| Distorted Human |
3.11K subscribers
3.49K photos
175 videos
54 files
148 links
شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم
دغدغه‌های شاعرانه
کانال اول ما

https://xn--r1a.website/Daar_wag
Download Telegram
مخصوص عصر 👆شدیدا پیشنهاد میشه !
فراتر از فاصله ها
مثل برگ های زیبا در خزان
پرواز آرام کلاغان
آنسوی ابرهای دوردست
دور از دست هیاهوی آدم ها
به سوی چراگاه درخشنده رویاها #Teni
تجربه ي عشق و نفرت
بقاياي خنده هاي مرده ام
و بازتاب گريه هاي بي صدايم
با اينکه همه چيز عوض شده است
اما هنوز نميتوانم بدون پشیمانی زندگي کنم . . .
#Anathema
سيگارهاي لحظه‌ي چشم انتظاريت سيگارهاي بعد در آغوش ديدنت

سيگارهاي شعله‌ور از تو به يك طرف، سيگارهاي لحظه‌ي تاريك رفتنت

سيگارهاي خاطره‌ي روز آمدن، سيگارهاي خاطره‌ي جنگ تن به تن

سيگارهاي شعله‌ور از من به سمت من، سيگارهاي خاطره‌ي تلخ رفتنت

سيگارهاي اينكه تو آيا بدون من...؟ سيگارهاي اينكه نه هرگز بدون تو

سيگارهاي اينكه چگونه...؟ چه مي‌شود...؟سيگارهاي اينكه مبادا شبي زنت....

سيگارهاي شعر من از موي تو سياه، سيگارهاي موي تو از رنگ شب سياه

سيگارهاي رنگ شب از دود آن سياه، سيگارهاي عمر مرا دود كردنت...

سيگارهاي لحظه‌ي با تو گريستن، سيگارهاي لحظه‌ي بي تو گريستن

سيگارهاي لحظه‌ي در تو گريستن سيگارهاي گريه‌ي رفتن گرفتنت

سيگار را به عشق تو كبريت مي‌كشم، اين شعر را به عشق تو كبريت مي‌كشم

من خويش را به عشق تو كبريت مي‌كشم، در لحظه‌هاي مثل شعري سرودنت....
تو شبيهِ آخرين سيگارِ بهمنِ پدربزرگي
هر چقدر هم پك بزند
و
بسته ها را يكي يكي تمام كند
باز هم در تمام شهر پيدا مي شوي
تو شبيه آخرين نخِ بافتني مادربزرگي
هر چقدر هم تمام بشود
باز شالي مي شوي دورِ گردن يكي از نوه ها
تو تمام نشدني باقي مي ماني حتي اگر
عمرِ
من
به دنيا
نباشد . . . . ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌
سحرگاهی
سرد و تاریک
انعکاس خاطرات گمشده ی من . . .
در ذهن پوچم می پیچد
چشمانم را می بندم
به این جهان تهی از هستی
می اندیشم
لبخندی بر لبان سردم می نشیند
لبخندی به وسعت یک سحرگاه
سحرگاه مرگ . . .
و وداع . . .
@distortedhuman
👆پیشنهاد میشه گوش بدین !
و بعد از اين همه هنوز بر اين گماني
كه ناشناسي و پنهان؟
از بوي لباسهايم مي فهمند محبوب مني
از عطر تنم مي فهمند بامن بوده اي
از دستِ خواب رفته ام مي فهمند كه تو برآن خواب رفته اي
از امروز ديگر نمي توانم پنهانت كنم
از دستخطم مي فهمند براي تو مي نويسم!
@distortedhuman
از تو که نیستی و من انگار مرده ام
از من که سالهاست به بنبست خورده ام
از من در ابتدای خودش انتها شده
از من که پاک که عاشق چشمها شده
از من که در میان عطش گریه میکند
شبها کنار بی کسی اش گریه میکند
شبهای دوست دارمت،روزهای بد
شبهای من مال تو هستم تا ابد . . .
@distortedhuman
و باری دیگر زندگی بهم خیانت کرد . . .
دیگه قبول کردم بعضی چیزا هیچ وقت عوض نمیشه
گذاشتم که این ذهن کوچیکِ تو عذابِ منو بیشتر کنه . . .
و با این وابستگی توصیف نشدنی منو رها کنه . . .
دیگه توانِ فکر کردن به چیزیو ندارم . . .
پس باری دیگر خودم را پشت این نقاب های خالی دفن میکنم . . .
@distortedhuman