چگونه فکر میکنی پنهانی
و به چشم نمی آیی؟
تو که قطره بارانی بر پیراهنم
دکمهٔ طلایی بر آستینم
کتاب کوچکی در دستانم
و زخم کهنهای بر گوشهٔ لبم
مردم از عطر لباسم میفهمند
که معشوقم تویی
از عطر تنم میفهمند که با من بودهای
از بازوی به خواب رفتهام میفهمند
که زیر سر تو بوده است
#نزار_قبانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
و به چشم نمی آیی؟
تو که قطره بارانی بر پیراهنم
دکمهٔ طلایی بر آستینم
کتاب کوچکی در دستانم
و زخم کهنهای بر گوشهٔ لبم
مردم از عطر لباسم میفهمند
که معشوقم تویی
از عطر تنم میفهمند که با من بودهای
از بازوی به خواب رفتهام میفهمند
که زیر سر تو بوده است
#نزار_قبانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤🔥11❤2
دوست داشتم از تو دروغ بشنوم
زیرا انسان
تنها زمانی دروغ میگوید
که ترس از دست دادن چیزی
او را آشفته کند.
#اورهان_پاموک
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
زیرا انسان
تنها زمانی دروغ میگوید
که ترس از دست دادن چیزی
او را آشفته کند.
#اورهان_پاموک
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
💔10❤1
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بردن اسم تو
آنقدر دهانم را شیرین میکند
که مورچهها بعد مرگ نامت را
از زبانم بگیرند و به لانه ببرند
میترسم بمیرم و کسی تو را نشناسد
و نداند این همه دیوانگی
در این درخت پرتقال برای که بود
نام تو، نام توست عزیزم!
غمی در حروف الفبا...
#جواد_گنجعلی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
آنقدر دهانم را شیرین میکند
که مورچهها بعد مرگ نامت را
از زبانم بگیرند و به لانه ببرند
میترسم بمیرم و کسی تو را نشناسد
و نداند این همه دیوانگی
در این درخت پرتقال برای که بود
نام تو، نام توست عزیزم!
غمی در حروف الفبا...
#جواد_گنجعلی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
❤🔥6💔3❤1👏1😢1
همه صيدها بكردى، هله، مير بار ديگر
سگ خويش را رها كن، كه كند شكار ديگر
همه غوطهها بخوردى، همه كارها بكردى
منشين زپاى یک دم، كه بمانْد كار ديگر
#مولانا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
سگ خويش را رها كن، كه كند شكار ديگر
همه غوطهها بخوردى، همه كارها بكردى
منشين زپاى یک دم، كه بمانْد كار ديگر
#مولانا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤20
باور کردم
سوگند به خوابهای جوان را باور کردم
بیگناهی پلکهای تو را
بیگناهی برگها را
که در نور سپید شدند
سوگند به هرچه سپیدیست
تنها سَرو خیانت کرد
که پذیرفتهء همهی فصلها بود.
#بیژن_الهی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
سوگند به خوابهای جوان را باور کردم
بیگناهی پلکهای تو را
بیگناهی برگها را
که در نور سپید شدند
سوگند به هرچه سپیدیست
تنها سَرو خیانت کرد
که پذیرفتهء همهی فصلها بود.
#بیژن_الهی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤7❤🔥3
#خیام
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤13
پاول: من هیچوقت نفهمیدم، چه کسایی عتیقه میخرن و این چیزا به چه دردشون می خوره.
آینز: کسایی که تو گذشته زندگی میکنن، کسایی که فکر می کنن اگه زودتر به دنیا میاومدن خوشبختتر بودن.
پاول: قبول دارم. نوستالژی در واقع یک جور فراره، فرار از درد های امروز.
نیمه شب در پاریس
#وودی_آلن
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
آینز: کسایی که تو گذشته زندگی میکنن، کسایی که فکر می کنن اگه زودتر به دنیا میاومدن خوشبختتر بودن.
پاول: قبول دارم. نوستالژی در واقع یک جور فراره، فرار از درد های امروز.
نیمه شب در پاریس
#وودی_آلن
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤10👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قول بده که خواهی آمد ، اما هرگز نیا!
اگر بیایی همه چیز خراب میشود.
دیگر نمیتوانم اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم.
من خو کردهام به این انتظار،
به این پرسه زدنها در اسکله و ایستگاه
اگر بیایی
من چشم به راه چه کسی بمانم؟
#رسول_یونان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
اگر بیایی همه چیز خراب میشود.
دیگر نمیتوانم اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم.
من خو کردهام به این انتظار،
به این پرسه زدنها در اسکله و ایستگاه
اگر بیایی
من چشم به راه چه کسی بمانم؟
#رسول_یونان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤7💔3
پس از تحمل آن همه درد،
کسی که به مقصد میرسد
دیگر همانی نیست
که به راه افتاده بود.
#هاکان_گوندای
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
کسی که به مقصد میرسد
دیگر همانی نیست
که به راه افتاده بود.
#هاکان_گوندای
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤10👌2💔2❤🔥1
در حقیقت تنگدستی مایهٔ دیوانگیست
در چمن، بید از غمِ بیحاصلی مَجنون شود...
#کلیم_کاشانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
در چمن، بید از غمِ بیحاصلی مَجنون شود...
#کلیم_کاشانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤19
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
لیست کامل کتابهای رقابت جایزه مستقل کتاب سال شعر هوا ✅
داوری اولیه آثار آغاز شده است ✅
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
داوری اولیه آثار آغاز شده است ✅
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
❤5👏1
کجاست سمت حیات ؟
من از کدام طرف
میرسم به یک هدهد ؟
و گوش کن
که همین حرف در تمام سفر
همیشه پنجره خواب را به هم میزد
چه چیز در همهٔ راه
زیر گوش تو میخواند ؟
درست فکر کن
کجاست هسته پنهان این ترنم مرموز؟
#سهراب_سپهری
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
من از کدام طرف
میرسم به یک هدهد ؟
و گوش کن
که همین حرف در تمام سفر
همیشه پنجره خواب را به هم میزد
چه چیز در همهٔ راه
زیر گوش تو میخواند ؟
درست فکر کن
کجاست هسته پنهان این ترنم مرموز؟
#سهراب_سپهری
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤11
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
روزگاری عاشق دختر جنگلبان بود
افرای نر
سعی کرد پایش به خانۀ آنها باز شود
مبل راحتی شد،
میز تحریر،
خلال دندان،
دورهگردی شد با دلِ چوبی...
ـ برای همین بوی خوشی میدهد
این کُندۀ درخت
که حالا دارد میسوزد ـ
#جواد_گنجعلی
#محسن_نامجو
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
روزگاری عاشق دختر جنگلبان بود
افرای نر
سعی کرد پایش به خانۀ آنها باز شود
مبل راحتی شد،
میز تحریر،
خلال دندان،
دورهگردی شد با دلِ چوبی...
ـ برای همین بوی خوشی میدهد
این کُندۀ درخت
که حالا دارد میسوزد ـ
#جواد_گنجعلی
#محسن_نامجو
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
❤12
«نمیدانم آیا میتوانم سرم را بر شانههای شما بگذارم و اشک بریزم؟
با دستهای فرو افتاده و رخوتِ خوابآوری که از پس آن همه خستگی به سراغ آدم میآید، به شما پناه بیاورم؛ در حالی که سخت مرا بغل زدهاید و گرمای تن خود را به من وا میگذارید؛ گاهی با دو انگشت میانی هر دو دست نوازشم کنید و دندههایم را بشمارید که ببینید کدامش یکی کم است؛ و گاه که به خود میآیید با کف دستها به پشتم بزنید، آرام؟
بیآنکه کلامی حرف بزنید یا به ذهنتان خطور کند که من چرا گریه میکنم، چه مرگم است؟
بیآنکه بپرسید من کهام؟ از کجا آمدهام، و چرا اینقدر دلدل میزنم، مثل گنجشکی بارانخورده؟»
#عباس_معروفی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
با دستهای فرو افتاده و رخوتِ خوابآوری که از پس آن همه خستگی به سراغ آدم میآید، به شما پناه بیاورم؛ در حالی که سخت مرا بغل زدهاید و گرمای تن خود را به من وا میگذارید؛ گاهی با دو انگشت میانی هر دو دست نوازشم کنید و دندههایم را بشمارید که ببینید کدامش یکی کم است؛ و گاه که به خود میآیید با کف دستها به پشتم بزنید، آرام؟
بیآنکه کلامی حرف بزنید یا به ذهنتان خطور کند که من چرا گریه میکنم، چه مرگم است؟
بیآنکه بپرسید من کهام؟ از کجا آمدهام، و چرا اینقدر دلدل میزنم، مثل گنجشکی بارانخورده؟»
#عباس_معروفی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤10
تا آتش شوقی نَبوَد خوش نتوان زیست
بی شعله سرِ شمع به سامان نرسیده...
#کلیم_کاشانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
بی شعله سرِ شمع به سامان نرسیده...
#کلیم_کاشانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
💔6❤3