زندگی است دیگر ... !
پر از
"حرف های نزده"
روزهای طاقت فرسا
خیالات مبهم
و درک مشکلات
اما
هنوز مشکلی وجود دارد...
هنوزم
خوشی های ساده
و خیالات را درک نمیکنم
مگر تا کی؟
باید قربانی
این شیوه جنونی باشم؟
دیگر حتی به سایه ام
اعتماد ندارم
چیزی که
حتی در تاریکی مرا
تنها میگذارد.
تکرار های مداوم
به زندگی
تک به تک
سوق داده میشوند...
و مرا
"روز به روز"
تنها تر میکنند ! @Distortedhuman
پر از
"حرف های نزده"
روزهای طاقت فرسا
خیالات مبهم
و درک مشکلات
اما
هنوز مشکلی وجود دارد...
هنوزم
خوشی های ساده
و خیالات را درک نمیکنم
مگر تا کی؟
باید قربانی
این شیوه جنونی باشم؟
دیگر حتی به سایه ام
اعتماد ندارم
چیزی که
حتی در تاریکی مرا
تنها میگذارد.
تکرار های مداوم
به زندگی
تک به تک
سوق داده میشوند...
و مرا
"روز به روز"
تنها تر میکنند ! @Distortedhuman
و اگر فکر می کنی
عـــاشق ،
عشقش را که داشته باشد
دنیایی را دارد ،
اشتباه کرده ای. . .
آدم عاشق ،
تنهاترین است .
چه در کنار یار ،
چه در خیــال یـــار ...
@Distortedhuman
عـــاشق ،
عشقش را که داشته باشد
دنیایی را دارد ،
اشتباه کرده ای. . .
آدم عاشق ،
تنهاترین است .
چه در کنار یار ،
چه در خیــال یـــار ...
@Distortedhuman
هاج و واج , در جایگاه زندگی
سوختگیری میکنیم , با نفس تنگی هایمان سر از خاک در می آوریم و تن به رو در رویی با زندگی میدهیم...
در جایی خواندم :
" بچه که بودیم بستنی مان را گاز میزدند قیامت به پا میکردیم , چه ساده بزرگ شدیم! زندگیمان را گاز میزنند تنها میخندیم..."
@Distortedhuman
سوختگیری میکنیم , با نفس تنگی هایمان سر از خاک در می آوریم و تن به رو در رویی با زندگی میدهیم...
در جایی خواندم :
" بچه که بودیم بستنی مان را گاز میزدند قیامت به پا میکردیم , چه ساده بزرگ شدیم! زندگیمان را گاز میزنند تنها میخندیم..."
@Distortedhuman
چـه شـرورانه در لجـنزار افـکارَم رهـایَـم کردنـد تـا ثـانیه بـه ثـانیـه بـه خزان خـویش فـکر کنم !
و " افسـوس " تنـها کلـمه یست کــه مـرد بیـمــار زمــزمـه مـیـکـنـد !
و ایـنگونه بــود کِ کـام آخـر بِ کــام دنــیا بــود نـه مـن
@Distortedhuman
و " افسـوس " تنـها کلـمه یست کــه مـرد بیـمــار زمــزمـه مـیـکـنـد !
و ایـنگونه بــود کِ کـام آخـر بِ کــام دنــیا بــود نـه مـن
@Distortedhuman
سکوت کرده بودم
ای کاش ناشنوا بودم
حرف ها را نشنیده بودم
تک تک ناسزا هایی
را که هم زمان
با لبخند شنیدم
نمیدانم !
شاید کمبود از من بود؟
یا آنها؟
یا حسودی آنها؟
یا واقعا مشکلی داشته ام؟!!
هیچ فرقی نخواهد کرد !
تا زمانی که
در گوشه ای نشسته ای
"زبان" خود را نگه داری
و بیشتر "بشنوی" !
سعی کنیم , یاد بگیریم
بیشتر به حرفهای
"دیگران"
گوش کنیم!
و قبل از دادن "نظر"
فکر کنیم . . . @Distortedhuman
ای کاش ناشنوا بودم
حرف ها را نشنیده بودم
تک تک ناسزا هایی
را که هم زمان
با لبخند شنیدم
نمیدانم !
شاید کمبود از من بود؟
یا آنها؟
یا حسودی آنها؟
یا واقعا مشکلی داشته ام؟!!
هیچ فرقی نخواهد کرد !
تا زمانی که
در گوشه ای نشسته ای
"زبان" خود را نگه داری
و بیشتر "بشنوی" !
سعی کنیم , یاد بگیریم
بیشتر به حرفهای
"دیگران"
گوش کنیم!
و قبل از دادن "نظر"
فکر کنیم . . . @Distortedhuman
در قمار زندگی چه سنگین به جنونم باختم که تا ابد زندانی زندان افسوس شدم
و چه شرورانه در لجنزار افکارم رهایم کردی تا ثانیه به ثانیه به خزان تو فکر کنم.
امروز دیگر همه چیز رنگ اشکای توست .
و افسوس تنها کلمه یست که مرد بیمار زمزمه میکند ،
و اینگونه بود ک کام آخر ب کام دنیا بود نه من . . . @Distortedhuman
و چه شرورانه در لجنزار افکارم رهایم کردی تا ثانیه به ثانیه به خزان تو فکر کنم.
امروز دیگر همه چیز رنگ اشکای توست .
و افسوس تنها کلمه یست که مرد بیمار زمزمه میکند ،
و اینگونه بود ک کام آخر ب کام دنیا بود نه من . . . @Distortedhuman
هربار که خـــودم را به امیدِ تناسـخ در شخصــیتی بدیع، و قابل تــامل و مراودات عاطفی کشتم،
آینه در برابرم ظاهر شد و
با نامیدی چیزی جز مسـخ واژه ها و
حجمه ی پیکرم را بمن نشان نداد . . . @Distortedhuman
آینه در برابرم ظاهر شد و
با نامیدی چیزی جز مسـخ واژه ها و
حجمه ی پیکرم را بمن نشان نداد . . . @Distortedhuman
بنگر به رخسار ترد و خشکیده ی او
و دست های چروکیده اش
چه زجرها را تجربه نکرد و چه آسوده نای خود را برایت خرج کرد...
آسوده خوابید و آسوده نزیست...
و تو تنها با رفتار اهانت آمیزت , به او تجلی مرگ دادی...
@Distortedhuman
و دست های چروکیده اش
چه زجرها را تجربه نکرد و چه آسوده نای خود را برایت خرج کرد...
آسوده خوابید و آسوده نزیست...
و تو تنها با رفتار اهانت آمیزت , به او تجلی مرگ دادی...
@Distortedhuman