آن آتش برخاسته از گور همان بود
آن اخگر سوزنده ی موعود قرآن بود
او ظاهر آراسته ای داشت ولی خب...
در باطن باطل یه یقین شمر و سنان بود
یک عمر دویدیم پی عشق ولی حیف
تعریف تو از عشق فقط جنس زنان بود!
حتی که ضرر بود اگر جبر گرایی...
ای کاش طنابی به سرم همچو عنان بود!
ما پست مدرنیم دگر دوره ی حافظ...
بگذشت اگر ماه و پری،سرو و چمان بود
گویند که شک پایه ی کفر است ولی ما
یک عمر دویدیم و خدا زیر گمان بود!!!
تعریف من از عشق همین بود عزیزان
پابسته ی او بودم و وابسته ی آن بود!
| عطامردان |
Join US! @Distortedhuman
آن اخگر سوزنده ی موعود قرآن بود
او ظاهر آراسته ای داشت ولی خب...
در باطن باطل یه یقین شمر و سنان بود
یک عمر دویدیم پی عشق ولی حیف
تعریف تو از عشق فقط جنس زنان بود!
حتی که ضرر بود اگر جبر گرایی...
ای کاش طنابی به سرم همچو عنان بود!
ما پست مدرنیم دگر دوره ی حافظ...
بگذشت اگر ماه و پری،سرو و چمان بود
گویند که شک پایه ی کفر است ولی ما
یک عمر دویدیم و خدا زیر گمان بود!!!
تعریف من از عشق همین بود عزیزان
پابسته ی او بودم و وابسته ی آن بود!
| عطامردان |
Join US! @Distortedhuman
| Distorted Human |
Deadhorse – Contamination
| کاری بسیار زیبا از آلبوم جدید بند کاردرست Deadhorse |
| لذت ببرید ... 👆👆👆
#Minimalism
#Modern_Classical
#Piano
#Post_Rock
#Texas
#2017
| لذت ببرید ... 👆👆👆
#Minimalism
#Modern_Classical
#Piano
#Post_Rock
#Texas
#2017
شاید همهچیز
در خوابِ یک نفر میگذرد
و تنهاییِ واقعی
آن زمان پیش خواهد آمد
که او
بیدار شود . . .
| شهرام شیدایی |
Join US! @Distortedhuman
در خوابِ یک نفر میگذرد
و تنهاییِ واقعی
آن زمان پیش خواهد آمد
که او
بیدار شود . . .
| شهرام شیدایی |
Join US! @Distortedhuman
Forwarded from Toolkit
Aqualung and Lucy Schwartz-Cold (www.mp3vip.eu)
<unknown>
این شهر
شهر قصه های مادربزرگ نیست
که زیبا و آرام باشد
آسمانش را
هرگز آبی ندیده ام؛
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی هم نمیکند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می گریزد
از گم شدن نمی ترسد !
| رسول یونان |
Join US! @Distortedhuman
شهر قصه های مادربزرگ نیست
که زیبا و آرام باشد
آسمانش را
هرگز آبی ندیده ام؛
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی هم نمیکند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می گریزد
از گم شدن نمی ترسد !
| رسول یونان |
Join US! @Distortedhuman
من میترسم از پنجرهی اطاقم به بیرون نگاه بکنم، در آینه بخودم نگاه بکنم، چون همهجا سایههای مضاعف خودم را میبینم - اما برای اینکه بتوانم زندگی خودم را برای سایهی خمیدهام شرح بدهم باید یک حکایت نقل بکنم - اوه، چقدر حکایتهائی راجع به ایام طفولیت، راجع به عشق، جماع، عروسی و مرگ وجود دارد و هیچکدام حقیقت ندارند - من از قصهها و عبارتپردازی خسته شدهام.
بوف کور
صادق هدایت
بوف کور
صادق هدایت