در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این درددهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمرند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند . . . @Distortedhuman
دیوانه ها را نمیشناسید ! کسی دیوانه نیست در این دنیا ! فقط شکست خورده هایی از افکار خود هستند که دنیای بیرون را فراموش کردند . . . @Distortedhuman
گاهي خوابت را ميبينم
بيصدا
بيتصوير
مثلِ ماهي در آبهاي تاريک
که لب ميزند و
معلوم نيست
حبابها کلمهاند
يا بوسههايي از دلتنگي...
@Distortedhuman
بيصدا
بيتصوير
مثلِ ماهي در آبهاي تاريک
که لب ميزند و
معلوم نيست
حبابها کلمهاند
يا بوسههايي از دلتنگي...
@Distortedhuman
بگذار سکوت قانون زندگی من باشد وقتی واژه ها درد را نمی فهمن
بر من مدم ، خاکسترم گر به باد رود سرخی ام را تاب نخواهی آورد
بگذار گمان کنی خاموشم . . . @Distortedhuman
بر من مدم ، خاکسترم گر به باد رود سرخی ام را تاب نخواهی آورد
بگذار گمان کنی خاموشم . . . @Distortedhuman
کنار پنجره سیگار میکشید . . .
خسته بود . . .
آنقدر خسته بود که یادش رفت بعد از آخرین پوک ،
سیگار را به پایین پرت کند نه خودش را . . . @Distortedhuman
خسته بود . . .
آنقدر خسته بود که یادش رفت بعد از آخرین پوک ،
سیگار را به پایین پرت کند نه خودش را . . . @Distortedhuman