• سایت •
در لینک زیر میخوانیم:
• موفقیت تکاملی فقط وابسته به موفقیت در بقا است؟
• آیا موفقترین به معنای پیچیدهترین است؟
• در فرایند تکامل مورچهها موفقترند یا انسانها؟
Https://evolps.org/تکامل-نوعدوستی/
#سایت
@evolps
در لینک زیر میخوانیم:
• موفقیت تکاملی فقط وابسته به موفقیت در بقا است؟
• آیا موفقترین به معنای پیچیدهترین است؟
• در فرایند تکامل مورچهها موفقترند یا انسانها؟
Https://evolps.org/تکامل-نوعدوستی/
#سایت
@evolps
📑 چرا روانشناسی تکاملی دربارهی بهتر شدن کل گونهها نیست؟
یکی از اصلیترین تصورات غلط درمورد روانشناسی تکاملی این است که این رشته به نوعی با بهتر شدن گونهی انسان در ارتباط است. مردم غالبا به اشتباه فکر میکنند چون تکامل اهمیت زیادی به گونهزایی (speciation) میدهد، هدف روانشناسی تکاملی هم باید در درجهی اول کمک کردن به بقای گونهها باشد. این باور به شدت غلط است. کارکرد اولیه رفتارهای تکامل یافته و سازگاریهایی هر گونهای تسهیل کردن موفقیت تولیدمثلی در سطح فردی است و اصلا هدفش کمک کردن به بقای کل گونه نیست. برای مثال حسادت جنسی در مردان را در نظر بگیرید. آن دسته از اجداد ما که به خیانت همسرهایشان واکنش نشان میدادند کمتر احتمال داشته بچههایی را بزرگ کنند که حامل ژنهای خودشان نبودند. پس از نظر روانشناسی تکاملی این سازگاری در سطح فردی موفقیت تولیدمثلی این دسته از افراد را رقم زده است. اما اگر تکامل به موفقیت کل گونه اهمیت میداد چی؟ در این صورت اگر یکی از اجداد ما مچ همسرش را با یک مرد قویهیکلتر و باهوشتر میگرفت باید از این بابت خوشحال هم میشد. چون بچههای آن شخص احتمالا صفات بهتر او را به ارث میبردند و در نهایت منجر به بهتر شدن کل گونهی انسان میشدند. بنابراین انتخاب طبیعی و انتخاب جنسی ویژگیهایی را ترجیح دادهاند که باعث موفقیت تکاملی فردی شدهاند نه موفقیت تکاملی کل گونهی انسان.
منبع: psychologytoday
#مقاله
@evolps
یکی از اصلیترین تصورات غلط درمورد روانشناسی تکاملی این است که این رشته به نوعی با بهتر شدن گونهی انسان در ارتباط است. مردم غالبا به اشتباه فکر میکنند چون تکامل اهمیت زیادی به گونهزایی (speciation) میدهد، هدف روانشناسی تکاملی هم باید در درجهی اول کمک کردن به بقای گونهها باشد. این باور به شدت غلط است. کارکرد اولیه رفتارهای تکامل یافته و سازگاریهایی هر گونهای تسهیل کردن موفقیت تولیدمثلی در سطح فردی است و اصلا هدفش کمک کردن به بقای کل گونه نیست. برای مثال حسادت جنسی در مردان را در نظر بگیرید. آن دسته از اجداد ما که به خیانت همسرهایشان واکنش نشان میدادند کمتر احتمال داشته بچههایی را بزرگ کنند که حامل ژنهای خودشان نبودند. پس از نظر روانشناسی تکاملی این سازگاری در سطح فردی موفقیت تولیدمثلی این دسته از افراد را رقم زده است. اما اگر تکامل به موفقیت کل گونه اهمیت میداد چی؟ در این صورت اگر یکی از اجداد ما مچ همسرش را با یک مرد قویهیکلتر و باهوشتر میگرفت باید از این بابت خوشحال هم میشد. چون بچههای آن شخص احتمالا صفات بهتر او را به ارث میبردند و در نهایت منجر به بهتر شدن کل گونهی انسان میشدند. بنابراین انتخاب طبیعی و انتخاب جنسی ویژگیهایی را ترجیح دادهاند که باعث موفقیت تکاملی فردی شدهاند نه موفقیت تکاملی کل گونهی انسان.
منبع: psychologytoday
#مقاله
@evolps
📑 روانشناسی تکاملی و سیاست
عدم تطابق تکاملی (evolutionary mismatch) موضوعی است که در کنار روانشناسی تکاملی مطرح میشود. عدم تطابق تکاملی میگوید شرایطی که ما امروز در آن زندگی میکنیم شبیه به شرایطی که اجدادمان در آن تکامل پیدا کردند، نیست. درنتیجه ذهن ما کاملا آمادگی حل مسائل جدیدی را که امروز با آنها رو به رو هستیم ندارد و برخی سازگاریهایی که زمانی برای اجداد ما مفید بودهاند، اکنون یا کاربردی ندارند یا حتی مشکلاتی برایمان ایجاد میکنند.
مثال معروف این نظریه هم چاقی و دیابت نوع دومی است که تقریبا اکثر جوامع امروزی با آنها درگیرند. چربیها و مواد قندی ارزش غذایی زیادی برای انسان اولیهای داشتند که کشاورزی و دامپروری بلد نبود. بنابراین در این شرایط ترجیح مواد غذایی چرب و قندی سازگاری مفیدی به شمار میآمد. اما این برای زمانی است که دسترسی به این مواد غذایی به سادگی رفتن به نزدیکترین رستوران فست فود نبود.
روانشناس تکاملی رابین دانبار(Robin Dunbar) شواهدی ارائه کردهاست که نشان میدهند سیاست هم یکی از نمونههای عدم تطابق تکاملی است. او میگوید نئوکورتکس ما برای پردازش اطلاعات بیشتر از حدودا 150 نفر به طور همزمان تکامل پیدا نکردهاست.
دکتر گلن گهر(.Glenn Geher Ph.D) نویسندهی مقالهای که این مطلب از روی آن نوشته شده، تحقیقی را مطرح میکند که به همراه تیم تحقیقاتی خود انجام داده است. در این تحقیق به 49 دانشجو تعاریف و مثالهایی از سیاستهای کلان و سیاستهای خرد داده و سپس از آنها خواسته شد چهار موقعیت سیاسی را با توجه به این دو نوع سیاست در یک پاراگراف تعریف کنند. تیم تحقیقاتی از یک writing sample analyzer استفاده کرد و نتایج به دست آمده نشان داد نوشتههایی که دربارهی موقعیتهای سطح خرد بودند، خواناتر و قابل فهمتر بودند. بنابراین به نظر میرسد نوشتن درمورد سیاستهای خرد و درنتیجه فکر کردن به آنها برای ما آسانتر است. ذهن انسان برای حل مسائل سیاسی در سطح کلان تکامل نیافته و دانش روانشناسی تکاملی باید به طور جدی در سیاست هم مانند حوزههای آموزش و سلامت روانی به کار گرفته شود.
🔗 منبع: psychologytoday
🖋 نویسنده: یاسمین موسوی حبیبی
#مقاله
@evolps
عدم تطابق تکاملی (evolutionary mismatch) موضوعی است که در کنار روانشناسی تکاملی مطرح میشود. عدم تطابق تکاملی میگوید شرایطی که ما امروز در آن زندگی میکنیم شبیه به شرایطی که اجدادمان در آن تکامل پیدا کردند، نیست. درنتیجه ذهن ما کاملا آمادگی حل مسائل جدیدی را که امروز با آنها رو به رو هستیم ندارد و برخی سازگاریهایی که زمانی برای اجداد ما مفید بودهاند، اکنون یا کاربردی ندارند یا حتی مشکلاتی برایمان ایجاد میکنند.
مثال معروف این نظریه هم چاقی و دیابت نوع دومی است که تقریبا اکثر جوامع امروزی با آنها درگیرند. چربیها و مواد قندی ارزش غذایی زیادی برای انسان اولیهای داشتند که کشاورزی و دامپروری بلد نبود. بنابراین در این شرایط ترجیح مواد غذایی چرب و قندی سازگاری مفیدی به شمار میآمد. اما این برای زمانی است که دسترسی به این مواد غذایی به سادگی رفتن به نزدیکترین رستوران فست فود نبود.
روانشناس تکاملی رابین دانبار(Robin Dunbar) شواهدی ارائه کردهاست که نشان میدهند سیاست هم یکی از نمونههای عدم تطابق تکاملی است. او میگوید نئوکورتکس ما برای پردازش اطلاعات بیشتر از حدودا 150 نفر به طور همزمان تکامل پیدا نکردهاست.
دکتر گلن گهر(.Glenn Geher Ph.D) نویسندهی مقالهای که این مطلب از روی آن نوشته شده، تحقیقی را مطرح میکند که به همراه تیم تحقیقاتی خود انجام داده است. در این تحقیق به 49 دانشجو تعاریف و مثالهایی از سیاستهای کلان و سیاستهای خرد داده و سپس از آنها خواسته شد چهار موقعیت سیاسی را با توجه به این دو نوع سیاست در یک پاراگراف تعریف کنند. تیم تحقیقاتی از یک writing sample analyzer استفاده کرد و نتایج به دست آمده نشان داد نوشتههایی که دربارهی موقعیتهای سطح خرد بودند، خواناتر و قابل فهمتر بودند. بنابراین به نظر میرسد نوشتن درمورد سیاستهای خرد و درنتیجه فکر کردن به آنها برای ما آسانتر است. ذهن انسان برای حل مسائل سیاسی در سطح کلان تکامل نیافته و دانش روانشناسی تکاملی باید به طور جدی در سیاست هم مانند حوزههای آموزش و سلامت روانی به کار گرفته شود.
🔗 منبع: psychologytoday
🖋 نویسنده: یاسمین موسوی حبیبی
#مقاله
@evolps
• پادکست •
قسمت سوم
از جمله مشکلات شبه علمهای امروزی
پارادوکس حیات – تبین تکاملی خودکشی
آیا تکاملگرایی باعث فساد اخلاقیات میگردد؟
معرفی کتاب
#ایکست
#پادکست
برای گوش کردن به این قسمت میتوانید به لینکهای زیر مراجعه کنید:
ساوند کلاود | کست باکس | اپل پادکستز
شنیدن و خواندن متن این قسمت در سایت رسمی ایوالپس
@evolps
قسمت سوم
از جمله مشکلات شبه علمهای امروزی
پارادوکس حیات – تبین تکاملی خودکشی
آیا تکاملگرایی باعث فساد اخلاقیات میگردد؟
معرفی کتاب
#ایکست
#پادکست
برای گوش کردن به این قسمت میتوانید به لینکهای زیر مراجعه کنید:
ساوند کلاود | کست باکس | اپل پادکستز
شنیدن و خواندن متن این قسمت در سایت رسمی ایوالپس
@evolps
📑 ما برای جهان دیجیتالی تکامل پیدا نکردهایم
دو میلیون سال تکامل به ما کمک کرده است تا بتوانیم با چالشهایی که محیطمان به ما عرضه میکند، رو به رو شویم. دو میلیون سال برای اینکه بتوانیم روی دوپا راه برویم و زمین را تسخیر کنیم. اما ما برای رو به رو شدن با چالشهای جهان دیجیتالیای که در طول دو دههی گذشته با چنان سرعتی پیشرفت کرده که به فرایند تکامل اجازه ایجاد تغییرات لازم را نداده است، آماده نیستیم.
تمایل به کنترل کردن شرایط و محیط پیرامونمان یکی از مهمترین سازگاریهای ماست چراکه توانایی پیشبینی کردن اتفاقات محیط اطرافمان نقش مهمی در بقای ما داشته است. بنابراین ما به از دست دادن کنترل روی اتفاقاتی که برایمان میافتد واکنش شدیدی نشان میدهیم. واکنشی که با پاسخهای فیزیولوژیکی خودکار مثل بالا رفتن ضربان قلب همراه است و فرقی هم نمیکند که این کنترل از دست رفته در مورد طلاق باشد یا یک مصاحبهی کاری.
فاکتور مشترک تمام موقعیتهایی که در آنها احساس عدم کنترل داریم، ناتوانی در پیشبینی شرایط است. که خب از نظر تکاملی این بدترین سناریو است. بقای اجداد ما به پیشبینیکردن اتفاقات قریبالوقوع محیط اطرافمان وابسته بوده است.
در محیط دیجیتالی موقعیتهای زیادی اتفاق میافتد که ما در آنها احساس عدم کنترل داریم. برای مثال یک سازمان خبری جهانی برای بیشتر ترویج دادن محتوای یک ویدیو در سایتشان، گزینهای را فعال کردند که ویدیو را به صورت خودکار با باز شدن صفحهی مربوطه پخش میکرد. اما این استراتژی کمک چندانی به دیده شدن بیشتر ویدیو نکرد. با وجود محتوای جذاب ویدئو ۹۰ درصد بازدیدکنندهها فورا پخش ویدیو را قطع کرده بودند. چیزی که این سازمان نادیده گرفته بود نیاز اساسی ما به کنترل داشتن بود. وقتی انتظار داریم وارد سایتی شویم و بدون سر و صدا مطلبی بخوانیم و یک دفعه ویدیویی پخش میشود، پاسخ فوری ما بازگرداندن کنترل روی محیط است که با کلیک کردن روی دو خط موازی آیکن استاپ انجام میشود. جالب این که با در نظر گرفتن این موضوع و حذف پخش خودکار، آمار پخش این ویدیو ۶۰ درصد افزایش پیدا کرد.
بله پخش شدن یک ویدیو تهدیدی برای بقای ما نیست ولی مغز ما هنوز این موضوع را یاد نگرفته است. تکامل برای ایجاد تغییر نیاز به زمان دارد.
نمونهی دیگری که در دنیای دیجیتال احساس عدم کنترل ایجاد میکند صفحات طولانی وبی هستند که به نظر اسکرول کردن آنها هیچوقت تمام نمیشود. مردم در چنین موقعیتی واکنشهایی مشابه زمانی که راهشان را در یک محیط فیزیکی ناآشنا گم میکنند نشان میدهند.
در یک راه فیزیکی استاندارد ما نشانههایی داریم که به ما کمک میکنند بفهمیم در کجا قرار داریم. در فضای وب هم منوهای ناوبری (navigation bars) همین کاربرد را دارند. وجود منوی ناوبری حتی در صورتی که از آن استفاده نشود درصد اسکرول کردن را بالا میبرد.
در دنیای فیزیکی کلید باز و بسته کردن در، در آسانسورها هم همین هدف را دارد. ایجاد احساس کنترل روی محیط برای کاربران.
🔗 منبع: psychologytoday
🖋 نویسنده: یاسمین موسوی حبیبی
#مقاله
@evolps
دو میلیون سال تکامل به ما کمک کرده است تا بتوانیم با چالشهایی که محیطمان به ما عرضه میکند، رو به رو شویم. دو میلیون سال برای اینکه بتوانیم روی دوپا راه برویم و زمین را تسخیر کنیم. اما ما برای رو به رو شدن با چالشهای جهان دیجیتالیای که در طول دو دههی گذشته با چنان سرعتی پیشرفت کرده که به فرایند تکامل اجازه ایجاد تغییرات لازم را نداده است، آماده نیستیم.
تمایل به کنترل کردن شرایط و محیط پیرامونمان یکی از مهمترین سازگاریهای ماست چراکه توانایی پیشبینی کردن اتفاقات محیط اطرافمان نقش مهمی در بقای ما داشته است. بنابراین ما به از دست دادن کنترل روی اتفاقاتی که برایمان میافتد واکنش شدیدی نشان میدهیم. واکنشی که با پاسخهای فیزیولوژیکی خودکار مثل بالا رفتن ضربان قلب همراه است و فرقی هم نمیکند که این کنترل از دست رفته در مورد طلاق باشد یا یک مصاحبهی کاری.
فاکتور مشترک تمام موقعیتهایی که در آنها احساس عدم کنترل داریم، ناتوانی در پیشبینی شرایط است. که خب از نظر تکاملی این بدترین سناریو است. بقای اجداد ما به پیشبینیکردن اتفاقات قریبالوقوع محیط اطرافمان وابسته بوده است.
در محیط دیجیتالی موقعیتهای زیادی اتفاق میافتد که ما در آنها احساس عدم کنترل داریم. برای مثال یک سازمان خبری جهانی برای بیشتر ترویج دادن محتوای یک ویدیو در سایتشان، گزینهای را فعال کردند که ویدیو را به صورت خودکار با باز شدن صفحهی مربوطه پخش میکرد. اما این استراتژی کمک چندانی به دیده شدن بیشتر ویدیو نکرد. با وجود محتوای جذاب ویدئو ۹۰ درصد بازدیدکنندهها فورا پخش ویدیو را قطع کرده بودند. چیزی که این سازمان نادیده گرفته بود نیاز اساسی ما به کنترل داشتن بود. وقتی انتظار داریم وارد سایتی شویم و بدون سر و صدا مطلبی بخوانیم و یک دفعه ویدیویی پخش میشود، پاسخ فوری ما بازگرداندن کنترل روی محیط است که با کلیک کردن روی دو خط موازی آیکن استاپ انجام میشود. جالب این که با در نظر گرفتن این موضوع و حذف پخش خودکار، آمار پخش این ویدیو ۶۰ درصد افزایش پیدا کرد.
بله پخش شدن یک ویدیو تهدیدی برای بقای ما نیست ولی مغز ما هنوز این موضوع را یاد نگرفته است. تکامل برای ایجاد تغییر نیاز به زمان دارد.
نمونهی دیگری که در دنیای دیجیتال احساس عدم کنترل ایجاد میکند صفحات طولانی وبی هستند که به نظر اسکرول کردن آنها هیچوقت تمام نمیشود. مردم در چنین موقعیتی واکنشهایی مشابه زمانی که راهشان را در یک محیط فیزیکی ناآشنا گم میکنند نشان میدهند.
در یک راه فیزیکی استاندارد ما نشانههایی داریم که به ما کمک میکنند بفهمیم در کجا قرار داریم. در فضای وب هم منوهای ناوبری (navigation bars) همین کاربرد را دارند. وجود منوی ناوبری حتی در صورتی که از آن استفاده نشود درصد اسکرول کردن را بالا میبرد.
در دنیای فیزیکی کلید باز و بسته کردن در، در آسانسورها هم همین هدف را دارد. ایجاد احساس کنترل روی محیط برای کاربران.
🔗 منبع: psychologytoday
🖋 نویسنده: یاسمین موسوی حبیبی
#مقاله
@evolps
نشریه_روانشناسی_تکاملی،_دوره_اول،.pdf
13.6 MB
• روانشناسی تکاملی (قدم اول) •
یکی از بهترین کتابها برای شروع مطالعات در حیطهی روانشناسی تکاملی است. که توسط فرهاد عزیز به صورت صوتی هم اکنون در کانال خوانش کتاب برای انسان خردمند موجود است:
https://xn--r1a.website/homosapiensfa/486
@Homosapiensfa
@Evolps
یکی از بهترین کتابها برای شروع مطالعات در حیطهی روانشناسی تکاملی است. که توسط فرهاد عزیز به صورت صوتی هم اکنون در کانال خوانش کتاب برای انسان خردمند موجود است:
https://xn--r1a.website/homosapiensfa/486
@Homosapiensfa
@Evolps
📑 هشتگ I see faces
میشود گفت انسانها استعداد خاصی در پیدا کردن الگوها دارند. ما تقریبا در همه چیز حتی در چروکهای لباس، ابرها، خطوط روی سرامیک هم الگو پیدا میکنیم. این ویژگی بخش مهمی از فرایند یادگیری و تصمیمگیری است.
اما زمانی که هیچ الگویی وجود ندارد چطور؟ شرمر(Shermer) در کتاب how we believe میگوید مغز ما به عنوان یک ماشین تشخیص الگو تکامل پیدا کرده است. یعنی برای هر الگویی که در طبیعت میبینیم یا فکر میکنیم که میبینیم، معنایی پیدا میکند. اما گاهی اوقات پشت این الگوها چیزی نیست جز شانس.
تشخیص الگو در بقا و تولیدمثل اجداد ما نقش به سزایی داشته است. از نظر تکامل دیدن الگو وقتی الگویی در کار نیست بهتر از ندیدن الگو است وقتی الگویی واقعا وجود دارد. برای مثال دو سناریوی زیر را در نظر بگیرید:
خطای مثبت شناسایی: َشما صدای بلندی را در بیشهها میشنوید و تصور میکنید که پشت آنها یک ببر کمین کرده و بنابراین فرار میکنید. بعدا میفهمید که صدا نتیجهی وزش باد بوده است.
خطای منفی شناسایی: شما صدای بلندی در بیشهها میشنوید و تصور میکنید که صدای باد است و فرار نمیکنید در حالی که پشت آنها واقعا یک ببر پنهان شده است.
در سناریوی اول بهایی که شما میپردازید فقط صرف اندکی انرژی اضافی است اما بهای سناریوی دوم جان شما است. البته در جوامع امروزی زمینهها و پیامدهای این خطاها متفاوت اند.
چند نمونه از خطاهای تشخیص الگو:
• باورهای خرافی
• spotlight effect (این باور که همه به من نگاه میکنند.)
• دیدن چهره در اشیاء مختلف
• تئوریهای توطئه (conspiracy theories)
• همبستگی فریبنده (illusory correlation)
• توهم کنترل (illusion of control)
تحقیقات نشان داده است اگر مردم باور داشته باشند دو متغیر با هم همبستگی دارند، بین دادهها، حتی وقتی هیچ ارتباطی نباشد، میتوانند ارتباط پیدا کنند. این خطا همبستگی فریبنده نام دارد. حتی محققین هم ممکن است مرتکب این خطا شوند.
در یک تحقیق لنگر(Langer) خطای توهم کنترل (این باور که مهارتهای شخصی میتوانند روی پیامدهایی که کاملا شانسی هستند تاثیر بگذارند) را آزمایش کرد. او به دو کارمند از دو شرکت متفاوت تعدادی بلیت لاتاری داد و از آنها خواست که بلیتها را به همکارانشان بفروشند. به برخی از کارمندان گفته شد میتوانند شماره بلیت را خودشان انتخاب کنند درحالی که به برخی دیگر بلیتها بدون داشتن حق انتخاب داده میشد. وقتی آن دو کارمند روز بعد خواستند همان بلیتها را دوباره از همکارانشان بخرند، اشخاصی که شمارهها را خودشان انتخاب کرده بودند چهار برابر قیمت خریداری شده را پیشنهاد کردند.
توانایی تشخیص الگو در خیلی از موارد به ما کمک میکند و بخشی ضروری از زندگی ماست. اما گاهی هم ممکن است موجب اشتباه در تصمیمگیریهایمان شود.
🔗 منبع: psychcentral
🖋 نویسنده: یاسمین موسوی حبیبی
#مقاله
@evolps
میشود گفت انسانها استعداد خاصی در پیدا کردن الگوها دارند. ما تقریبا در همه چیز حتی در چروکهای لباس، ابرها، خطوط روی سرامیک هم الگو پیدا میکنیم. این ویژگی بخش مهمی از فرایند یادگیری و تصمیمگیری است.
اما زمانی که هیچ الگویی وجود ندارد چطور؟ شرمر(Shermer) در کتاب how we believe میگوید مغز ما به عنوان یک ماشین تشخیص الگو تکامل پیدا کرده است. یعنی برای هر الگویی که در طبیعت میبینیم یا فکر میکنیم که میبینیم، معنایی پیدا میکند. اما گاهی اوقات پشت این الگوها چیزی نیست جز شانس.
تشخیص الگو در بقا و تولیدمثل اجداد ما نقش به سزایی داشته است. از نظر تکامل دیدن الگو وقتی الگویی در کار نیست بهتر از ندیدن الگو است وقتی الگویی واقعا وجود دارد. برای مثال دو سناریوی زیر را در نظر بگیرید:
خطای مثبت شناسایی: َشما صدای بلندی را در بیشهها میشنوید و تصور میکنید که پشت آنها یک ببر کمین کرده و بنابراین فرار میکنید. بعدا میفهمید که صدا نتیجهی وزش باد بوده است.
خطای منفی شناسایی: شما صدای بلندی در بیشهها میشنوید و تصور میکنید که صدای باد است و فرار نمیکنید در حالی که پشت آنها واقعا یک ببر پنهان شده است.
در سناریوی اول بهایی که شما میپردازید فقط صرف اندکی انرژی اضافی است اما بهای سناریوی دوم جان شما است. البته در جوامع امروزی زمینهها و پیامدهای این خطاها متفاوت اند.
چند نمونه از خطاهای تشخیص الگو:
• باورهای خرافی
• spotlight effect (این باور که همه به من نگاه میکنند.)
• دیدن چهره در اشیاء مختلف
• تئوریهای توطئه (conspiracy theories)
• همبستگی فریبنده (illusory correlation)
• توهم کنترل (illusion of control)
تحقیقات نشان داده است اگر مردم باور داشته باشند دو متغیر با هم همبستگی دارند، بین دادهها، حتی وقتی هیچ ارتباطی نباشد، میتوانند ارتباط پیدا کنند. این خطا همبستگی فریبنده نام دارد. حتی محققین هم ممکن است مرتکب این خطا شوند.
در یک تحقیق لنگر(Langer) خطای توهم کنترل (این باور که مهارتهای شخصی میتوانند روی پیامدهایی که کاملا شانسی هستند تاثیر بگذارند) را آزمایش کرد. او به دو کارمند از دو شرکت متفاوت تعدادی بلیت لاتاری داد و از آنها خواست که بلیتها را به همکارانشان بفروشند. به برخی از کارمندان گفته شد میتوانند شماره بلیت را خودشان انتخاب کنند درحالی که به برخی دیگر بلیتها بدون داشتن حق انتخاب داده میشد. وقتی آن دو کارمند روز بعد خواستند همان بلیتها را دوباره از همکارانشان بخرند، اشخاصی که شمارهها را خودشان انتخاب کرده بودند چهار برابر قیمت خریداری شده را پیشنهاد کردند.
توانایی تشخیص الگو در خیلی از موارد به ما کمک میکند و بخشی ضروری از زندگی ماست. اما گاهی هم ممکن است موجب اشتباه در تصمیمگیریهایمان شود.
🔗 منبع: psychcentral
🖋 نویسنده: یاسمین موسوی حبیبی
#مقاله
@evolps
👍1
دوره اول، شماره نهم.pdf
3 MB
• پادکست •
قسمت چهارم
تعریف و تشخیص شبه علمها
چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟ - زیباییشناسی با رویکرد روانشناسی تکاملی
تکامل مساوی با انتخاب طبیعی؟
معرفی کتاب
#ایکست
#پادکست
برای گوش کردن به این قسمت میتوانید از طریق لینک اقدام کنید.
@evolps
قسمت چهارم
تعریف و تشخیص شبه علمها
چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟ - زیباییشناسی با رویکرد روانشناسی تکاملی
تکامل مساوی با انتخاب طبیعی؟
معرفی کتاب
#ایکست
#پادکست
برای گوش کردن به این قسمت میتوانید از طریق لینک اقدام کنید.
@evolps
دوره اول، شماره دهم.pdf
14 MB
Evolps
دوره اول، شماره دهم.pdf
• ارزیابی نشریه •
سلام دوستان، همون طور که میدونید نشریه دورهی اول ما به پایان رسید. ما در حال برنامه ریزی برای دورهی دوم نشریه هستیم. طبعا برای رشد و پیشرفت نیاز به همراهی شما داریم. در نتیجه با پر کردن پرسشنامهی زیر ما را برای بهتر شدن همراهی کنید. پیشاپیش سپاس بیکران 🙏🏿🙏🏿
لینک: کلیک کنید.
#نشریه
@evolps
سلام دوستان، همون طور که میدونید نشریه دورهی اول ما به پایان رسید. ما در حال برنامه ریزی برای دورهی دوم نشریه هستیم. طبعا برای رشد و پیشرفت نیاز به همراهی شما داریم. در نتیجه با پر کردن پرسشنامهی زیر ما را برای بهتر شدن همراهی کنید. پیشاپیش سپاس بیکران 🙏🏿🙏🏿
لینک: کلیک کنید.
#نشریه
@evolps
Google Docs
نشریه روانشناسی تکاملی (دوره اول)
به فرم نظرسنجی نشریه روانشناسی تکاملی خوش آمدید.
پر کردن هیچ کدام از فیلدها برای ثبت نظرتان ضروری نیست. هر بخش را که تمایل داشتید، پر کنید. ما از پر شدن حتا یک فیلد هم خوشحال میشویم. حال خودتان میزان شادی ما را وقتی تمامش پر میشود، بسنجید.
پر کردن هیچ کدام از فیلدها برای ثبت نظرتان ضروری نیست. هر بخش را که تمایل داشتید، پر کنید. ما از پر شدن حتا یک فیلد هم خوشحال میشویم. حال خودتان میزان شادی ما را وقتی تمامش پر میشود، بسنجید.
با این که نیاز به کنترل متغیرها بسیار زیادی هست و به این سادگی نمیشود ارزیابی کرد اما… شما برای رابطه کدام فرد را انتخاب میکنید؟
Anonymous Poll
32%
من آقا هستم و حاضرم با خانمی با گرایش همجنس خواهانه رابطه برقرار کنم.
26%
من آقا هستم و حاضر نیستم با همچین خانمی رابطه برقرار کنم.
7%
من خانم هستم و حاضرم با آقایی با گرایش همجنس خواهانه رابطه برقرار کنم.
34%
من خانم هستم و حاضر نیستم با همچین آقایی رابطه برقرار کنم.