برنامه نویسی هیلتن
سعی میکنم هر از گاهی مطالبی در قالب "زنگ تفریح" بذارم. امیدوارم بپسندید❤️ #زنگ_تفریح 🔔 ﯾﮏ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺑﺮﯼ ﭘﻮﺷﯿﺪﻣﺶ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮔﺮﻓﺖ و ﮔﻠﯽ ﺷﺪ. ﻭ ﻣﻦِ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ، ﭘﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.…
#زنگ_تفریح 🔔
دبیر ادبیاتی می گفت:
این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم.
همیشه قبل از عید اگر برای فراش مدرسه از بچه ها عیدی طلب میکردم خیلی ها داوطلب بودند و خودشان پیش قدم.... و امسال وقتی عیدی برای پیرمرد خدمتگزار خواستم تازه بعد از یک سخنرانی جگر سوز و جگر دوز هیچ کس حتی دستی بلند نکرد... وقتی به مرگ سهراب رسیدم یکی از آخر کلاس فریاد زد چه احمقانه چرا رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد که این اتفاق نیفتد و نه تنها بچه ها ناراحت نشدند که رستم بیچاره و سهراب به نادانی و حماقت هم نسبت داده شدند..... وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون از فراق لیلی گفتم
یکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟
گفتم از دیده ی مجنون بله ولی دختری سیاه چهره بود و زیبایی نداشت.
این بار نه یک نفر که کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول دیوانه بوده عقل درست حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده،
تازه به خاطر او سر به بیابان هم گذاشته..... خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند.... ماندم که این نسل کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را بیاموزند....
نسلی که از جان گذشتن در راه عشق برایشان نامفهوم،
کمک به همنوع برایشان بی اهمیت،
مرگ پسر به دست پدر از نوع حماقت است.... امروز به این نتیجه رسیدم که باید پدر مادر های جوان که بچه های کوچک دارند از همین الان جایی در خانه سالمندان برای خودشان رزرو کنند.
این نسل تنها آباد کننده خانه سالمندان خواهند بود...
دبیر ادبیاتی می گفت:
این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم.
همیشه قبل از عید اگر برای فراش مدرسه از بچه ها عیدی طلب میکردم خیلی ها داوطلب بودند و خودشان پیش قدم.... و امسال وقتی عیدی برای پیرمرد خدمتگزار خواستم تازه بعد از یک سخنرانی جگر سوز و جگر دوز هیچ کس حتی دستی بلند نکرد... وقتی به مرگ سهراب رسیدم یکی از آخر کلاس فریاد زد چه احمقانه چرا رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد که این اتفاق نیفتد و نه تنها بچه ها ناراحت نشدند که رستم بیچاره و سهراب به نادانی و حماقت هم نسبت داده شدند..... وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون از فراق لیلی گفتم
یکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟
گفتم از دیده ی مجنون بله ولی دختری سیاه چهره بود و زیبایی نداشت.
این بار نه یک نفر که کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول دیوانه بوده عقل درست حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده،
تازه به خاطر او سر به بیابان هم گذاشته..... خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند.... ماندم که این نسل کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را بیاموزند....
نسلی که از جان گذشتن در راه عشق برایشان نامفهوم،
کمک به همنوع برایشان بی اهمیت،
مرگ پسر به دست پدر از نوع حماقت است.... امروز به این نتیجه رسیدم که باید پدر مادر های جوان که بچه های کوچک دارند از همین الان جایی در خانه سالمندان برای خودشان رزرو کنند.
این نسل تنها آباد کننده خانه سالمندان خواهند بود...
👍1
برنامه نویسی هیلتن
#زنگ_تفریح 🔔 دبیر ادبیاتی می گفت: این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شرکت SpaceX سنگین ترین موشک خودش رو به همراه یک ماشین الکترونیکی به فضا فرستاد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فالکون هووی "Falcon Heavy" دو راکت بوستر موشک رو بدون هیچ مشکلی به زمین نشوند.
برنامه نویسی هیلتن
#زنگ_تفریح 🔔 دبیر ادبیاتی می گفت: این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه…
#زنگ_تفریح 🔔
يك نفر در زمستان وارد دهي شد و توی برف دنبال منزلي ميگشت ولي غريب بود و مردم هم غريبه توی خانههاشان راه نمیداند.
همينجور كه توي كوچهها ميگشت ديد مردم به يك خانه زياد رفت و آمد ميكنند از يكي پرسيد، اينجا چه خبره؟
طرف گفت:اینجا يه زني درد زايمان داره و با اينكه سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميكنه نميزاد. ما دنبال دعانويس ميگرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم.
مرد تا اين حرف را شنيد گفت: بابا دعانويس را خدا براتون رسونده، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم.
اهل خانه يارو را با عزت فراوان وارد كردند و خرش را توي طويله انداختند ، خودش را هم زير كرسي نشاندند ، بعد قلم و كاغذ آوردند تا دعا بنويسد. مردک روی کاغد چیزی نوشت و به آنها گفت:
اين كاغذ را توي آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد چون آب دعا را به زائو دادند اتفاقا زائيد و بچه، صحيح و سالم به دنيا آمد.
از آنطرف کلی پول و غذا به او دادند و بعد از چند روز که هوا خوب شد رفت . بعد از رفتنش یکی از دهاتیها کاغذ دعا را که کناری گذاشته بودند برداشت و خواند دید نوشته :
خودم بجا، خرم بجا، ميخواي بزا، ميخواي نزا...
👌همیشه به همه چیز تلقین مثبت داشته باشید
يك نفر در زمستان وارد دهي شد و توی برف دنبال منزلي ميگشت ولي غريب بود و مردم هم غريبه توی خانههاشان راه نمیداند.
همينجور كه توي كوچهها ميگشت ديد مردم به يك خانه زياد رفت و آمد ميكنند از يكي پرسيد، اينجا چه خبره؟
طرف گفت:اینجا يه زني درد زايمان داره و با اينكه سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميكنه نميزاد. ما دنبال دعانويس ميگرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم.
مرد تا اين حرف را شنيد گفت: بابا دعانويس را خدا براتون رسونده، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم.
اهل خانه يارو را با عزت فراوان وارد كردند و خرش را توي طويله انداختند ، خودش را هم زير كرسي نشاندند ، بعد قلم و كاغذ آوردند تا دعا بنويسد. مردک روی کاغد چیزی نوشت و به آنها گفت:
اين كاغذ را توي آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد چون آب دعا را به زائو دادند اتفاقا زائيد و بچه، صحيح و سالم به دنيا آمد.
از آنطرف کلی پول و غذا به او دادند و بعد از چند روز که هوا خوب شد رفت . بعد از رفتنش یکی از دهاتیها کاغذ دعا را که کناری گذاشته بودند برداشت و خواند دید نوشته :
خودم بجا، خرم بجا، ميخواي بزا، ميخواي نزا...
👌همیشه به همه چیز تلقین مثبت داشته باشید
برنامه نویسی هیلتن
#زنگ_تفریح 🔔 يك نفر در زمستان وارد دهي شد و توی برف دنبال منزلي ميگشت ولي غريب بود و مردم هم غريبه توی خانههاشان راه نمیداند. همينجور كه توي كوچهها ميگشت ديد مردم به يك خانه زياد رفت و آمد ميكنند از يكي پرسيد، اينجا چه خبره؟ طرف گفت:اینجا يه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صنعت و تکنولوژی در ژاپن بیداد میکنه!
برنامه نویسی هیلتن
تسلیت، واژهای کوچک در برابر غم از دست دادن عزیزان است. #نفتکش_سانچی #تسلیت
دنا غم داره و غمگینه امرو
غمی داره و دل سنگینه امرو
بیو سی کو چطو اشکهسه بالش
و خین مردمش رنگینه امرو
به بازماندگان خانوادههای داغدیده تسلیت عرض مینمایم. #تسلیت #هواپیمای_یاسوج
غمی داره و دل سنگینه امرو
بیو سی کو چطو اشکهسه بالش
و خین مردمش رنگینه امرو
به بازماندگان خانوادههای داغدیده تسلیت عرض مینمایم. #تسلیت #هواپیمای_یاسوج
برنامه نویسی هیلتن
دنا غم داره و غمگینه امرو غمی داره و دل سنگینه امرو بیو سی کو چطو اشکهسه بالش و خین مردمش رنگینه امرو به بازماندگان خانوادههای داغدیده تسلیت عرض مینمایم. #تسلیت #هواپیمای_یاسوج
زهرا ایمانی مهر، رویا داخته، پریسا سوهانی و محمدحسین برزگری مهندسان حوزه فناوری کشور از مسافران پرواز یاسوج بودنند که میخواستند پروژه نرمافزاری دانشگاه یاسوج را راهاندازی كنند.
#تسلیت #هواپیمای_یاسوج
#تسلیت #هواپیمای_یاسوج
#خبرفوری
از دقايقی پیش تلگرام در خاورمیانه و اروپا دچار اختلال شده است. اين اختلال سراسری بوده و مربوط به خود تلگرام میباشد.
از دقايقی پیش تلگرام در خاورمیانه و اروپا دچار اختلال شده است. اين اختلال سراسری بوده و مربوط به خود تلگرام میباشد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقایسه سرعت آخرین مدل گوشیهای iPhone و Samsung
#اینستاگرام با قابلیت افزودن هشتگ و لینک پروفایل به بیوگرافی آپدیت شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با این گجت با استفاده از پاهای خود سلفی های خلاقانه بگیرید و گوشی خود را هر جا که میخواهید نصب کنید.
#زنگ_تفریح 🔔👌
تاجری در روستایی، مقدار زیادی محصول کشاورزی خرید و میخواست آنها را با ماشین به انبار منتقل کند.
در راه از پسری پرسید: تا جاده چقدر راه است؟
پسر جواب داد: «اگر آرام بروید حدود ده دقیقه کافی است اما اگر با سرعت بروید نیم ساعت و یا شاید بیشتر»، تاجر از این تضاد در جواب پسر ناراحت شد و به او بد و بیراه گفت و به سرعت خودرو را به جلو راند، پنجاه متر بیشتر نرفته بود که چرخ ماشین به سنگی برخورد کرد و با تکان خوردن ماشین، همه محصولها به زمین ریخت تاجر وقت زیادی برای جمعآوری محصول ریخته شده صرف کرد، هنگامی که خسته و کوفته به سمت خودرو خود بر میگشت یاد حرفهای پسر افتاد و وقتی منظور او را فهمید بقیه راه را آرام و با احتیاط طی کرد شاید گاهی باید آرام تر قدم برداریم تا به مقصد برسیم.
تاجری در روستایی، مقدار زیادی محصول کشاورزی خرید و میخواست آنها را با ماشین به انبار منتقل کند.
در راه از پسری پرسید: تا جاده چقدر راه است؟
پسر جواب داد: «اگر آرام بروید حدود ده دقیقه کافی است اما اگر با سرعت بروید نیم ساعت و یا شاید بیشتر»، تاجر از این تضاد در جواب پسر ناراحت شد و به او بد و بیراه گفت و به سرعت خودرو را به جلو راند، پنجاه متر بیشتر نرفته بود که چرخ ماشین به سنگی برخورد کرد و با تکان خوردن ماشین، همه محصولها به زمین ریخت تاجر وقت زیادی برای جمعآوری محصول ریخته شده صرف کرد، هنگامی که خسته و کوفته به سمت خودرو خود بر میگشت یاد حرفهای پسر افتاد و وقتی منظور او را فهمید بقیه راه را آرام و با احتیاط طی کرد شاید گاهی باید آرام تر قدم برداریم تا به مقصد برسیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برج میلاد مانند سایر ساختمان ها و برجهای مهم جهان به مناسبت «ساعت زمین» دیشب به مدت یک ساعت خاموش شد.
برخی دیگر شهرهای ایران هم این کار را انجام دادند.
برخی دیگر شهرهای ایران هم این کار را انجام دادند.