♡ رقص قلم ♡ و نغمه ی ساز به یاد میرزا عباس نشاطی خان شاعر سده دوازدهم با اثر باارزش دیوان نشاط
445 subscribers
5.56K photos
13.3K videos
18 files
42.7K links
به کانال رقص قلم ونغمه ی ساز خوش آمدید♡

جهت ارتباط با ادمین :

@Aliakbar_neshatizadeh
Download Telegram
نه گفتن موهبت بزرگیست که یاد گرفتنش جهانت را امن‌تر می‌کند. و روانت را آسوده‌تر.

همانقدر که نه گفتن را یاد می‌گیری گوش‌هایت را برای نه شنیدن آماده کن. بگذار دیگران هم این «نه» خاموش و بدنام را بر زبان آورند. بگذار «نه» از بدنامی و بدیُمنی در بیاید.

«نه» در حقیقت موجود خوب و سربزیری است. اما اگر همین «نه» سربزیر پشت آری‌های ساختگی‌مان پنهان شود بزودی از ما موجودی نقاب‌دار و بیمار می‌سازد که یک گردان عصبانی از «نه»های سرکوب شده روانش را اِشغال کرده است.

یاد بگیر نه بگویی و نه بشنوی.
کار سختی نیست، من توانستم.



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸



_آدینه_با_حضرت_حافظ

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟

جانا! به حاجتی که تو را هست با خدا
کاخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است؟

ای پادشاه ِ حُسن! خدا را بسوختیم
آخِر سؤال کن که گدا را چه حاجت است؟

ارباب ِ حاجتیم و زبانِ سؤال نیست
در حضرت ِ کریم تمنا چه حاجت است؟

محتاجِ قصه نیست گرت قصد ِ خون ماست
چون رخت از آنِ توست به یغما چه حاجت است؟

جام ِ جهان نماست ضمیر ِ منیر ِ دوست
اظهار ِ احتیاج خود آن جا چه حاجت است؟

آن شد که بار ِ مِنّت ِ ملاح بردمی
گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است؟

ای مدعی! برو که مرا با تو کار نیست
احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است؟

ای عاشقِ گدا! چو لب ِ روح بخش ِ یار
می‌داندت وظیفه، تقاضا چه حاجت است؟

حافظ! تو ختم کن که هنر خود عیان شود
با مدعی نزاع و مُحاکا چه حاجت است؟



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸



ایران سرزمینی ست که زمان از کنارش عبور نکرده
بلکه در آن ریشه دوانده است
پیش از آنکه تاریخ نوشته شود ، ایران زندگی میکرد

ما وارث خاکی هستیم
که راه انسان بودن رو آموخت
و هنوز در رگ هایش ، تاریخ نفس میکشد



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تارنوازی بسیار بسیار زیبا از شهنواز تار استاد جلیل شهناز در آواز ابوعطا
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


«مر جنگه»

خواننده: #پروین_عالی‌پور
موسیقی و ترانه: فولکلوریک بختیاری

مرجنگه مرجنگه خدا دونه جنگه تفنگه
مر زوره مر زوره خدا دونه دارس ناجوره
بنویسم کاغذی به بی‌بی‌خانم «ستاره»
زر بده فشنگ بخر جنگ بست دوباره
«نظامی» کله پوسی والا خدالنگه ملاری
موگدوم توجنگ نکن والا خدا با بختیاری
مرجنگه مرجنگه خدا دونه جنگه تفنگه



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
خوب به تصویر بالا نگاه کنید
این تصویر یک حکاکی قدیمی است،
به اسم «جغد با عینک و کتاب‌ها»
که سال ۱۶۲۵ توسط هنرمند هلندی کورنیلیس بلومارت دوم ساخته شده است.

در این تصویر، یک جغد دیده می‌شود که عینک زده، روی یک کتاب بسته نشسته، کنار دستش کتابی باز است و یک شمع روشن هم در کنارش قرار دارد.

پایین تصویر یک ضرب‌المثل هلندی نوشته شده که مفهومش این است:
«وقتی جغد خودش نخواهد که ببیند، شمع و عینک چه فایده‌ای دارد؟!»
معنای کلی تصویر این است که:
جغد که معمولأ نماد خرد و دانایی‌ است، این جا همه‌ی ابزار فهمیدن را دارد؛ کتاب، نور شمع و حتا عینک، اما با این حال، تصمیم گرفته که نبیند و نفهمد.


پیامش خیلی ساده و نغز است:
برخی آدم‌ها ممکن است همه‌ ابزاری برای آگاه شدن داشته باشند، ولی تاهنگامی که خودشان نخواهند بفهمند،
هیچ ابزار وکتاب و نوری به دردشان نمی‌خورد!
درواقع این اثرطعنه‌ به کسانی می‌زندکه همه‌ی امکان دانستن برایشان فراهم است ولی آگاهانه نادانی راانتخاب کرده‌اند؛
گاهی از روی تنبلی،
گاهی ازروی منفعت وگاهی فقط چون دیدنِ حقیقت برایشان گران تمام می شود.



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔞بنازم به رفتار زیبای اون انسانی که از کنارش بی‌تفاوت رد نشد و اون افسر راهنمایی رانندگی که دست نوازش رو دریغ نکرد. عزیزانی که این پست رو میبینید، تمنا میکنم، اگه کیسی آسیب دیده میبینید، از کنارش رد نشوید



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی قدیمترها، سر را که می‌بریدند، روی گردن روغن داغ می‌ریختند. اینطوری جلوی خونریزی گرفته می‌شد، خون در داخل بدن گردش داشت و قلب می‌توانست خون را پمپاژ کند. شخص بی سر همینطوری می‌چرخید دور خودش. می‌چرخید و می‌رقصید. اسمش را گذشته بودند رقص بسمل. برای رقص بسمل، سر لازم نبود.
حال و روز این روزهایمان را که می‌بینم، به این فکر می‌کنم که انگار، از بدو تولد، به جای ناف، سرمان را بریده‌اند. فقط دور خودمان می‌چرخیم. دور خودمان می‌گردیم. زندگی کردن ما، کم از رقص بسمل ندارد. خوش به حال آنها. سرشان گیج نمی‌رفت



https://xn--r1a.website/Raghsqalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قول که می‌دهید
پایش بایستید !

مردانه و زنانه فرقی ندارد...
همین‌ که به آن عمل می‌کنید
یک دنیا می‌ارزد.

اگر دلتان به ماندن نیست
بروید
و خیلی راحت خداحافظی کنید
امّا وعده‌ی "برگشت" را ندهید؛

به خدا دل است...

جوری در غیابتان مچاله می‌شود
که هیچ آدم دیگری نمی‌تواند
آن را به حالت اول برگرداند...!