفی را تحمل کنم؟» برای بسیاری به یک مانع جدی تبدیل شده است.
پل ایستویک، استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا معتقد است انسانها همیشه با چنین ترسی روبهرو بودهاند؛ اینکه اگر طرد شوم چه میشود یا اگر یک موضوع خصوصی را بگویم و علیه من استفاده شود چه خواهد شد؟»، در واقع دغدغههای تازه بشر نیستند و فقط در این برهه زمانی برجسته شدهاند.
طبق یک مطالعه مشترک از موسسه ویتلی دانشگاه بریگم یانگ و موسسه مطالعات خانواده، فقط حدود یک نفر از هر ۳ مرد جوان و یک نفر از هر ۵ زن جوان در بازه ۲۲ تا ۳۵ سال گفتهاند که اعتمادبهنفس کافی برای نزدیک شدن به فرد مورد علاقه دارند.
از طرف دیگر، شبکههای اجتماعی باعث شده طرد شدن فقط یک تجربه شخصی نباشد، بلکه به یک نمایش عمومی تبدیل شود؛ نمایشی که میتواند از دایره دوستان و محیط محلی خیلی فراتر برود.
با این حال، رابطه عاطفی ذاتا همراه با ریسک است. هرچه نسل زد بیشتر برای محافظت از خود عقب میکشد، بیشتر از فرصت ارتباط واقعی دور میشود؛ در حالی که همین ارتباط میتواند راهی برای کاهش تنهایی باشد.
ریچارد وایزبورد، روانشناس کودک و خانواده در دانشگاه هاروارد، در مقالهای که در وبسایت سیانان به قلم آونی تریودی منتشر شده؛ میگوید: «ما در رابطهها چیزهای زیادی درباره خودمان یاد میگیریم. یاد گرفتن ساختن رابطه سالم یکی از مهم ترین مهارت های انسانی است.»
ترس جنجالی نسل زد از یک کلمه ۴ حرفی؛ وقتی «ریسک» جای عشق را میگیرد
نسل زد که در فضای دیجیتال رشد کرده، خوب میداند هر رفتار کوچک میتواند در شبکههای اجتماعی منتشر شود. همین موضوع باعث شده حتی کارهای ساده هم برایشان پرریسک به نظر برسد.
گابریل روبین، استاد دانشگاه مونتکلر، میگوید از میزان کمبود حریم خصوصی دانشجوها شگفت زده شده است. او میگوید: «با این حجم قضاوت و مقایسه و اطلاعات، چطور ممکن است یک جوان ۲۰ ساله بیش از حد فکر نکند؟»
او در پژوهشی بر اساس ۱۰۸ مصاحبه به این نتیجه رسیده که نسل زد خطر را بیشتر از نسلهای قبل احساس میکند.
روبین میگوید در روابط عاطفی، بسیاری از جوانها از هر چیزی که احتمال شکست داشته باشد دوری میکنند.
او بر اساس محتوای حرفهای مصاحبهشوندگان به این نتیجه رسیده است: «میترسند رد شوند یا مسخره شوند، پس میپرسند چرا اصلا وارد این ماجرا شویم؟»
به گفته هری رِیس، استاد روانشناسی دانشگاه روچستر در نیویورک، حتی خود واژه «رابطه» برای نسل زد معنای بسیار جدیتر و سنگینتری نسبت به نسلهای قبل پیدا کرده است.
او میگوید:«مردم کارهایی را انجام میدهند که قبلا قرار گذاشتن یا رابطه نامیده میشد، اما دیگر روی آن اسم رابطه نمیگذارند.»
با تمام اینها، میل به ارتباط هرگز از بین نخواهد رفت؛ جوانان فقط در پیدا کردن مسیر آن دچار مشکل شدهاند، چه به دلیل ترس، چه به دلیل کمبود مهارتهای ارتباطی یا تغییر اولویتها.
وایزبورد تاکید میکند: «ما باید شیوههای جدیدی برای ساختن جوامع محلی طراحی کنیم تا جوانان فرصتهای طبیعی برای ملاقات و ارتباط حضوری با یکدیگر داشته باشند؛ این یک مسئله فوری و بسیار مهم است.»
همزمان، داده های اخیر یک مرکز تحقیقاتی در دانشگاه کالیفرنیا ، بر این نکته صحه گذاشته که گروه سنی نسل زد عمدتا از تماشای تصاویر و محتواهای عریان جنسی در رسانهها لذت نمیبرند و بهنوعی نسبت به آن موضعگیری منفی دارند. طبق این گزارش، آنها بیش از هر چیز به دنبال روابط واقعی، ملموس و صمیمانه هستند و بالای ۵۰ درصد آنها ترجیح میدهند شخصیتهای فیلمهای محبوبشان اصلا جریانات و علاقهمندیهای عاشقانه نداشته باشند.
به طوری که در فهرست موضوعات مورد پسند جوانان در آثار نمایشی، «رمانس» (عشق) در رتبه سوم از آخر قرار گرفته است. مثلثهای عشقی و روابط سمی نیز از نگاه این نسل، به عنوان خستهکنندهترین کلیشههای سینمایی شمرده میشوند.
https://m.economictimes.com/news/international/us/psychology-says-gen-z-hides-feelings-to-avoid-looking-needy-why-double-texting-confessing-love-or-asking-for-clarity-feels-emotionally-risky/amp_articleshow/131744620.cms
🆔@ScientificDialectics
The Economic Times
Psychology says Gen Z hides feelings to avoid looking needy: Why double texting, confessing love or asking for clarity feels emotionally…
Psychologists have identified a growing pattern often referred to as self-protective detachment. In todays dating landscape, emotional reserve is frequently seen as an advantage, with people often encouraged to appear mysterious, self-sufficient and emotionally…
❤2👍1
💢آیا قانون ۵ ثانیه واقعیت دارد؟ حقایق باورنکردنی درباره غذایی که روی زمین میافتد
احتمالا شما هم بارها شنیدهاید که اگر خوراکی از دستتان روی زمین بیفتد و سریع مثلا ظرف پنج ثانیه آن را بردارید، هنوز قابل خوردن است. این همان قانون موسوم به «پنج ثانیه» است؛ یک باور عمومی که دربارهاش اختلاف نظر وجود دارد؛ اما آیا «قانون پنج ثانیه» واقعیت دارد یا فقط یک توجیه روانی است؟
تصور کنید تکهای خیار یا هندوانه از دستتان روی زمین میافتد. آیا بلافاصله آن را در سطل زباله میاندازید یا با یادآوری قانون قدیمی و محبوب «پنج ثانیه»، با خود میگویید اگر سریع آن را بردارم و یک آبکشی سریع بکنم، هنوز قابل خوردن است؟
این همان «قانون پنج ثانیه» است؛ باوری عمومی که سالهاست در جمعهای خانوادگی و بحثهای روزمره دربارهاش اختلاف نظر وجود دارد. بعضی آن را کاملا واقعی میدانند و بعضی دیگر ردش میکنند. اما علم درباره این مسئله پیچیده چه میگوید؟
باکتریها در کسری از ثانیه منتقل میشوند
برخلاف تصور رایج، انتقال آلودگی اصلا به زمان وابسته نیست. اگر فکر میکنید باکتریها کرونومتر دستشان گرفتهاند و تا ۵ ثانیه تمام نشده به غذا حمله نمیکنند، سخت در اشتباهید!
جان تریگونینگ، استاد ایمنیشناسی واکسن درامپریال کالج لندن، به سه مطالعه کلیدی درباره انتقال باکتریها اشاره میکند که همگی خط بطلانی بر این قانون میکشند. تحقیقات نشان میدهند که باکتریها میتوانند تقریبا بلافاصله پس از تماس غذا با سطح آلوده، به آن منتقل شوند.
دانشمندان در آزمایشهای خود، مواد غذایی مختلفی مثل نان، نان کرهمالی شده، هندوانه و پاستیل خرسی را روی سطوح آلوده به باکتری (کاشی، استیل، چوب و فرش) انداختند. نتیجه تکاندهنده بود: باکتریها تقریبا بلافاصله منتقل شدند و میزان این انتقال در همان لحظه اول هم بسیار قابل توجه بود.
رطوبت و سطح؛ غولهای اصلیِ پشت پرده
نکته مهم اینجاست که مسئله اصلا «زمان» نیست، بلکه جنس غذا و نوع سطح، عوامل تعیینکننده واقعی هستند.
عامل اول؛ رطوبت غذا: نتایج تحقیقات نشان میدهد غذاهای مرطوب و آبدار (مثل هندوانه یا خیار)، مثل آهنربا خیلی سریعتر و بیشتر از غذاهای خشک، آلودگی را به خود جذب میکنند. در مقابل، غذاهای خشک مثل یک تکه نان یا شیرینی ساده، انتقال کمتری دارند.عامل دوم؛ نوع سطح زمین: بدترین سناریو زمانی رخ میدهد که یک غذای مرطوب روی یک سطح جامد بیفتد (مثلا هندوانه روی کاشی یا استیل). سطوح سخت انتقال بیشتری دارند، در حالی که سطوحی مثل فرش میتوانند بخشی از آلودگی را در خود نگه دارند و نرخ انتقال متفاوتی ایجاد کنند.
به بیان ساده، ترکیب رطوبت، نوع غذا و سطح است که سرنوشت بهداشتی خوراکی شما را مشخص میکند، نه عدد ۵ ثانیه!
باکتریها؛ مستاجران سمج سطوح خانه
شاید فکر کنید اگر غذا را سریع بردارید اتفاقی برایش نیفتاده است، اما تحقیقات نشان میدهد اگرچه ماندنِ بیشترِ غذا روی زمین احتمال جذب باکتری را بالاتر میبرد، اما آلودگی اصلی در همان لحظه اول اتفاق میافتد.
علاوه بر این، سطوح خانه و آشپزخانه هیچوقت استریل نیستند. باکتریها از راههای مختلفی ــ از مواد غذایی خام گرفته تا ظروف، هوا و دستها ــ وارد محیط میشوند. برخی از این میکروارگانیسمها لایههای محافظتی سختی روی سطوح میسازند که پاک کردنشان اصلا ساده نیست.
یک مطالعه جالب روی سوسیس پختهشده نشان داد که باکتریها حتی اگر ساعتها قبل روی سطح قرار گرفته باشند، باز هم به محض برخورد، به گوشت منتقل میشوند.
جان تریگونینگ، استاد ایمنیشناسی واکسن با اشاره به نتایج تحقیقات میگوید:«اگر یک تکه مرغ آلوده را روی میز آشپزخانه بگذارید و دو ساعت بعد، تکهای نان روی همان نقطه بیفتد، نان شما همچنان باکتریها را جذب میکند. این باکتریها تا ۲۴ ساعت روی آن سطح زنده و فعال باقی میمانند.»
حتی در یک مقاله علمی، قانون ۵ ثانیه را برای تجهیزات پزشکی اتاق عمل بررسی کردند! نتیجه عجیب نبود؛ اگر جراحان ابزاری را روی زمین بیندازند، برای استفاده مجدد، آبکشی ساده کافی نیست و حتماً باید آن را با مواد شوینده قوی استریل کنند.
آیا خوردن غذای افتاده همیشه خطرناک است؟
پاسخ کوتاه این است: نه همیشه.
اگر سیستم ایمنی بدن شما کاملا سالم باشد، خوردن یک خوراکی خشک که برای چند لحظه روی یک سطح معمولی افتاده، در اغلب موارد بیماری جدی ایجاد نمیکند. اما این موضوع به هیچوجه یک قانون ایمن و قابل اعتماد نیست.
اگر سیستم ایمنی ضعیفی داشته باشید، یا اگر خوراکی در محیطهای آلودهتر افتاده باشد، حتی مقدار بسیار کمی از باکتریهای بیماریزا میتواند شما را به دردسر بیندازد.
https://www.theguardian.com/lifeandstyle/2026/jun/15/is-it-true-that-you-have-five-seconds-grace-after-you-drop-food-on-the-floor
🆔@ScientificDialectics
احتمالا شما هم بارها شنیدهاید که اگر خوراکی از دستتان روی زمین بیفتد و سریع مثلا ظرف پنج ثانیه آن را بردارید، هنوز قابل خوردن است. این همان قانون موسوم به «پنج ثانیه» است؛ یک باور عمومی که دربارهاش اختلاف نظر وجود دارد؛ اما آیا «قانون پنج ثانیه» واقعیت دارد یا فقط یک توجیه روانی است؟
تصور کنید تکهای خیار یا هندوانه از دستتان روی زمین میافتد. آیا بلافاصله آن را در سطل زباله میاندازید یا با یادآوری قانون قدیمی و محبوب «پنج ثانیه»، با خود میگویید اگر سریع آن را بردارم و یک آبکشی سریع بکنم، هنوز قابل خوردن است؟
این همان «قانون پنج ثانیه» است؛ باوری عمومی که سالهاست در جمعهای خانوادگی و بحثهای روزمره دربارهاش اختلاف نظر وجود دارد. بعضی آن را کاملا واقعی میدانند و بعضی دیگر ردش میکنند. اما علم درباره این مسئله پیچیده چه میگوید؟
باکتریها در کسری از ثانیه منتقل میشوند
برخلاف تصور رایج، انتقال آلودگی اصلا به زمان وابسته نیست. اگر فکر میکنید باکتریها کرونومتر دستشان گرفتهاند و تا ۵ ثانیه تمام نشده به غذا حمله نمیکنند، سخت در اشتباهید!
جان تریگونینگ، استاد ایمنیشناسی واکسن درامپریال کالج لندن، به سه مطالعه کلیدی درباره انتقال باکتریها اشاره میکند که همگی خط بطلانی بر این قانون میکشند. تحقیقات نشان میدهند که باکتریها میتوانند تقریبا بلافاصله پس از تماس غذا با سطح آلوده، به آن منتقل شوند.
دانشمندان در آزمایشهای خود، مواد غذایی مختلفی مثل نان، نان کرهمالی شده، هندوانه و پاستیل خرسی را روی سطوح آلوده به باکتری (کاشی، استیل، چوب و فرش) انداختند. نتیجه تکاندهنده بود: باکتریها تقریبا بلافاصله منتقل شدند و میزان این انتقال در همان لحظه اول هم بسیار قابل توجه بود.
رطوبت و سطح؛ غولهای اصلیِ پشت پرده
نکته مهم اینجاست که مسئله اصلا «زمان» نیست، بلکه جنس غذا و نوع سطح، عوامل تعیینکننده واقعی هستند.
عامل اول؛ رطوبت غذا: نتایج تحقیقات نشان میدهد غذاهای مرطوب و آبدار (مثل هندوانه یا خیار)، مثل آهنربا خیلی سریعتر و بیشتر از غذاهای خشک، آلودگی را به خود جذب میکنند. در مقابل، غذاهای خشک مثل یک تکه نان یا شیرینی ساده، انتقال کمتری دارند.عامل دوم؛ نوع سطح زمین: بدترین سناریو زمانی رخ میدهد که یک غذای مرطوب روی یک سطح جامد بیفتد (مثلا هندوانه روی کاشی یا استیل). سطوح سخت انتقال بیشتری دارند، در حالی که سطوحی مثل فرش میتوانند بخشی از آلودگی را در خود نگه دارند و نرخ انتقال متفاوتی ایجاد کنند.
به بیان ساده، ترکیب رطوبت، نوع غذا و سطح است که سرنوشت بهداشتی خوراکی شما را مشخص میکند، نه عدد ۵ ثانیه!
باکتریها؛ مستاجران سمج سطوح خانه
شاید فکر کنید اگر غذا را سریع بردارید اتفاقی برایش نیفتاده است، اما تحقیقات نشان میدهد اگرچه ماندنِ بیشترِ غذا روی زمین احتمال جذب باکتری را بالاتر میبرد، اما آلودگی اصلی در همان لحظه اول اتفاق میافتد.
علاوه بر این، سطوح خانه و آشپزخانه هیچوقت استریل نیستند. باکتریها از راههای مختلفی ــ از مواد غذایی خام گرفته تا ظروف، هوا و دستها ــ وارد محیط میشوند. برخی از این میکروارگانیسمها لایههای محافظتی سختی روی سطوح میسازند که پاک کردنشان اصلا ساده نیست.
یک مطالعه جالب روی سوسیس پختهشده نشان داد که باکتریها حتی اگر ساعتها قبل روی سطح قرار گرفته باشند، باز هم به محض برخورد، به گوشت منتقل میشوند.
جان تریگونینگ، استاد ایمنیشناسی واکسن با اشاره به نتایج تحقیقات میگوید:«اگر یک تکه مرغ آلوده را روی میز آشپزخانه بگذارید و دو ساعت بعد، تکهای نان روی همان نقطه بیفتد، نان شما همچنان باکتریها را جذب میکند. این باکتریها تا ۲۴ ساعت روی آن سطح زنده و فعال باقی میمانند.»
حتی در یک مقاله علمی، قانون ۵ ثانیه را برای تجهیزات پزشکی اتاق عمل بررسی کردند! نتیجه عجیب نبود؛ اگر جراحان ابزاری را روی زمین بیندازند، برای استفاده مجدد، آبکشی ساده کافی نیست و حتماً باید آن را با مواد شوینده قوی استریل کنند.
آیا خوردن غذای افتاده همیشه خطرناک است؟
پاسخ کوتاه این است: نه همیشه.
اگر سیستم ایمنی بدن شما کاملا سالم باشد، خوردن یک خوراکی خشک که برای چند لحظه روی یک سطح معمولی افتاده، در اغلب موارد بیماری جدی ایجاد نمیکند. اما این موضوع به هیچوجه یک قانون ایمن و قابل اعتماد نیست.
اگر سیستم ایمنی ضعیفی داشته باشید، یا اگر خوراکی در محیطهای آلودهتر افتاده باشد، حتی مقدار بسیار کمی از باکتریهای بیماریزا میتواند شما را به دردسر بیندازد.
https://www.theguardian.com/lifeandstyle/2026/jun/15/is-it-true-that-you-have-five-seconds-grace-after-you-drop-food-on-the-floor
🆔@ScientificDialectics
the Guardian
Is it true that … you have five seconds’ grace after dropping food on the floor?
Many of us have reassured ourselves with the ‘five second rule’, but bacteria can transfer almost immediately – and sticks around for hours
❤5👏3