@Distortedhuman
به امید داشتن ادامه دادم
به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم
ادامه دادم تو را هرشب تا صبح
تو را در ترانههای امّکلثوم
تو را در شعرها
تو را در گیجیِ گلدانِ علف
در بندِ ساعتِ جیبی
که به سهِ بعد از نیمهشب میرسید
ادامه دادم تو را
در بیتفاوتیِ چهرهات
بر سپیدیِ قمیص
ادامه دادم تو را
در قبرستان خواجهاباصلت
عزیزم!
اصراری در لبخند تو بود
که دوست نداشت با تو بمیرد...
#جواد_گنجعلی
https://xn--r1a.website/Distortedhuman
به امید داشتن ادامه دادم
به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم
ادامه دادم تو را هرشب تا صبح
تو را در ترانههای امّکلثوم
تو را در شعرها
تو را در گیجیِ گلدانِ علف
در بندِ ساعتِ جیبی
که به سهِ بعد از نیمهشب میرسید
ادامه دادم تو را
در بیتفاوتیِ چهرهات
بر سپیدیِ قمیص
ادامه دادم تو را
در قبرستان خواجهاباصلت
عزیزم!
اصراری در لبخند تو بود
که دوست نداشت با تو بمیرد...
#جواد_گنجعلی
https://xn--r1a.website/Distortedhuman
از تیمارستان می ترسیدم.
از راهروهای سرد و بی نورش می ترسیدم .
از آدمایی که بی حالت روزی ١٠٠ بار راهرو رو سر وته میکردند میترسیدم .
از اصطلاحات و قرصای روانیا می ترسیدم .
از صدای نعره های بیمارا می ترسیدم
از بی تفاوتی پرستارا می ترسیدم .
وحالا . . .
خودم . . . @Distortedhuman
از راهروهای سرد و بی نورش می ترسیدم .
از آدمایی که بی حالت روزی ١٠٠ بار راهرو رو سر وته میکردند میترسیدم .
از اصطلاحات و قرصای روانیا می ترسیدم .
از صدای نعره های بیمارا می ترسیدم
از بی تفاوتی پرستارا می ترسیدم .
وحالا . . .
خودم . . . @Distortedhuman
تو تیمارستان ام هنوز
لحظات سختی سپری میشن . . . منظورم زمانِ
زمانی که خیلی از آدما آرزو میکنن که سریعتر بگذره حالا به هر دلیلی . . .
اما نمیدونیم همین گذر زمان ی موقع منجر به مرگ میشه...و خیلی چیزا تو زندگی میمونن که ازشون غافل موندیم شاید هم نــه . . .
زمان خیلی بی رحمه کافیه فقط یه دِیقه فکر کنی تا بفهمی منظورم چیــه
حیف که نمیشه جلوشو گرفت
خیلی حرفا واسه گفتن هس ولی اصن حس نوشتن نیست بمونه واسه بعد . . .
#وراجی_های_ذهن_یک_وسواسی
@Distortedhuman
لحظات سختی سپری میشن . . . منظورم زمانِ
زمانی که خیلی از آدما آرزو میکنن که سریعتر بگذره حالا به هر دلیلی . . .
اما نمیدونیم همین گذر زمان ی موقع منجر به مرگ میشه...و خیلی چیزا تو زندگی میمونن که ازشون غافل موندیم شاید هم نــه . . .
زمان خیلی بی رحمه کافیه فقط یه دِیقه فکر کنی تا بفهمی منظورم چیــه
حیف که نمیشه جلوشو گرفت
خیلی حرفا واسه گفتن هس ولی اصن حس نوشتن نیست بمونه واسه بعد . . .
#وراجی_های_ذهن_یک_وسواسی
@Distortedhuman
اینگونه محو خواهی شد
زمانی که پریشانی ها به ندرت
بوی آزادی را از تن خشک و خسته تو
ترجیح دهند
زمانی خواهد بود و خواهد آمد
که تنها وجود طرد شده تو
مانند آب سردی بر سر و روی دیگران پاشیده خواهد شد
شاید خیلی زود و یا شاید هرگز
و یا فراتر از هرگز ...
خواهد آمد . . . @Distortedhuman
زمانی که پریشانی ها به ندرت
بوی آزادی را از تن خشک و خسته تو
ترجیح دهند
زمانی خواهد بود و خواهد آمد
که تنها وجود طرد شده تو
مانند آب سردی بر سر و روی دیگران پاشیده خواهد شد
شاید خیلی زود و یا شاید هرگز
و یا فراتر از هرگز ...
خواهد آمد . . . @Distortedhuman
...
زمان مرگ
زمانی که
تک تک آرزوهایم
را با خود به قبر میبرم
و زمانی که
فراموشی
راه حل آزادی
این جسم متعفن
و پوسیده است
خاطرات را
به یاد می آورم
خاطراتی که
همیشه سعی بر
فراموشی آنها
داشته ام , حالا
مانند سایه ام
هیچ وقت مرا تنها
نمیگذارند...
آری بازنده ام
@Distortedhuman
زمان مرگ
زمانی که
تک تک آرزوهایم
را با خود به قبر میبرم
و زمانی که
فراموشی
راه حل آزادی
این جسم متعفن
و پوسیده است
خاطرات را
به یاد می آورم
خاطراتی که
همیشه سعی بر
فراموشی آنها
داشته ام , حالا
مانند سایه ام
هیچ وقت مرا تنها
نمیگذارند...
آری بازنده ام
@Distortedhuman
این روزها
نقشه های شکست خورده خود را
در گوشه ای قرار میدهم
و به تک تک اصول و قوائدی
که آن روزها در سر پرورانده بودم
پوزخنده میزنم
که چه ساده نقشه هایی که
زمانی آرزوی پایدار و
پایبند این مغز متعفن بوده اند
این روزها
مانند روزنامه های مچاله شده ای
در جوی آب
به فراموشی سپرده میشوند
@Distortedhuman
نقشه های شکست خورده خود را
در گوشه ای قرار میدهم
و به تک تک اصول و قوائدی
که آن روزها در سر پرورانده بودم
پوزخنده میزنم
که چه ساده نقشه هایی که
زمانی آرزوی پایدار و
پایبند این مغز متعفن بوده اند
این روزها
مانند روزنامه های مچاله شده ای
در جوی آب
به فراموشی سپرده میشوند
@Distortedhuman