آرامگهِ شاخه گلی بوده شبی
آغوشِ مرا طواف میباید کرد
#طالب_آملی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
آغوشِ مرا طواف میباید کرد
#طالب_آملی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤6
Forwarded from شعروصدای "جواد گنجعلی"
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
باد دلتنگ آخر شهریور بودی؛
دفعتا آمدی
لباسهای پشمی را در گنجه جُستی
و چون خزان از ساقهایم بالا خزیدی
رنگ دنیایم را عوض کردی
همه چیزم را به باد دادی
و خیلی زود
در اولین برف گم شدی
رهایم کردی
چون دبستان متروکهای
که شیشههایش را سنگ زده باشند...
#صدای_شاعر
#جواد_گنجعلی
#بیتفاوتیدرنورزرد
#پاییز
@Javadganjali1
دفعتا آمدی
لباسهای پشمی را در گنجه جُستی
و چون خزان از ساقهایم بالا خزیدی
رنگ دنیایم را عوض کردی
همه چیزم را به باد دادی
و خیلی زود
در اولین برف گم شدی
رهایم کردی
چون دبستان متروکهای
که شیشههایش را سنگ زده باشند...
#صدای_شاعر
#جواد_گنجعلی
#بیتفاوتیدرنورزرد
#پاییز
@Javadganjali1
👏5❤4💔1
❤5👌1
مجوز نگهداری رادیو در منزل
۱۳۱۹
گویا همیشه راهی برای آزار و ارعاب مردم وجود داشته
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
۱۳۱۹
گویا همیشه راهی برای آزار و ارعاب مردم وجود داشته
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
💔8
.
زندگی شاید آن لحظهی مسدودیست
که نگاه من، در نینی چشمان تو خود را ویران میسازد
و در این حسی است
که من آن را با ادراکِ ماه و با دریافتِ ظلمت خواهم آمیخت.
#فروغ_فرخزاد
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
زندگی شاید آن لحظهی مسدودیست
که نگاه من، در نینی چشمان تو خود را ویران میسازد
و در این حسی است
که من آن را با ادراکِ ماه و با دریافتِ ظلمت خواهم آمیخت.
#فروغ_فرخزاد
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤🔥7❤1
صبور
مانند درختی که در آتش میسوزد
و توان گریختن ندارد!
حیرت زده مانند گوزنی که
شاخهای بلند
در شاخه، گرفتارش کردهاند...!
همهٔ این روزها این چنینیم!
#شمس_لنگرودی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
مانند درختی که در آتش میسوزد
و توان گریختن ندارد!
حیرت زده مانند گوزنی که
شاخهای بلند
در شاخه، گرفتارش کردهاند...!
همهٔ این روزها این چنینیم!
#شمس_لنگرودی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
💔8❤3
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
.
عناوین کتابهای راه یافته به فهرست نهایی نامزدهای
«جایزه مستقل کتاب سال شعر هوا »
به انتخاب هنرمندان ✅
در بخش اصلی
ضمن سپاس از تمام ناشران و شاعران عزیز
لیست بر اساس حروف الفبا
اسب سالگی/ حیدر کاسبی/ نشر واج
تنهایی آدمها از کجا پیداست/ منیر ولیزاده/ نشر ایهام
خطر برخورد با تنهایی/علی عربی/ نشر اسین
زیستن بر لبه/ریحانه رسول زاده/ نشر نزدیکتر
مراتب زخم / حامد بشارتی/ نشر دوات معاصر
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
عناوین کتابهای راه یافته به فهرست نهایی نامزدهای
«جایزه مستقل کتاب سال شعر هوا »
به انتخاب هنرمندان ✅
در بخش اصلی
ضمن سپاس از تمام ناشران و شاعران عزیز
لیست بر اساس حروف الفبا
اسب سالگی/ حیدر کاسبی/ نشر واج
تنهایی آدمها از کجا پیداست/ منیر ولیزاده/ نشر ایهام
خطر برخورد با تنهایی/علی عربی/ نشر اسین
زیستن بر لبه/ریحانه رسول زاده/ نشر نزدیکتر
مراتب زخم / حامد بشارتی/ نشر دوات معاصر
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
👏5👌1
اگر کسی مرا خواست
بگویید رفته بارانها را
تماشا کند
و اگر اصرار کرد
بگویید برای دیدن توفانها
رفته است
و اگر باز هم سماجت کرد
بگویید رفته است تا دیگر
باز نگردد.
#بیژن_جلالی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
بگویید رفته بارانها را
تماشا کند
و اگر اصرار کرد
بگویید برای دیدن توفانها
رفته است
و اگر باز هم سماجت کرد
بگویید رفته است تا دیگر
باز نگردد.
#بیژن_جلالی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤11💔2
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
بوتۀ ریواس روییده بر پرتگاه
با زَهرۀ ترکیدهاش
چهطعمی میتواند داشته باشد جز تلخی؟
و این حکایت توست
بیهیچ میخانهای
عبوس و سرگران و مطیع
با خدایی متوقع!
هرگز ندیدم تصویر زنی از دیوارهایت آویخته باشد!
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
با زَهرۀ ترکیدهاش
چهطعمی میتواند داشته باشد جز تلخی؟
و این حکایت توست
بیهیچ میخانهای
عبوس و سرگران و مطیع
با خدایی متوقع!
هرگز ندیدم تصویر زنی از دیوارهایت آویخته باشد!
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
❤🔥11❤3
«- كُن صبورا.
+ إلى متى !؟
- إلى الأبد...!»
- صبور باش.
+ تا کی!؟
- تا ابد...!
#محمود_درویش
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
+ إلى متى !؟
- إلى الأبد...!»
- صبور باش.
+ تا کی!؟
- تا ابد...!
#محمود_درویش
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤5💔5
در زندگي زخمهايی هست كه مثل خوره در انزوا روح را اهسته مي خورد و میتراشد.
اين دردها را نمیشود به كسی اظهار كرد چون عموما عادت دارند كه اين دردهاي باورنكردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر كسی بگويد يا بنويسد مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي می كنند ان را با لبخند شكاك و تمسخراميز تلقی كنند.
زيرا بشر هنوز چاره و دوائي برايش پبدا نكرده و تنها داروي فراموشی توسط شراب و خواب مصنوعي به وسيلهٔ افيون و مواد مخدر است ولي افسوس كه تاثير اين گونه داروها موقت است و پس از مدتي به جاي تسكين بر شدت درد میافزايند...
#صادق_هدايت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
اين دردها را نمیشود به كسی اظهار كرد چون عموما عادت دارند كه اين دردهاي باورنكردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر كسی بگويد يا بنويسد مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي می كنند ان را با لبخند شكاك و تمسخراميز تلقی كنند.
زيرا بشر هنوز چاره و دوائي برايش پبدا نكرده و تنها داروي فراموشی توسط شراب و خواب مصنوعي به وسيلهٔ افيون و مواد مخدر است ولي افسوس كه تاثير اين گونه داروها موقت است و پس از مدتي به جاي تسكين بر شدت درد میافزايند...
#صادق_هدايت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤7❤🔥3
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
من از جدال زندگی بازمیگردم
و پاییز میداند
درختی که بر لبهٔ دنیا ایستاده است،
تکیهگاه مطمئنی نیست
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
و پاییز میداند
درختی که بر لبهٔ دنیا ایستاده است،
تکیهگاه مطمئنی نیست
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
💔10❤3
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
#خیام
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
#خیام
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤11👏4
لگد زدن به عزیزترین کَسانمان
اتفاقیست
که از شکم مادر شروع میشود.
#اجه_آیهان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
اتفاقیست
که از شکم مادر شروع میشود.
#اجه_آیهان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
💔11❤2
شتاب کردم که آفتاب بیاید
نیامد
دویدم از پیِ دیوانهای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش میریخت که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
#رضا_براهنی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
نیامد
دویدم از پیِ دیوانهای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش میریخت که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
#رضا_براهنی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤8
«اگر دیدی میان ویرانههای خانهای
گل سرخی قد کشیده است،
هرگز تعجب نکن:
ما اینطور دوام آوردیم.»
#مصعب_ابوتوهة
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
گل سرخی قد کشیده است،
هرگز تعجب نکن:
ما اینطور دوام آوردیم.»
#مصعب_ابوتوهة
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤12
من
پری کوچک غمگینی را
میشناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
مینوازد
آرام،
آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه
از یک بوسه به دنیا خواهد آمد!
#فروغ_فرخزاد
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
پری کوچک غمگینی را
میشناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
مینوازد
آرام،
آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه
از یک بوسه به دنیا خواهد آمد!
#فروغ_فرخزاد
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤11💔2
لذتی که از کار میماند از هیچ عشقی نمیماند. فقط با مرور زمان متوجه این مسئله خواهی شد. من همیشه فکر میکردم نهایت لذت روحی در عشق اتفاق میافتد، خیلی طول کشید که نظرم عوض شد البته آگاه و ناخودآگاه من نهایت لذت رو همیشه از کار بردهام اما یک وقتها یادم میرفت و گمراه میشدم! البته این تفاوت کار هنری با کارهای دیگر است.
#عباس_کیارستمی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
#عباس_کیارستمی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤9
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
به امید داشتن ادامه دادم
به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم
ادامه دادم تو را هرشب تا صبح
تو را در ترانههای امّکلثوم
تو را در شعرها
تو را در گیجیِ گلدانِ علف
در بندِ ساعتِ جیبی
که به سهِ بعد از نیمهشب میرسید
ادامه دادم تو را
در بیتفاوتیِ چهرهات
بر سپیدیِ قمیص
ادامه دادم تو را
در قبرستان خواجهاباصلت
عزیزم!
اصراری در لبخند تو بود
که دوست نداشت با تو بمیرد...
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم
ادامه دادم تو را هرشب تا صبح
تو را در ترانههای امّکلثوم
تو را در شعرها
تو را در گیجیِ گلدانِ علف
در بندِ ساعتِ جیبی
که به سهِ بعد از نیمهشب میرسید
ادامه دادم تو را
در بیتفاوتیِ چهرهات
بر سپیدیِ قمیص
ادامه دادم تو را
در قبرستان خواجهاباصلت
عزیزم!
اصراری در لبخند تو بود
که دوست نداشت با تو بمیرد...
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
❤7